قبل از انقلاب کوی ژاندارمری، محل سکونت نیروهای ژاندارمری بود؛ محلی در محدوده محله شیرودی امروزی. آن دسته از نیروهای درجهدار ژاندارمری که خانهای نداشتند میتوانستند چندسالی در این خانهها زندگی کنند.
اسناد میگویند که وضع مساعد پرورش گوسفند در خراسان و روابط نزدیک با افغانستان سبب شد کارگران ایرانی این هنر را از مهاجران افغان بیاموزند و بهاینصورت خراسان به یکی از مراکز مهم پوستیندوزی تبدیل شود.
با اتکا به دو شاهد میتوان بیان داشت که آب خیابان در سالهای بعد از دوره صفویه از جمله در دوره افشاریه و حتی در زمان اوج زمامداری نادرشاه، دستکم پس از ورود به صحن عتیق دیگر کیفیت مناسبی نداشت.
مرحوم «غلامحسین بقیعی» در کتاب «انگیزه» (که مرور خاطرات دوران کودکی و جوانی اوست) خانهای را توصیف کرده که متعلق به حاجمیرزایحیی ساداترضوی بوده است. این خانه مجلل در نزدیکی باغ هشتآباد بود.
در نزاعی که میان یهودیان و غیریهودیان در روز عید قربان اتفاق افتاد، تعدادی یهودی به قتل رسیدند. بعد از این حادثه که به واقعه «الله داد» شهرت دارد، شماری از یهودیان مشهدی بهصورت صوری مسلمان شدند.
ظاهرا اجتماع در گورستان، ختم قرآن و توزیع انواع مواد غذایی بهعنوان بخش مهمی از رسم قدیمی چراغبرات برقرار بوده است؛ اما طبق تصویر چادرهای برپا شده در گورستان هم تعدادشان کم نیست.
بررسیها نشان میدهد حیات نهر خیابان مشهد با وجود همه فراز و نشیبهای تاریخی تا پایان دوره قاجار، تداوم داشته و با وجود خرابیهای فراوان به جزئی ناگسستنی از ساختار آبرسانی شهر تبدیل شده است.
تا قبل از ایجاد بلدیه، بیشتر کار تنظیف شهر برعهده مردم بود اما بعد از مشروطه بهطور انحصاری برعهده حکومت یا انجمن بلدیه گذاشته شد. مشاورالوزاره، سومین رئیس بلدیه مشهد، توجه ویژهای بهتنظیف شهر داشت.
تجربه موفق تأسیس بیمارستان آمریکایی در ارومیه، میسیون مسیحی را وا میدارد که احداث بیمارستان آمریکایی در رشت، تبریز، همدان، تهران (چهار بیمارستان سیار) و مشهد را نیز به همراه داشت.
خوب یادم هست یک روز یکی از مشتریهایمان به مورچه و برگهای داخل یخ اعتراضکرد که آقام هم تو جوابش گفت: نمیتونم کارگر مورچه جمعکنی بگیرم. خودت مورچههاشو جمع کن بعد بخور.