وقف

ایده  حبیب عدالتیان برای ساخت همراه‌سرای بیمارستان امام‌رضا(ع) در نهایت به ساخت اورژانس بزرگ عدالتیان منجر شد که سال ۱۳۹۲، در ضلع شرقی بیمارستان آغاز به فعالیت کرد؛ مرکزی که بعد‌ها مردم مشهد آن را به نام سازنده اش «اورژانس عدالتیان» شناختند.
دکتر عباس مصلی‌نژاد، یکی از بزرگ‌ترین واقفان ایران معاصر است که مدارس متعددی برای مردم مشهد ساخته است. هدف این مدارس، فراتر از خواندن و نوشتن، تربیت و پرورش نیروی انسانی بود تا سرمایه اجتماعی در ایران را بالا ببرد.
بیت‌الزهرای خیابان صدف جایی‌که در چهار‌دهه فعالیت مستمر ثابت کرد که آموزش و تربیت نسل فردا، محدود به کلاس‌های مدرسه نیست و حالا مهین شریف‌الحسینی از فارغ‌التحصیلانی می‌گوید که مسیر موفقیت را از حیاط کوچک و کتابخانه محلی این خیریه آغاز کرده‌اند.
سال ۵۷ بود که با حس نیاز محله به برگزاری نماز‌های جماعت در خیابان توس ۴۲ در محله امام هادی(ع) مشهد، پنج نفر بانی اصلی شدند و زمینی را خریداری کردند و مسجدی ساختند که نامش را پنج‌تن آل عبا گذاشتند.
بنای فاطمیه یکی از پایگاه‌ها و مراکز وابسته به مدرسه علمیه نرجس است که درآن کلاس های آموزشی شامل زبان آموزی قرآن کریم (ترجمه و مفاهیم)، روخوانی، روانخوانی، تجوید (عالی- عملی) و تدبر در قرآن، احکام و اخلاق و تفسیر برگزار می‌شود.
در خیابان آیت‌الله بهجت ۲۷ مدرسه‌ای هست که معلم‌هایش با صمیمیتی که دارند، بچه‌ها را به حفظ قرآن و عمل به معنی آیات الهی تشویق می‌کنند. مدرسه دخترانه دارالقرآن کوثر سعی در پویایی فضای قرآنی و بارورکردن علاقه در دانش‌آموزان کرده است.
حاج غلامحسن نوروزی و حاج غلامرضا صفاری از همان ۱۷، ۱۸ سال پیش که ساکن نیک‌روز شدند، دوست داشتند در محل زندگی خود، مسجدی داشته باشند تا ۶ خانواری که آن‌جا زندگی می‌کنند از آن استفاده کنند.
وقتی پای گفت‌وگوی اهالی مسن‌تر و قدیمی‌تر مشهد می‌نشینیم، بعد از گذشت صدسال هریک به‌نوعی در خاطراتشان از فردی به نام «سیداسماعیل شاه‌حیدری» یاد می‌کردند که صاحب کمالات و کرامات زیادی بوده است.
جلسه «مثبت شصت‌ساله‌ها» به یاد حاج‌حسین ملک، بزرگ‌ترین واقف فرهنگی ایران برگزار شد. حاج‌حسین ملک تنها یک ثروتمند نیکوکار نبود، بلکه اندیشمندی اهل مطالعه بود که با شناخت دقیق نیاز‌های جامعه، ثروتش را در مسیر فرهنگ، آموزش و سلامت عمومی به کار گرفت.
مسجد امام‌رضا (ع) محل عبادت اهالی محله کوی امیرالمومنین(ع) است. زمین مسجد به مساحت ۱۲۰۰ مترمربع از طرف شهرداری اهدا شد و خیر کویتی به نام محمد جاسم وزان پای کار آمد تا کلنگ این مسجد سال ۱۳۷۰ به زمین بخورد
سید محمد عصار تهرانی، معروف به لواسانی، عالمی بود که سنت را در گوشت و پوست زندگی‌اش زیست، اما هرگز در آن متوقف نشد. او هم بر صدر کرسی تدریس فقه و اصول نشست و هم در صف مقدم تجددخواهی آموزشی و نقد ساختار‌های کهن حوزوی ایستاد.
دو سه هفته به افتتاح تنها مسجد عماریاسر دکتر صناعی، واقف زمین مسجد فوت کرد، چند روز بعدش دکتر تمیمی، دیگر بانی ساخت این مسجد هم به رحمت خدارفت تا این دو علی رغم تلاش فراوان در روز افتتاح مسجد حضور نداشته باشند.
زمان ساخت مسجد ولیعصر سال ۷۴ بود. همان زمانی که اهالی محله جمع شدند و هرکس هر چقدر دارایی داشت بی‌ریا وسط گذاشت تا زمین ۳ هزارمتری که از زمین شهری برای ساخت مسجد در محله گرفته شده بود زود‌تر ساخته شود.
زندگی خانوادگی حجت‌السلام سیف زیر سقف خانه ۵۰ متری در خیابان حرعاملی جاگرفته بود که آن را هم به‌خاطر تاسیس کتابخانه فروخت و با پولش ۲ کتابخانه تاسیس کرد.
تا چند روز دیگر حسینیه جوادالائمه(ع) به یکی از موکب‌های شلوغ مسیر عزاداران امام‌رضا (ع) تبدیل می‌شود. ریشه این اتفاقات به نذری برمی‌گردد که یک فرش‌فروش قدیمی برای امام‌جواد(ع) نیت کرد؛ نذری که قسمتی از خانه حاج‌اصغر نظافت را به حسینیه‌ای مردمی تبدیل کرد.
گوهرشادبیگم از بانوان اثرگذاری است که در نواحی‌ای همچون خراسان موجبات ظهور و رونق هنر و ادب شدند. او دختر امیر غیاث‌الدین، رئیس قبیله ترخانیان بود که به همسری شاهرخ میرزا درآمد و بسیاری از بنا‌های باشکوه تیموری با کوشش این بانوی فاضل ساخته شد.
عصر گوهرشادبیگم، دوران رونق آبادانی در خراسان بزرگ و به ویژه شهر مشهد بوده‌است. او پیش و بیش از آنکه در نقش خیرخواهانه خود فعال باشد، بانویی سیاس و اهل مجادلات و قُمار‌های سیاسی بود.
رواق دارالذکر، واقع در جنوب‌شرقی روضه منوره، از فضا‌های به‌نسبت جدید حرم مطهر امام‌رضا (ع) است. این رواق در گذشته، بخشی از موقوفات مسجد گوهرشاد بود و بعد‌ها به‌عنوان مدرسه علمیه بهره‌برداری شد.
سفر شاه‌عباس اول صفوی به مشهد را باید یکی از مهم‌ترین رویداد‌های تاریخ تشیع و ایران دانست. او نزدیک به پانصد کیلومتر را پیاده می‌پیماید تا خود را به حرم رضوی برساند، سه ماه در مشهد اقامت می‌کند و هم‌زمان با زیارت مقدمات لشکرکشی به هرات و مقابله با ازبکان را فراهم می‌آورد.
وقتی حسین جلال‌آبادی ۱۷۰۰ متر زمینش را به نام فرزند شهیدش وقف مدرسه کرد، روز‌های کودکی حسن را به خاطر می‌آورد که کوچه‌های نیکروز را یکی پس از دیگری برای رفتن به تنها مدرسه در «نیزه» طی می‌کرد.