خانواده سبحانی در محله طلاب اسم و رسمی برای خودش دارد، پدر خانواده فرهنگی است که سالها در مناطق محروم خدمت کرده، مادر جزو انجمن اولیا و مربیان است و بچهها با رتبههای قرآنی در محله شناخته شده هستند
زندگی خانوادگی حجتالسلام سیف زیر سقف خانه ۵۰ متری در خیابان حرعاملی جاگرفته بود که آن را هم بهخاطر تاسیس کتابخانه فروخت و با پولش ۲ کتابخانه تاسیس کرد.
چهارسالی میشود که خانه پدری محمدتقی ضیایی درهایش به روی زائرانی باز میشود که از شهرهای دور و نزدیک برای زیارت به مشهد میآیند. این رسم زیبا از چهارسال پیش، با تصمیم آقامحمدتقی و همسرش شکل گرفت.
آنها همدلی را ویژگی مثالزدنی همسایهها در این کوچه، عنوان میکنند و با مهربانی تمام، سکونت در این معبر را به همه کسانی که دلشان برای همسایگیهای قدیم تنگ شده است، پیشنهاد میدهند.
نعیم سرخیزاده با همسرش فاطمه بندقیری، ۱۹۰۰کیلومتر راه را از اهواز آمده بود مشهد؛ جوری که چند روز مانده به شهادت آقا امام هشتم (ع) اینجا باشد. قصدشان فقط زیارت نبود؛ میخواستند خادم باشند و برای مهمانان حضرت، نوکری کنند.
کیان غزنوی میگوید: امسال با مامان و بابایم اربعین به کربلا رفتیم. مردم آنجا خیلی از ما پذیرایی میکردند. همانجا تصمیم گرفتم وقتی برگشتم مشهد، من هم ایام شهادت امامرضا (ع) هرکاری از دستم برمیآید برایشان انجام دهم.
در یکی از اتاقهای مرکز رویش در بوستان شهربانوی ریحانه صدای چرخهای خیاطی با نیت خدمت در هم آمیخته است، کنار تکههای پارچه که یکی پس از دیگری زیر سوزن چرخ جان میگیرند. کیسههای پارچهای آماده میشوند تا در دهه آخر صفر به دست زائران امامرضا (ع) برسند!
فاطمه خانم میگوید: در حال مناجات بودم که زنی از کنارم رد شد و گفت به دیدن خانم برزگر در آسایشگاه بسیج حرم برو. همین کار را کردم. آنقدر اصرار کردم که گفت برو همین الان مدارکت را بیاور. ساعت ۲ نشده رسما خادم حرم شدم.
در کوچه شهیدشهریور۱۹ محله امیرآباد مشهد همسایهها مشکلگشای گرفتاریهای هم هستند؛ یکی برای تهیه جهیزیه پیشقدم میشود، دیگری واسطه ازدواج جوانهاست و آن یکی سالهاست پای کار مسجد و خانوادههای نیازمند ایستادهاست.
محله مهدیآباد، پنجاهدختر هشتتاهجدهساله عزمشان را جزم کردهاند تا با پول توجیبی و عطر حلوا زیباترین میزبانی را برای زائران پیاده در روزهای پایانی ماه صفر رقم بزنند.