عماد نیرومند ۱۵ ساله و برادرش احسان ۱۰ ساله در چند هنر سررشته دارند. شعر، داستاننویسی، نمایشنامهخوانی، نقاشی و سفالگری. آنها در دنیای مجازی هم فعال هستند و وبلاگ ساختهاند.
حسین عباسزاده، نویسنده مشهدی کتاب «خوشبحال هیچ کس نیست» میگوید: اگر نگاهی به اطرافمان بیندازیم میبینیم که خیلی از ما حسرت زندگی دیگری را داریم، حسرتی که برخواسته از آگاهی کمِ ما نسبت به واقعیت زندگی آن شخص است.
شعرهای جواد حاجیزاده چندین بار در مسابقات شعر فرهنگیان استان به عنوان اثر برتر برگزیده شده است و نمایشنامهها و کارگردانیاش در جشنوارههای تئاتر دانشآموزی حرفهای زیادی برای گفتن داشته است.
بسیار پیش آمده است که وقتی در پارکها قدم زدهام، درختهای پوسیده وخشکی را دیدهام که مصرفی جز برای تبدیل شدن به زغال، تخته و... نداشتهاند و آنها را به شکلهای زیبایی در آوردهام که همه از آن استقبال کردهاند.
زهره موسوی با دیدن کارهای ونگوگ دلباخته نقاشی شد، با دوستداشتن زمین و خاک انگشتانش را لابهلای گِلها بازی داد و از دنیای نقاشی و سفال به خلق آرتموزائیک رویآورد. این میان کمی هم مجسمهسازی کرد.
استاد انوشیروان فروغی میگوید: حداقل ۲۰ سال شیمی کاربردی کار کردهام و خیلی از کارهای نقاشیخط من با استفاده از مواد شیمیایی است که به استخدام هنر درآوردهام.
برای حیدر صفدرپور، همه چیز از برخاستن یک «آه» از نهاد شروع شد: «خدایا، میشه یه روزی منم مثه اینا، برای ائمه دو خط شعر بگم.» صفدرپور اولین شعرش را در ۱۸سالگی میسراید. حکایت او حکایت دلدادگی به ائمه (ع) است.
مریم حسین پور با اینکه میتوانست در رفاه و آسایش دختران نازپرورده بماند، اما ترجیح داد مسیری را انتخاب کند که با تلاش و عشق به هنر گره خورده است. او با فعالیتهای فرهنگی و آموزش رایگان دهها زن پناهگاهی برای بانوان محله شده است.
نگاه عمیقِ هنرمندان و هنردوستان بر روی تابلوهای پر نقش و نگار مهدی امینی در نمایشگاه نقاشی عینیت، شاهدی بود بر حجم هنرمندی خالق تابلوهای به نمایش درآمده.
از مزایای قابل ذکر هنر سوختنگاری میتوان به ارزان و در دسترسبودن لوازم کار اشاره کرد، فقط با یک هویه ساده، یک تکه چوب، سمباده و یک طرح میتوان اثر هنری بینظیری خلق کرد.