عَلمی که با قلکهای نوجوانان مسجد امامزمان(عج) ساخته شد
حدود هجدهسال پیش بود که نوجوانان و جوانان مسجد و حسینیه امامزمان(عج) در محله شقایق۲، آرزوی داشتن علم را در سر داشتند. وقتی آنها درقالب هیئت برای سینهزنی و عزاداری ایام محرم به مساجد دیگر میرفتند و میدیدند باقی هیئتها علم دارند، قلکها و پولهای توجیبیشان را آوردند وسط و شبانه علم سفارش دادند.
مجید نجاران که خودش جزو این افراد بوده، خاطره شیرینی از آن شب در ذهنش مانده است.
ما هم باید علم داشته باشیم
مجیدآقا که در زمان خرید علم ۲۵سال داشته است، تعریف میکند: گمانم محرم سال۸۷ بود که برای عزاداری و علمکشی نزدیک حرم رفته بودیم. بیش از هفتادعلم آورده بودند. تنها هیئتی که علم نداشت، هیئت ما بود. نوجوانان و جوانانمان خیلی از این موضوع ناراحت شدند و میگفتند هیئت ما هم باید علم داشته باشد.
او میگوید: مسجد امامزمان(عج) را مردم با پول کارگری ساختند. صبحها کارگری و بنّایی میکردند، شبها میآمدند بخشی از همان پول کارگریشان را صرف مسجد میکردند و خودشان، آن را میساختند. برخلاف خیلی از مساجد، هیچ مغازه و منبع درآمدی ندارد.
به گفته او، آن زمان هزینه خرید علم حدود ۴میلیونتومان بود. بچهها میدانستند مسجد بودجهای برای این کار ندارد. قلکها و پولهای توجیبیشان را آوردند روی هم ریختند تا بلکه بتوانند علم خریداری کنند.
بزرگترها هم سر ذوق آمدند
به گفته مجیدآقا، با این همت بچهها، بزرگترها هم سر ذوق آمدند و وقتی امام جماعت موضوع را اعلام کرد، یکشبه در عرض یکیدوساعت، ۳میلیونتومان پول جمع شد، بعضی افراد ۱۰۰هزار تومان و بیشتر کمک کردند و به سرعت مبلغ مورد نیاز تأمین شد.
شبهای اول محرم بوده. پسرعموی مجیدآقا که در خیابان گاز سکونت داشته، آشنایی در اصفهان داشته که علم میساخته است. مجیدآقا و تعداد دیگری از جوانان و نوجوانان، ساعت۲۲ همان شب، بعداز اینکه مراسم مسجد تمام میشود، راهی خانه پسرعمو میشوند.
هزینه علم حدود ۴میلیونتومان بود. بچهها میدانستند مسجد بودجهای ندارد. قلکها و پول توجیبیشان را آوردند
او تعریف میکند: تا به آنجا رسیدیم حدود ساعت۱۲ شب بود. بنده خدا را از خواب بیدار کردیم. خدا خیرش دهد؛ وقتی دید ما خیلی عجله داریم، همان نیمهشب با آشنایش در اصفهان تماس گرفت. او هم خواب بود. گفتیم میخواهیم یک علم درست کند و تا روز تاسوعا به دستمان برساند.
نسل به نسل پشت علم
ابتدا علمساز میگوید حداقل ۱۰روز زمان نیاز دارد، اما جوانان و نوجوانان میخواستند هر طور شده تا روز تاسوعا علم به دستشان برسد. او هم که اشتیاق آنها را میبیند، قول میدهد عَلَم را برایشان آماده کند.
مجیدآقا میگوید: نمیدانید چطور روزشماری میکردیم و چشمانتظار علم بودیم.
علمساز یک روز قبل از تاسوعا، قطعات علم را با اتوبوس میفرستد و صبح روز تاسوعا علم به مشهد میرسد. مجیدآقا ادامه میدهد: یکیدوساعته رفتیم برای علم شال و پر و... خریدیم و آمادهاش کردیم. به آرزویمان رسیدیم و ظهر تاسوعا با علم وارد جمع عزاداران شدیم.
به گفته او، از آن موقع تاکنون هنوز همین علم، تنها علم مسجدشان است و هرسال محرم و صفر، روی دوش برخی قرار میگیرد و عزاداران پشت آن میروند.
مجیدآقا سری تکان میدهد و با لبخند میگوید: خیلی از جوانان آن موقع ازجمله خود من، حالا صاحب فرزند هستیم و با بچههایمان پشت این علم میایستیم و برایشان تعریف میکنیم که این نماد عزاداری، چقدر برایمان عزیز است.
* این گزارش چهارشنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۷ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.