17 بهمن 1401
دمای مشهد: 03
ورود | ثبت نام
رزیتا فرزانه رشته کج کردن اجسام سخت

«دوست داشتم برای کشورم، ایران، مقامی کسب کنم که همه بگویند ببینید این رکورد را یک بانوی ایرانی زده است. برای همین به‌دنبال کاری بودم که خاص باشد. مدتی کارم شکستن اجسام سخت بود، اما از نگاه من، شکستن چوب یا سنگ خیلی خاص نبود؛ به همین دلیل با مشورت استادم به‌دنبال کج‌کردن آهن رفتم و توانستم رکورد جهانی کج‌کردن 65میل‌گرد12 با بدن را به ثبت برسانم.» رزیتا فرزانه این جملات را در‌حالی می‌گوید که موفقیت خود را به‌‌دلیل حمایت‌های چهار فرزندش می‌داند.

«دوست داشتم برای کشورم، ایران، مقامی کسب کنم که همه بگویند ببینید این رکورد را یک بانوی ایرانی زده است و در حال حاضر رقیبی ندارد. برای همین به‌دنبال کاری بودم که خاص باشد. 

مدتی کارم شکستن اجسام سخت بود، اما از نگاه من، شکستن چوب یا سنگ خیلی خاص نبود؛ به همین دلیل با مشورت استادم به‌دنبال کج‌کردن آهن رفتم و توانستم رکورد جهانی کج‌کردن 65میل‌گرد12 با بدن را به ثبت برسانم.» رزیتا فرزانه این جملات را در‌حالی می‌گوید که موفقیت خود را به‌‌دلیل حمایت‌های چهار فرزندش می‌داند.  

ماجرای انتخاب مسیر او به 33سال قبل برمی‌گردد، درست زمانی‌که پدرش به رحمت خدا رفت و او مجبور شد با مادربزرگش زندگی کند و یاد بگیرد بزرگ باشد و چرخ زندگی‌اش را خودش بچرخاند. دوست داشت قوی باشد و خودش گلیمش را از آب بیرون بیاورد؛ به‌همین‌دلیل تصمیم گرفت به‌دنبال ورزش‌های رزمی برود تا بتواند قوی باشد.

 

موفقیتم را مدیون فرزندانم هستم

دوست دارد همین ابتدای گفت‌وگو این موضوع را بنویسیم که درست است که می‌گویند پشت سر هر آدم موفقی، پدر، مادر، همسر و استاد او ایستاده است، اما رزیتا فرزانه موفقیت‌هایش را مدیون فرزندانش می‌‌داند؛ فرزندانی که همیشه همراه مادر بوده‌اند و هستند. 

رزیتا دست پسر بزرگش را که همراه او آمده است، در دست می‌گیرد و همان‌طورکه به او نگاه می‌کند، ادامه می‌دهد: اگر به مسابقه رفتم و در خانه نبودم، اگر غذا دیر و زود شد، بچه‌هایم هرگز گلایه نکردند. وقتی نیستم، فرزندانم کارهایشان را انجام می‌دهند.

 پسر بزرگم، آرمین، دانشجوی سال آخر است و زبان هم تدریس می‌کند؛ او در نبود من، بچه‌ها را به مدرسه می‌برد و می‌آورد و حواسش به همه امور خانه هست. زمانی‌که رکورد میل‌گردها را زدم، بدنم کبود شده بود و مدتی در خانه استراحت می‌کردم تا بهتر شوم. در این مدت همه کارهای خانه را خودشان انجام دادند و حواسشان به من بود. هر یک از آن‌ها یادگرفته‌اند وظایفی دارند که باید به آن عمل کنند.

 

زندگی در روستا، تجربه‌ای متفاوت

او متولد 1358 است؛ هرچند خانواده ورزشی نداشته است، سبک زندگی‌اش سبب شد به‌سمت ورزش برود و این روش زندگی را انتخاب کند. او می‌گوید: در ده‌سالگی ورزش را با تکواندو آغاز کردم. آن‌قدر ورزش را دوست داشتم که گاهی از مدرسه می‌زدم تا به باشگاه بروم و تمرین کنم. 

وقتی دان4 تکواندو را گرفتم، احساس کردم می‌توانم در رشته دیگری ورزش را ادامه بدهم؛ به همین دلیل به سراغ کونگ‌فو رفتم و در این ورزش هم کمربند مشکی گرفتم و تا شال2 کار کردم. ازدواجم سبب شد کمی از ورزش فاصله بگیرم، اما آن را کنار نگذاشتم.

همسرش فرهنگی بود و از معلم‌هایی که در روستاهای دورافتاده بیتوته می‌کردند؛ فرزانه هم دوشادوش همسرش به روستاها می‌رفت و هرکاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. او عاشق زندگی و فرزندانش است؛ برای همین در هر مسیری که قرار می‌گرفت به چشم فرصت به آن نگاه می‌کرد و فعالیت‌هایی متفاوت انجام می‌داد.

 در یکی از روستاهای دورافتاده وقتی بستنی درست کردم، خیلی برایشان عجیب بود. آن‌قدر خوششان آمد که شیر می‌آوردند تا من برایشان بستنی درست کنم

 او می‌گوید: به روستاها که می‌رفتیم، تمرینات ورزشی‌ام را انجام می‌دادم. کارهای زندگی روستایی را هم انجام می‌دادم؛ خودم می‌رفتم پای تنور تا نان درست کنم؛ البته چندباری موهای سرم هم سوخت، اما باز تمرین کردم تا بالاخره یاد گرفتم. دوره‌های کمک‌های اولیه و امداد را گذرانده بودم؛ به‌همین‌دلیل هر وقت روستاییان دراین‌زمینه نیاز به کمک داشتند، هرچه در توانم بود انجام می‌دادم. 

داروهای اولیه مانند قرص سرماخوردگی، استامینوفن و... را با خودم به روستا می‌بردم تا در‌صورت نیاز به افراد بدهم. علاقه‌ام به آشپزی سبب شد همیشه به‌دنبال درست‌کردن غذاهای متفاوت باشم که برای مردم روستا هم جالب بود.

رزیتا‌خانم ادامه می‌دهد: در یکی از روستاهای دورافتاده وقتی بستنی درست کردم، خیلی برایشان عجیب بود. آن‌قدر خوششان آمد که شیر می‌آوردند تا من برایشان بستنی درست کنم. روزهای خوبی بود. زمانی‌که پسرانم بزرگ‌تر شدند، تصمیم گرفتیم من و بچه‌ها به مشهد بیاییم تا بتوانند به تحصیلاتشان ادامه بدهند. حالا حدود دوازده‌سالی می‌شود که در مشهد ماندگار شده‌ایم و همسرم تنها به روستاها می‌رود.

 

مسیرم تغییر کرد

فرزانه که در این مدت رشته‌های مختلف رزمی را دنبال کرده بود، تصمیم می‌گیرد کارش را در رشته کیک‌بوکسینگ ادامه دهد؛ می‌گوید: با خودم گفتم این‌بار ورزشی را تمرین کنم که هیچ خانمی انجام نداده باشد. به تمرینات ورزش‌های مختلف نگاه می‌کردم. 

کم‌کم متوجه شدم آقایان زیاد در رشته شکستن اجسام فعالیت می‌کنند، اما خانم‌ها چندان از این رشته استقبال نمی‌کنند. با فیلم‌هایی که می‌دیدم، شروع کردم به شکستن اجسام مختلف از‌قبیل یخ، کاشی، چوب و... یک بار آمدم یخ را بشکنم، ناشیانه روی یخ زدم و مچ دستم شکست. 

چند‌بار هم انگشت شستم شکست. همه تمریناتم را در فضای مجازی می‌گذاشتم تا استادان فن ایرادات کارم را بگویند. خدا نگهدارش باشد؛ استاد پوریا ولی  حبیبی از شهر لرستان، تمرینات مرا می‌دید و اشکالات کارم را می‌گفت. او همیشه به من می‌گفت «خوب است که با‌وجود آسیب‌هایی که می‌بینی، باز هم کارت را ادامه می‌دهی.» 

روی پشت بام خانه می‌رفتم و به بچه‌ها می‌گفتم با چوب مرا بزنند! اوایل تنم کبود می‌شد؛ کم‌کم با توضیحات استاد متوجه شدیم که من باید در چه زاویه‌ای بایستم و فرزندانم چگونه این کار را انجام دهند. علاوه‌بر آن، فهمیدم برای شکستن اجسام، هر عضو بدن را باید با نرمش‌هایی خاص تمرین داد و در زوایای خاصی قرار گرفت.

آن‌طور‌که فرزانه تعریف می‌کند تا سال‌1396برای دل خودش در رشته شکستن اجسام فعالیت می‌کرده است، اما آشنایی‌اش با استاد جلال  برزگر در مشهد، مسیر حرفه‌ای او را تغییر می‌دهد.

رزیتا‌خانم برایمان تعریف می‌کند: یک روز به استاد حبیبی  گفتم دوست دارم رکوردی خاص در کشور بزنم. تصمیم گرفتم بلوکه سیمانی حدود هفتصد‌کیلوگرمی را روی شکمم بگذارند و با پتک آن را بشکنند. برای این کار، بدن باید قوی باشد تا بتوان شدت ضربه‌های پتک را از بدن رد کرد؛ در‌غیر‌این‌صورت به‌جز درد ممکن است نفستان هم بگیرد و آسیب جدی ببینید. برای اجرای این برنامه در مشهد دنبال مکان مناسب می‌گشتم که با استاد برزگر آشنا شدم. وقتی کار مرا دید، فوت‌های کوزه‌گری را به من آموزش داد و من همیشه سپاسگزار ایشان هستم.

 

برعهده گرفتن ریاست رشته شکست اجسام سخت بانوان کشور

فرزانه به‌دنبال این بود که رکوردی برای کشورش ثبت کند؛ رکوردی که به‌زودی نتوانند آن را بشکنند. به‌همین‌دلیل به فکر خم‌کردن آهن افتاد، کاری که تا آن زمان ندیده بود به دست زنان انجام شود. پذیرفتن اینکه بتواند از این امتحان موفق بیرون آید برای استادانش سخت بود، اما محال نبود؛ درنهایت پس‌از مشورت، استادانش پذیرفتند که این کار را انجام دهد.

در روز اجرا اول 45میل‌گرد را زدم. استادم پرسید که آیا می‌توانم ادامه بدهم، با سر اشاره کردم که «بله» و 65میل‌گرد را با ضربه به بازوی راست، بازوی چپ، پشت و قسمت‌های ران پا کج کردم

 نتیجه‌ این شد که فرزانه توانست سال 1399 اولین زن ایرانی را باشد که توانسته است در جهان  65میل‌گرد‌12 را در 5دقیقه و 16ثانیه با اعضای بدنش کج کند. به‌‌دلیل هزینه‌های سنگین گینس، رکورد فرزانه در ایمارو (سازمان جهانی ثبت رکوردهای ورزشی) ثبت شد.

البته فرزانه خودش هم فکر نمی‌کرد که بتواند این کار را انجام دهد. او می‌گوید: ابتدا می‌خواستم رکورد 45میل‌گرد را بزنم، اما استاد تشویقم کرد و گفت می‌توانم از پس 65 میل‌گرد برآیم. در روز اجرا اول 45میل‌گرد را زدم. استادم پرسید که آیا می‌توانم ادامه بدهم، با سر اشاره کردم که «بله» و 65میل‌گرد را با ضربه به بازوی راست، بازوی چپ، پشت و قسمت‌های ران پا کج کردم.


بعد از ثبت این رکورد، کانچو روح‌پرور، بنیان‌گذار سبک سوپر‌ساباکی، پیشنهاد کرد شکستن اجسام سخت جزو هنرهای فردی و نمایشی باشد تا خانم‌ها هم بتوانند در هنرهای فردی نمایشی در ورزش شرکت کنند. با‌توجه‌به توانایی رزیتا فرزانه، او به‌عنوان اولین نماینده بانوان، ریاست رشته شکستن اجسام سخت  بانوان  کشور را در این سبک گرفت  و حالا بانوان ما می‌توانند در مسابقات کشوری این رشته شرکت کنند.

 

قبل از همه چیز،یک زن هستم

بانوان ورزشکار بسیاری در کشور داریم که افتخارات فراوانی کسب کرده‌اند، اما آنچه فرزانه را متمایز می‌کند، داشتن چهار فرزند است که نه‌تنها آن‌ها را مانع پیشرفت خود نمی‌داند، بلکه حضور فرزندانش را مهم‌ترین عامل پیشرفت و کسب موفقیت‌هایش عنوان می‌کند. او می‌گوید: همسرم زیاد به ورزش علاقه‌مند نیست، اما اشتیاق من به ورزش سبب شد با من همراه شود و هر‌جا که لازم باشد، کمکم کند. قبل از ازدواج همیشه دوست داشتم چهارفرزند داشته باشم، دو دختر و دوپسر.

می‌خندد و ادامه می‌دهد: حالا سه‌پسر دارم و یک دختر؛ از خدا تشکر می‌کنم که فرزندان خوبی دارم و جمع صمیمی خانواده‌ام بهترین حامی من در ورزش هستند.

رزیتا‌خانم بیان می‌کند: قبل از تولد اولین فرزندم همه مرا می‌ترساندند که با ورزش‌هایی که تو انجام می‌دادی، زایمان سختی خواهی داشت. اما برخلاف حرف آن‌ها هر چهار زایمانم آسان و طبیعی بود؛ شاید دلیلش همان ورزش‌ها باشد.  

وقتی از او می‌پرسیم در دوران بارداری هم ورزش می‌کرده است یا نه، توضیح می‌دهد: دوران بارداری، ورزش‌های سبک انجام می‌دادم. از‌طرفی نمی‌توانستم بیکار بنشینم؛ برای همین در این مدت گل‌سازی می‌کردم، معرق با چوب و مس را آموختم، تابلو درست می‌کردم یا کارهای مینیاتوری انجام می‌دادم.خیاطی‌ام هم خوب است. برای خودم و فرزندانم لباس می‌دوختم.

او ادامه می‌دهد: قبل از علاقه به ورزش، من یک زن هستم با روحیه زنانه؛ همسر و مادر هم هستم. زنی هستم مثل همه زنانی که می‌شناسید؛ هنرهایی را که یک خانم انجام می‌دهد، بلدم و با علاقه آن‌ها را انجام می‌دهم. در‌واقع دوست ندارم آدم بیکاری باشم.

 

خانواده ورزشی

پدر خانواده که هشت‌ماه تا بازنشستگی‌ فاصله دارد، این روزها در یکی از روستاهای عشایر مرزنشین زاهدان مشغول خدمت است. به‌‌جز آرمین بیست‌و‌چهار‌ساله که به ورزش‌های رزمی علاقه‌ ندارد، آرمان هجده‌ساله، آیدای ده‌ساله و آرتین هفت‌ساله، راه مادر را ادامه می‌دهند. آرمان امسال از  هنرستان  تربیت‌بدنی  فارغ‌التحصیل می‌شود و می‌خواهد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در همین رشته ادامه دهد. او کمربند مشکی دارد و همانند مادر علاقه بسیاری به هنرهای رزمی دارد.

آیدا نیز بی‌شباهت به مادر نیست. او سال گذشته در رشته ورزش‌های فردی نمایشی توانست با کج‌کردن میل‌گرد10 مدال طلای کشور را از آن خود کند.

آرتین که انگار همه اعضای خانواده الگوی زندگی‌اش شده‌اند، به گفته مادر اولین کودک چهارساله‌ای بوده است که توانسته با دستش سنگ را بشکند.

 

به عصر جدید نرسیدیم

چند سال پیش، فرزانه به‌همراه شاگردانش تلاش کرد در برنامه «عصر جدید» حاضر شود و تمریناتشان را اجرا کنند. آن‌ها شبانه‌روز تمرین می‌کردند تا بتوانند با دستی پر در این برنامه حضور یابند، اما زمانی‌که باید برای راستی‌آزمایی راهی تهران می‌شدند، کرونا به اوج خود رسید و متأسفانه تست کرونای تعدادی از بچه‌های گروه مثبت شد و امکان حضور برایشان مهیا نشد.

کد مطلب: 5262 1401/10/27 - 10:37
  شما این مطلب را پسندیده‌اید   شما و نفر دیگر این مطلب را پسندیده‌اند

ارسال نظر

نظر شما همان چراغی است که به ما در ادامه دادن درست مسیر کمک می‌کند، پس لطفا ما را از این روشنایی بی‌نصیب نگذارید. تمام نظرها منتشر خواهد شد مگر اینکه حاوی کلمات نامناسب و غیرقابل انتشار باشد.

کد امنیتی
برای جستجو Enter بزنید
برچسب‌های مرتبط: