احمد سالاری، آموزگاری بود که طبابت و خون دل خوردن برای سلامت مردم مشهد را در هم آمیخته بود. او برخاسته از خاندانی بود که پزشکی را نه فقط حرفه، بلکه نوعی تعهد میدانستند.
گوهرشادبیگم از بانوان اثرگذاری است که در نواحیای همچون خراسان موجبات ظهور و رونق هنر و ادب شدند. او دختر امیر غیاثالدین، رئیس قبیله ترخانیان بود که به همسری شاهرخ میرزا درآمد و بسیاری از بناهای باشکوه تیموری با کوشش این بانوی فاضل ساخته شد.
عصر گوهرشادبیگم، دوران رونق آبادانی در خراسان بزرگ و به ویژه شهر مشهد بودهاست. او پیش و بیش از آنکه در نقش خیرخواهانه خود فعال باشد، بانویی سیاس و اهل مجادلات و قُمارهای سیاسی بود.
کمالالملک، نقاش نامدار ایران، در سالهای پایانی عمر پیوندی عمیق با خراسان برقرار کرد و در خلوتی دنج در «حسینآباد» نیشابور روزهای آخر عمرش را گذراند. او پس از دوازده سال سکونت در نیشابور سر بر بالین خاک گذاشت.
مشهد برای آیتالله العظمیخامنهای، شهری است که در زندگی ایشان فقط یک خاطره جغرافیایی نبود. بازگشت پیکر ایشان به مشهد، بازگشت یک زندگی به نقطه آغاز خودش است.
فعالیتهای حاجیمیرزامحمدباقر که باعث جلب نظر اولیای امر شده بود، نهایتا به اعطای لقب «کمالالتولیه» به او میانجامید.این اتفاق در دوره متولیگری میرزامحمودخان مدیرالدوله رقم میخورد.
در محرم سال ۱۳۳۷؛ کودکی فلج که از قضا پدرش در کاخک پزشک بوده، در آرامگاه امامزاده سلطان محمد شفا پیدا میکند. این اتفاق حاجحسین ملک را برای زیارت امامزاده راهی کاخک میکند و انجام برخی اقدامات خیرخواهانه حاجحسین را در آنجا فراهم میکند.
خانواده «قوام شکوهی» را خیلی از مشهدیها میشناسند. آنها نسل اندر نسل، سر تیغ آفتاب و سینهکِش خورشید، ۱۰۶پله را بالا میرفتهاند تا از فراز سازهای منارهمانند، خبر طلوع و غروب خورشید و سر رسیدن و یا سرآمدن وقت نماز را بدهند.
آن زمان شمار بیمارستانها در مشهد بسیار کم بود و بیماران بدجوری سرگردان میشدند. بنابراین مکان فعلی بیمارستان شاهینفر را ماهی ۷۰۰ تومان اجاره کردم تا به دلیل فضای زیادی که داشت هم محل زندگی برای من و خانوادهام باشد، هم بیمارستان.
دکتر ابوالقاسم بختیار، نخستین پزشک ایرانی دانشآموخته از آمریکا و بنیانگذار نخستین مدرسه پرستاری نوین ایران خواب دیده بود که روزی خاک او با خاک فردوسی در هم خواهد آمیخت.