مادر وصال توانایی میگوید: از وقتی او دوساله بود، هر شب برایش کتاب میخواندم و او با یک بار شنیدن، آنها را حفظ میکرد. همین است که حالاچیزی در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ کتاب داستان دارد که همگی را حفظ است.
نظامالملکی میدانست متن رادیویی باید موجز و روشن باشد و کجا باید واژه را پررنگ ادا کند تا در همهمه میدان شهدا هم شنیده شود. او وقتی در مسجد گوهرشاد به منبر رفت، مردم در گوش هم زمزمه میکردند «این همان صدای رادیو است»!
حسین صباغیان طوسی، هنرمند پیشکسوت مشهدی، با برگزاری نمایشگاه نقاشی «فراسوی زمان» تلاشی دارد برای ثبت این حس ماندگار. او با بیش از شش دهه فعالیت هنری، این اصل بنیادین را عمیقا درک کرده است.
محمد و آرزو نیک؛ پدر و دختر شاعر که یکی راه پر پیچ و خم ادبیات را طی کرده و دیگری پای قله ادبیات شعر ایستاده است. از محمد نیک مجموعه شعری به نام «هرگز گلی را پرپر نکردم» به چاپ رسیده است.
نام احمد میرباذل خیلی زود با تئاتر مشهد گره میخورد. جایگاه نمادینش، پیوند میان مشهد و عصر پرده بیصداست. سالها بعد، روی اولین فیلم رنگی فیلمبرداری شده در مشهد هم حرف میزند.
علی حاجییاری ۴سالی هست که حرفهای شعر میگوید. از نفرات برگزیده در جشنواره دانشجویی دانشگاههای فنی کشور بوده و در جشنواره شعر «بیحروف» نفر اول شده است.
نگاه نادرست و قضاوتهای اطرافیان نسبتبه تئاتر هیچوقت نتوانست علاقه آسیه حسینی را خاموش کند. او در پانزدهسالگی، مدرک مربیگری تئاتر را گرفت. یکسال بعد، مربی تئاتر شد و حالا سالهاست در مدرسه المهدی (عج) استعدادیابی میکند.
بابک مسعودی؛ هنرمندی که بیش از دو سال، تزیینات روی سنگ مضجع مطهر حضرت رضا(ع) را با دست و دل خود تراشید. میگوید: آن روزها هنوز نمیدانستم این پیشنهاد قرار است مسیر زندگی مرا عوض کند.
محسن موسویزاده مانند دوران بچگیاش به دنبال این است که چندتکه کاغذ را بدون برش به شکلهای مختلفی درآورد. برایش فرقی ندارد که این تکهکاغذ، پروانه، ماشین کوچک بازی یا هر چیز دیگری باشد.
سیدجعفر ماهرخسار، معیار ارزشی برای سنجیدن اشکال دیگر مداحی بود که در حاشیه مرور زندگی اش، میتوان راه درست تشخیص، تحلیل و حفظ و نگه داشت مناسک را آموخت. او بیش از پنجاه سال در جوار گنبد علی بن موسی (ع) خواند.