اهــــــالی شهر - راویان

img-profile-author
پرچم میدان احمدآباد مشهد تا پایان جنگ زمین نمی‌آید
ماجرای بالا نگه داشتن پرچم از یک تصمیم ساده شروع شد؛ جوانانی که نه در خط مقدم بودند و نه قرار بود سلاحی در دست بگیرند، فکر کردند شاید بتوانند کاری نمادین انجام دهند تا سهمشان از این روز‌ها را با ایستادن برای وطن نشان دهند.
img-profile-author
از آمریکا به آدرس فلکه شیرممد نامه می‌نوشتند!
ما در حاشیه میدان عسکریه یا همان فلکه شیرممد داخل خودرویی نشسته‌ایم که چند مسافر ویژه در آن حضور دارند. مسافرانی که برای سالیانی طولانی، نام یکی از میادین قدیمی مشهد، به اسم یکی از آنها بوده.
img-profile-author
خاطرات فراموش‌ شده ته‌پل‌محله به روایت احمدتوانا
احمد توانا می‌گوید: دومین خانه پدری‌ام روبه‌روی خانه تاریخی اکبرزاده بود. حیاط ما یک درخت شاه‌توت بزرگ داشت که معمولا از آن به همه همسایه‌ها به ویژه حاج آقا اکبرزاده، نوبرانه می‌دادیم.
img-profile-author
نقش پیگیری‌های احمد ثقفی در آبادی محله امام رضا(ع)
احمد ثقفی می‌گوید: دو سال پیش به ترمینال رفته بودیم تا عازم سفر شویم. در ترمینال آب جمع شده بود. همان‌جا تصمیم گرفتم موضوع آب گرفتگی فضای بیرونی ترمینال را با شهرداری درمیان بگذارم. مدتی بعد پیگیری هایم نتیجه داد.
img-profile-author
نوجوانی مهدی مهمان‌نواز روی ریل قطار محله سجادیه گذشت
ریل راه‌آهن نزدیک خانه، خاطرات بسیاری برای ما ساخت. در نوجوانی یک‌بار متوجه شدم پیرزنی صدای سوت قطاری را که نزدیکش می‌شد، نمی‌شنود. با عجله رفتم و او را هل دادم. از روی ریل به آن سو پرت شد و خوشبختانه جان سالم به در برد.
img-profile-author
خاطره مرتضی عاقل از معبر ۲۴ متری که ورزشگاه محله جاهدشهر بود
سه‌دهه قبل همراه خانواده و پدری که از جهادگران جهاد سازندگی بود، در محدوده بی‌آب‌وعلفی که حالا جزو منطقه ۱۲ است، ساکن شدند. بعد‌ها به این دلیل که بیشتر ساکنان اولیه این محدوده، جهادگران جهاد سازندگی بودند، این محله به «جاهدشهر» معروف شد.
img-profile-author
«یاسین» زندگی زوج معلول مشهدی را شیرین‌تر کرد
محمدرضا و فائزه زوج معلولی هستند که خدا به آن‌ها فرزندی عطا کرده به نام «یاسین». خانم تئاتر کار می‌کند و آقا در بخش سمعی و بصری موسسه باران مشغول به کار است.
img-profile-author
«حاج موسی غفاری» از تخت داروغه خاطره دارد
«حاج موسی غفاری» که زندگی اش ۱۰۸ صفحه دارد، یک تاریخ تمام‌قد برای محله‌ایست که عمرش حتی از خود مشهد هم بیشتر است. «محله نوغان». او از سربازان احمدشاه تا شترهاي نفتكش روسي را یادش است.
img-profile-author
روزهای حماسی امیررضا کریمی در نوجوانی
امیررضا کریمی از روز بعد شهادت قائد امت اسلامی، بخش زیادی از اوقات فراغتش را در اجتماع مردمی گذرانده است. او تنها به تعداد انگشتان دست نتوانسته به اجتماع برود و بیش از نود شب در میدان بوده است.
img-profile-author
خواستگاری وسط بازی!
فاطمه‌جهان پروری که ۷۳ بهار را پشت‌سر گذاشته، داستان ازدواجش را روایت می‌کند وقتی در سیزده‌سالگی راهی خانه بخت شد و روز خواستگاری در حالی سور و سات قلیان کشیدن را فراهم کرده که مشغول بازی بوده است.
بعدی 1 2 3 4 5