خاطرات مثبت شصتسالههای مشهد از حاجحسین ملک
«حاجحسین ملک بزرگترین واقف ایران بود؟» هادی قائمی، پژوهشگر تاریخ و کارشناس وقف، در آغاز سخنانش ترجیح داد همین پرسش را اصلاح کند. به اعتقاد او، اگر مقصود از «بزرگترین» وسعت زمینها یا ارزش اقتصادی موقوفات باشد، این ادعا نیازمند پژوهشی جامع و مقایسهای است؛ اما اگر سخن از فرهنگ، کتاب، دانش و میراث مکتوب ایران باشد، میتوان با اطمینان از حاجحسین ملک به عنوان «بزرگترین واقف فرهنگی کشور» یاد کرد؛ عنوانی که نه برپایه اغراق، بلکه براساس ماهیت و جهتگیری موقوفات او شکل گرفته است.
این سخنان در نشست مثبت شصتسالهها به یاد حاجحسین ملک، بزرگترین واقف فرهنگی ایران، که در محله سجاد برگزار شد، مطرح شد. نشستی که در آن هادی قائمی با مرور زندگی، فعالیتهای اجتماعی و موقوفات این چهره نامدار، تصویری متفاوت از او ارائه داد؛ تصویری که نشان میدهد حاجحسین ملک تنها یک ثروتمند نیکوکار نبود، بلکه اندیشمندی اهل مطالعه بود که با شناخت دقیق نیازهای جامعه، ثروتش را در مسیر فرهنگ، آموزش و سلامت عمومی به کار گرفت.

چرا «بزرگترین واقف فرهنگی»؟
قائمی در ابتدای نشست تأکید کرد که درباره شخصیتهای تاریخی باید از عناوین دقیق استفاده کرد. به گفته او، عنوان «بزرگترین واقف ایران» میتواند محل مناقشه باشد؛ زیرا مشخص نیست ملاک، تعداد موقوفات، وسعت املاک یا ارزش اقتصادی آنها باشد. اما درباره حاجحسین ملک، وجه غالب تمام موقوفات، خدمت به فرهنگ و دانش است و ازاین رو عنوان «بزرگترین واقف فرهنگی کشور» عنوانی علمیتر و پذیرفتنیتر به شمار میرود.
این پژوهشگر تاریخ، در ادامه به پیشینه خاندان ملک پرداخت و گفت که براساس برخی منابع تاریخی، ازجمله کتاب رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، اجداد خاندان ملک از نواحی شمال افغانستان به تبریز مهاجرت کرده بودند و بعدها در این شهر به تجارت پرداختند.
دو نسل پیش از حاجحسین، خاندان او با لقب «ملکالتجار» شناخته میشدند. این لقب در دوره قاجار به پدر خانواده اعطا شد و جایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان را نشان میداد. همزمان تبریز محل اقامت ولیعهدان قاجار بود و ناصرالدینمیرزا نیز پیش از پادشاهی در همین شهر زندگی میکرد.
پدر حاجحسین ملک به تدریج بهیکی از تاجران بانفوذ کشور تبدیل شد؛ تا جایی که در بسیاری از مسائل سیاسی و اقتصادی عصر خود نقش و نفوذ داشت.
تولد و شکلگیری شخصیت حاجحسین ملک
حاجحسین ملک در سال۱۲۵۰ خورشیدی متولد شد. او تحصیلات خود را در مدرسه آلیانس تهران گذراند و در همان دوران زبان فرانسه را نیز فراگرفت. به گفته این پژوهشگر، ملک از همان سالهای جوانی علاقه فراوانی به کتاب و مطالعه داشت و بعدها همین علاقه، مسیر زندگی او را تغییر داد. نخستین سفرش به مشهد حدود هشت سال پیش از انقلاب مشروطه و برای سرکشی به املاک خانوادگی انجام شد.
خاندان حاجحسین با لقب «ملکالتجار» شناخته میشدند که جایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان را نشان میداد
خاندان ملک در فریمان، چناران و مناطق مختلف خراسان املاک گستردهای داشتند و همین موضوع باعث شد او ارتباط عمیقی با مشهد پیدا کند. چند سال بعد بار دیگر به عنوان نماینده پدر راهی مشهد شد و این بار اقامتش طولانی شد. ازدواج با دختر میرزاعبدالله، از خاندان متولیان یکی از موقوفات قدیمی مشهد، نیز سبب شد زندگی او بیش از پیش با این شهر گره بخورد.
تجربه سیاست و کنارهگیری از قدرت
بخش دیگری از سخنان قائمی به نقش حاجحسین ملک در رویدادهای سیاسی اواخر قاجار اختصاص داشت. او توضیح داد که ملک برخلاف پدرش، هیچگاه سیاستمداری حرفهای نشد، هرچند تحولات مشروطه را از نزدیک تجربه کرد.
در جریان بحران شورش نان در مشهد و اعتراضهای مردمی، او نیز مانند بسیاری از آزادیخواهان تحت فشار قرار گرفت، شلاق خورد و مدتی را در زندان گذراند. حتی گفته میشود در اثر همان ضرب و شتم، یکی از گوشهایش آسیب دید و تا پایان عمر شنوایی کامل نداشت.
قائمی معتقد است همین تجربههای تلخ باعث شد حاجحسین ملک پس از آن کمتر وارد فعالیت مستقیم سیاسی شود و بیش از هر چیز، راه خدمت به جامعه را در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی جستوجو کند.
او افزود کسانی که به جاودانگی میاندیشند، گاه میکوشند نام و اثر خود را از راه وقف زنده نگه دارند. ازاینرو، وقف تنها انتقال یک مال نیست، بلکه ساختن آیندهای است که نسلهای بعد نیز از آن بهره ببرند.
به باور قائمی، حاجحسین ملک دقیقاً با چنین نگاهی زندگی کرد؛ مردی که میتوانست ثروتش را صرف تجمل کند، اما آن را به کتابخانه، بیمارستان، مدرسه، فضای سبز و مراکز فرهنگی تبدیل کرد؛ میراثی که پس از گذشت دههها همچنان زنده است و نام او را در حافظه فرهنگی ایران ماندگار نگه داشته است.

وقف؛ انتخابی برخاسته از باور
یکی از مهمترین بخشهای سخنان هادی قائمی، بررسی انگیزههای وقفهای حاجحسین ملک بود. او به دو روایت مشهور درباره انگیزههای این واقف اشاره کرد؛ نخست اینکه برخی گفتهاند ملک برای جلوگیری از مصادره املاکش در دوره رضاشاه آنها را وقف کرد و دوم اینکه عدهای معتقدند او برای فرار از قانون اصلاحات ارضی چنین تصمیمی گرفت.
قائمی هر دو روایت را با استناد به تاریخ وقفنامهها رد کرد. او یادآور شد نخستین وقف حاجحسین ملک در سال ۱۳۱۶ انجام شد؛ زمانی که خانه پدری خود در بازار بینالحرمین تهران، همراه با مجموعه کتابهای چاپی، نسخههای خطی، سکهها، تمبرها و آثار ارزشمند دیگر را به آستان قدس رضوی وقف کرد؛ اموالی که اساسا درمعرض مصادره یا اصلاحات ارضی قرار نداشتند.
وقف تنها انتقال یک مال نیست، بلکه ساختن آیندهای است که نسلهای بعد نیز از آن بهره ببرند
از سوی دیگر، بیشتر موقوفات بزرگ او نیز پیش از اجرای قانون اصلاحات ارضی در سال۱۳۴۱ ثبت شده بودند. بنابراین، به اعتقاد قائمی، وقفهای ملک نه اقدامی سیاسی، بلکه حاصل اعتقادی عمیق و تصمیمی آگاهانه بود.
کتابخانهای که خلأ یک دوران را پر کرد
به اعتقاد قائمی، مهمترین میراث حاجحسین ملک، کتابخانه و موزه ملی ملک در تهران است. او گفت اگر این کتابخانه شکل نمیگرفت، نسل نخست پژوهشگران ایرانی برای دسترسی به بسیاری از نسخههای خطی ناچار بودند به کتابخانههای خارج از کشور مراجعه کنند. تمرکز ملک بر گردآوری نسخههای خطی، اسناد تاریخی و آثار ارزشمند فرهنگی، خدمتی بود که حتی بسیاری از نهادهای دولتی در هشت دهه گذشته نتوانستهاند در همان اندازه انجام دهند.
از این رو، قائمی معتقد است عنوان «بزرگترین واقف فرهنگی ایران» بیش از هر چیز، نتیجه همین نگاه آیندهنگر و فرهنگمحور است. این پژوهشگر در پایان، با اشاره به تفاوت «وقف» و «بخشش» گفت هر بخششی وقف نیست. وقف، ساختاری حقوقی و فرهنگی دارد که بر اساس وقفنامه تنظیم میشود و مهمترین ویژگی آن، دوام و ماندگاری است.
* این گزارش شنبه ۲۴ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۹ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.