وقف - صفحه 4

چراغ خانه‌ حاج‌محمد داعی شب‌های دهه اول محرم، با نام امام‌حسین(ع) روشن است. طبقه همکف این خانه، سال‌هاست به مراسم مذهبی اختصاص دارد و به گفته حاج‌محمد، وقف اهل بیت (ع) است.
بانی مسجد حسین‌بن‌علی (ع) می‌گوید: ساخت مسجد از آغاز انقلاب رقم خورد، اما سال ۵۸ تابلوی تاسیس آن به‌طور رسمی نصب شد. آن روزها ما تازه به طبرسی‌شمالی ۳۰ آمده بودیم و در این محدوده مسجدی نبود.
ما‌حصل ۵۰ سال کار‌وتلاش حاج محمد‌علی رضایی زمینی است که سنگ بنای مسجد امام حسن مجتبی(ع) در محله شهید آوینی شد. می‌گوید: سال‌۱۳۸۴ مکه بودم و با خدا عهد کردم وقت بازگشت مسجدی بسازم.
زهرا رحیمی کار‌های خیری را که خودش برنامه‌شان را ریخته است یا مردم به او پیشنهاد می‌کنند؛ بعد‌از تحقیق و چکش‌کاری، در گروه هزار‌و‌دویست‌نفره «باقیات‌الصالحات» می‌گذارد. خیلی‌ها به اعتماد او برای گره‌گشایی هزینه می‌کنند.
زمین حسینیه دلسوختگان شاهزاده علی‌اکبر را که ۳۰۰ متری می‌شود خانواده موسوی، وقف کرده و  در ساخت آن همه اعضای هیئت و نیز اهالی محل کمک کردند.
در چهارراه آسایشگاه خیابان المهدی یک ردیف دیوار سیمانی تا وسط کوچه کشیده شده و سه درِ فلزی بزرگ از میانش باز شده که راه ورود به خانه‌های جذامیان است. آدم‌هایی که جذام، دست‌ و پاهایشان را خورده است.
فاطمه هراتی از شهر‌هرات یزد به مشهد آمد و می‌گویند او اولاد می‌خواست که بعداز حاجت‌رواشدن اتاق سه‌در‌چهار خودش را همراه با درخت توت حیاط و چاه آبی وقف مسجد کرد. مردم هم روی همان زمین بنای مسجد را ساختند.
سال تاسیسش به ۱۳۵۴ برمی‌گردد، که خیّری زمین ۵۰۰ متری‌اش را وقف ساخت مسجد کرد. گرچه حالا کسی از نام و نشان آن واقف خبر ندارد، اما بی‌شک دعای خیر ۹۰۰ نفر نمازگزارِ مسجد «صاحب الزمان (عج)» پشت سر اوست.
همان موقع که چرخ روزگار مردم اسلامیه را به نقطه‌ای رساند که خانه‌شان را ترک کنند و سقف جدیدشان را در دل زمین‌های کشاورزی بزنند، اولین مسجد اسلامیه به نام صاحب‌الزمان (عج) هم متولد شد.
ملک‌الشعرای آستان‌قدس منصبی بود که از دوره قاجار ایجاد شد، روال به این ترتیب بود که نایب‌التولیه وقت، شاعر منتخب را به دربار معرفی و شاه نیز معمولا حکم ملک‌الشعرایی را به نام این شاعر صادر می‌کرد.
«پنجتن ۷۰، سه‌راه اول، سمت چپ، زمین خالی کنار مسجد.» اینجا مکان فعالیت قدیمی‌ترین هیئت محله پنجتن است. آدرس هیئت «صاحب الزمان (عج)» که از سال ۵۸ تاسیس شده، بسیار دقیق است. فقط پلاک ندارد!
خانم رنجبر می‌گوید: حاجی‌دستمالچی واقف مدرسه حضرت رقیه(س)، مردی بازاری بود که صبح‌های بسیاری با خوراکی یا جعبه شیرینی، گلاب و‌... به مدرسه می‌آمد. او خوراکی را بین بچه‌ها توزیع و نمازخانه را با گلاب خوش‌بو می‌کرد.
به دنبال اجرای وصیت پدرم که خواسته بود با یک‌سوم اموالش حوزه علمیه یا درمانگاه تاسیس کنیم، ساختمان کناری چاپخانه را که در گذشته بخشی از منزلمان بود، تجدیدبنا کردیم؛ طوری که طبقه پایین را حسینیه و بالا را مدرسه علمیه ساختیم.
اگر بخواهیم درباره شاهانی که گور‌به‌گور شدند، حرفی بزنیم، قطعا نام نادر بر بلندای فهرست می‌درخشد؛ شاهی که چهاربار دفن شد تا به آرامگاهی که اکنون در آن آرمیده است، برسد.
اوایل دهه‌۵۰ و در محله‌ای که روزگاری جز زمین‌های کشاورزی چیزی نداشت، مسجدی سر برآورد که نه فقط مأمنی برای نمازگزاران بود که حدود یک‌دهه بعد تکیه‌گاهی برای جوانان رزمنده شد.
حسین قاسم‌خانی می‌گوید: نزدیک‌ترین فرد به خواهرم، من بودم. تکیه‌کلامش رسیدگی به نیازمندان بود! گاهی به او می‌گفتم «پس برای خودتان چی؟ دست‌کم شرایط زندگی‌تان طوری باشد که راحت باشید!»، اما زیر بار نمی‌رفت و به زندگی ساده خودش راضی بود.
شاهزاده رابعه‌خانم احترام‌السلطنه همسر منتصرالملک در راستای اجرای وصیت همسرش، در بخشی از املاک جعفرآباد آن زمان، بانی ساخت بیمارستان منتصریه مشهد شد.
شکل و شمایل مسجد امام سجاد(ع) به خانه‌های ویلایی کوچک می‌ماند، همین وضعیت باعث شده یکی از همسایه‌های مسجد منزل مسکونی‌اش را وقف مسجد کند تا بتوانیم فضای مسجد را افزایش دهند.
میرزا علی‌اکبر نوقانی در کنار تدریس علوم دینی در مدرسه علمیه نواب،‌ تغییرات بزرگی در حوزه علمیه مشهد رقم زد.
میدان میرزا‌کوچک‌خان را که پشت سر بگذاری، پارک رستگار مقدم پیش رویت است. ابتدا فکر می‌کنی نام پارک را از نام شهید انتخاب کرده‌اند، اما بعد متوجه می‌شوی «رستگارمقدم» نام واقف پارک است.