علیاکبرخان آزادی، معروف به «گلشن آزادی»؛ شاعر، روزنامهنگار، نویسنده است که اسمش با تاریخ مطبوعات مشهد گره خورده؛ با روزنامههای آزادی، فکرآزاد و مهرمنیر.
جلال علائیکاخکی که در دهه ۴۰ شهردار بسیاری از شهرهای خراسان بوده میگوید: شهرداریها آن زمان هیچ موتورآلاتی نداشت با این حال بسیاری از کارها از جمله حمل گوشت شهر هم زیرنظر شهرداری بود.
شاملوها ازجمله خاندانهای قدیمی شهر مشهد هستند که خدمات قابلتوجه پزشکی داشتهاند. طبق بررسی شجره خاندانی و اسناد تاریخی، شاملوها در زمره مهاجرانی بودهاند که در دوره تیموریان به ایران کوچانده و تعدادی از آنان در مشهد ساکن شدهاند.
حرف زدن از معلم قرآن ۸۵ سالهای که تعداد شاگردانش در شش دهه تدریس به بیش از ۲۰۰ هزار نفر رسیده بیش از آنکه تعجب برانگیز باشد، ارزشمند است. او کسی نیست جز حاج احمد هروی که خیلی از اساتید به نام قرآنی شاگرد او بودند.
ملکالشعرای آستانقدس منصبی بود که از دوره قاجار ایجاد شد، روال به این ترتیب بود که نایبالتولیه وقت، شاعر منتخب را به دربار معرفی و شاه نیز معمولا حکم ملکالشعرایی را به نام این شاعر صادر میکرد.
پرویز مشکاتیان اهل نمایش نبود. از شهرت و بازار هنر دوری میکرد. بیشتر از آنکه در جشنوارهها بدرخشد، در خلوت خانهاش مینشست و قطعاتی مینوشت که بوی خاک بارانخورده نیشابور را میداد و تصنیفهای بسیاری ساخت.
احسان شریعتی درباره پدرش میگوید: شریعتی، شرایطی را که یک محقق و پژوهشگر آکادمیک با بودجه مشخص حرفهای میرود، نداشت و در زمانی اندک، حجم انبوهی از مطالب را نوشته است.
استاد محمدتقی شریعتی زمانی که دید، بهواسطه سیاستهای حکومت، تبلیغ دینی سخت است و پس از آنکه دانست در مصاف با ایدئولوژیهای غربی ضددینی کار تشکیلاتی لازم است، «کانون نشر حقایق اسلامی» را تأسیس کرد.
محمدتقی شریعتی معلمی را به این دلیل انتخاب کرد که به ارتزاق از راه دین، اعتقاد نداشت و میخواست درآمدش را از شهریه دانشآموزانش به دست بیاورد نه از حقوق دستگاههای دولتی که او آنها را غاصب میدانست.