گرمابههای مشهد مثل گرمابه خیابان سرخس بروبیایی داشته است. گرمابه متعلق به حاجاحمد ضعیفالسادات چون بر مسیر راه روستاییان قرار داشت، سالهای دور شلوغ و پرمسافر بود.
حمید دباغ مرشد گود زودخانه وحدت است. او میگوید: سرت را باید خم کنی تا بتوانی از در عبور کنی. این رسم همه زورخانههاست که درها را کوتاه میسازند تا سرت همیشه خم باشد. تواضع، اصل اول و مرام همه پهلوانها و زورخانههاست.
در زنگ ورزش بود دبیرستان دخترانه نجمه صدری خبری از والیبال، بسکتبال، بدمینتون نیست و جایش را بازی های بومی و محلی مانند «هفتسنگ»، «زو»، «وسطی»، «شیطونفرشته» و «یکقل دوقل» داده است.
سالهاست که خراسانیها، در روزهای ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ ماه شعبان بر سر مزار رفتگان خود حاضر میشوند و در مراسمی با نام «چراغبرات» برای شادی اموات خود فاتحه میخوانند و قرآن قرائت میکنند.
بالغبر ۱۵۰نوع بازی سنتی در ایران وجود داشته که بهمرور زمان و با تغییر شیوههای زندگی، از میان رفته است. یکی از همین بازیها بازی «توپ و چوب» یا «زنجیر پله» است که ساکنان محله ثامن، هر روز بعدازظهر انجام میدهند.
ملامحمد به وقت گفتن از شب یلدا، کلمه «چله» را بیشتر استفاده میکند و تأکیدش بر این است که مشترکات شب چلههای قدیم در جمعشدن در خانه بزرگتر، فالحافظ گرفتن و خوردن هندوانه و انار خلاصه میشد و بقیه در هر قومی متفاوت بود.
چند گروهند؛ عدهای که از همه پیرترند و سنشان به ۸۰ پهلو میزند گوشهای نشستهاند، تماشاگرند و به اصطلاح خودشان، بازنشسته تیله بازی. مهم ۶۰سالهها هستند که گرد و خاک میکنند.