حرف زدن از معلم قرآن ۸۵ سالهای که تعداد شاگردانش در شش دهه تدریس به بیش از ۲۰۰ هزار نفر رسیده بیش از آنکه تعجب برانگیز باشد، ارزشمند است. او کسی نیست جز حاج احمد هروی که خیلی از اساتید به نام قرآنی شاگرد او بودند.
ملکالشعرای آستانقدس منصبی بود که از دوره قاجار ایجاد شد، روال به این ترتیب بود که نایبالتولیه وقت، شاعر منتخب را به دربار معرفی و شاه نیز معمولا حکم ملکالشعرایی را به نام این شاعر صادر میکرد.
پرویز مشکاتیان اهل نمایش نبود. از شهرت و بازار هنر دوری میکرد. بیشتر از آنکه در جشنوارهها بدرخشد، در خلوت خانهاش مینشست و قطعاتی مینوشت که بوی خاک بارانخورده نیشابور را میداد و تصنیفهای بسیاری ساخت.
احسان شریعتی درباره پدرش میگوید: شریعتی، شرایطی را که یک محقق و پژوهشگر آکادمیک با بودجه مشخص حرفهای میرود، نداشت و در زمانی اندک، حجم انبوهی از مطالب را نوشته است.
استاد محمدتقی شریعتی زمانی که دید، بهواسطه سیاستهای حکومت، تبلیغ دینی سخت است و پس از آنکه دانست در مصاف با ایدئولوژیهای غربی ضددینی کار تشکیلاتی لازم است، «کانون نشر حقایق اسلامی» را تأسیس کرد.
محمدتقی شریعتی معلمی را به این دلیل انتخاب کرد که به ارتزاق از راه دین، اعتقاد نداشت و میخواست درآمدش را از شهریه دانشآموزانش به دست بیاورد نه از حقوق دستگاههای دولتی که او آنها را غاصب میدانست.
اگر بخواهیم درباره شاهانی که گوربهگور شدند، حرفی بزنیم، قطعا نام نادر بر بلندای فهرست میدرخشد؛ شاهی که چهاربار دفن شد تا به آرامگاهی که اکنون در آن آرمیده است، برسد.
حسینآقاخان خزاعی بهعنوان رئیس قزاقخانه به مشهد میآید، اما رضاخان، به او مأموریت دیگری داده است. او که بهعنوان فرمانده لشکر۶ شرق به مشهد میآید، ساختار ارتش نوین خراسان را در مشهد شکل میدهد.
حاجآقا موسوینژاد در پایان عمر بابرکتش، موفق شد مدرسه علمیهاش را به یکی از مهمترین مراکز علمی خراسان تبدیل کند و تا پیش از آنکه از دنیا برود، یک صندوق قرضالحسنه و یک صندوق تعاونی هم تأسیس کرد.
دکتر سیدمهدی صانعی چهرهای خستگیناپذیر بود که حتی وقتی در سال۱۳۸۲ از خدمت در دانشگاه بازنشسته شد، به حکم ریاست دانشگاه با توافقی قراردادی به همکاری ادامه داد، اما فروردین ۱۳۸۴ در نهایت ناباوری تسلیم مرگ شد!