وقف - صفحه 8

قدیمی‌ترین خبر درباره وکیل‌آباد از مشاعره‌ای بین ایرج‌میرزا و صاحب باغ وکیل‌آباد به دست آمده است. در این مشاعره ایرج‌میرزا از صاحب باغ می‌خواهد بوقلمونی را که وعده داده بوده است، به وی بدهد.
«دبیرستان نوین» خیابان آیت‌الله بهجت منطقه ثامن را خیلی‌ها با نام واقفش می‌شناسندش و می‌گویند؛ مدرسه اعتضاد! حاج محمدعلی اعتضاد این دبیرستان را سال ۱۳۴۷ وقف کرد.
سید‌حسن رضوی تعریف می‌کند: زمانی‌که توت‌ها می‌رسید، هر صحرا مشغول تکاندن درختانش می‌شد. توت، مصرف غذایی داشت و حتی اهالی با نان و توت روزه می‌گرفتند. نان هم با آرد جو تهیه می‌شد، نه گندم. اینجا زن و مرد کنار هم کار می‌کردند و کسی بیکار نبود.
این کتابخانه‌ بعد از هفت سال کار پژوهشی مقدماتی در سال ۱۳۷۹ به صورت رسمی با عنوان «کتابخانه تخصصی امیرالمومنین علی (ع)» افتتاح شد و اکنون مجموعه‌ای کم‌نظیر از آثاری در ارتباط با این امام همام را دارد.
یکی از موقوفه‌های منطقه سه که کمتر کسی از اهالی از آن خبر دارد، متعلق به زنده‌یاد حسین فروردین است. این موقوفه، دبستان هفتادساله‌ای است که چند نسل از فرزندان مشهدی در پشت نیمکت‌های آن نشسته‌اند.
محمود آلانی هزار و ۵۵۰‌متر زمین را در محله امیریه برای مسکن و محل کار بی‌سرپرستان وقف کرده است. محمود آقا با وجود این کار خیر خودش هنوز مستاجر است.
حاج محمدجعفرخان خاکساری، یکی از ۹‌واقف بزرگ خراسان است. او که صاحب یک‌چهارم اراضی امامیه بوده، به خاطر اعتقادات مذهبی‌اش، ثلث اموالش را وقف روضه سیدالشهدا (ع) می‌کند.
یوسف بهمن‌بیجاری واقف کتابخانه و نویسنده محله جاهدشهر است. او سال ۸۸ ساختمان کتابخانه بهمن همراه‌ با حدود ۵۰۰ جلد کتاب را به شهرداری منطقه‌۱۲ تحویل داد.
علی محبی همراه با همسر و فرزندانش زندگی‌اش را وقف مسائل دینی و برگزاری کلاس‌های معارف، اخلاق و... کرده تا شاید بتواند خاطره‌ای ماندگار را از خود به جای گذارد.
قاسم آخری می‌گوید: آخرین ارباب روستا ابوالقاسم سیدی بود. زمانی‌که ما به اینجا آمدیم، مسجد را ساخته بودند، اما کوچک بود. زمین داشتیم، اما پول کافی برای بزرگ‌کردن مسجد نداشتیم. مردم به‌مرور پول می‌دادند و حاجی‌معمار خدابیامرز ساخت‌و‌ساز مسجد را ادامه می‌داد.
بی‌بی‌شمس‌الملوک، از زنان قاجار و درواقع نوه شاه ایران بود، خرید کارخانه چراغ‌برق با هدف روشنایی حرم مطهر برای دو مرتبه و همچنین خرید بادبزن‌های برقی برای آستانه، ازجمله کار‌های اوست.
حرف‌های منبری مسجد گوهرشاد در جان و دل بزرگ لوطی‌های محل اثر کرد تا «اصغر حلبی» برود پی درس دین و نماز و روزه واجب و مستحبی، آن‌طور که گویی این مرد، آن مرد قبلی نیست و به کلی عوض شده است.
در کاروان‌سرا‌ها هیچ‌گونه اسباب زندگی وجود نداشته است؛ آن‌چنان که کف اتاق‌ها را تنها با یک تکه گلیم می‌پوشاندند و مسافران مجبور بودند تمام وسایل زندگی و حتی وسایل آشپزی خود را همراهشان بیاورند.
محمد نداف‌ می‌گوید: میدان سعدآباد با آجر‌های رنگی قرمز پوشیده شده و بخش دیگری از خیابان خاکی بود. دور و اطراف خیابان تک‌وتوک خانه‌هایی ساخته شده بود.بیشتر صاحبان خانه‌ها باغ‌داران و کسبه‌ بودند.
روستای شقا جزو موقوفه قهارقلی میرزا، نواده نادرشاه افشار است که حدود ۲۰۰ سال از وقف آن می‌گذرد و پیشینه مسجد «قلعه شقا» یا مسجد ابولفضل (ع) به بیش‌از ۱۰۰ سال پیش می‌رسد.
با طرح این پرسش که «می‌شود قدری از زمین باباجان را وقف مدرسه کنید»، ازسوی یکی از نوادگان مرحوم علی‌اکبر صدیق، هشت فرزند مرحوم تصمیم گرفتند قدمی بزرگ بردارند.
طلعت خزایی و حیدرعلی طویلی‌قصیری تنها مایملک زندگی‌شان که خانه‌ای قدیمی در محله عامل بوده را به نیت مدرسه‌سازی وقف کرده‌اند تا نامش یادبودی باشد برای «حمید»؛ فرزند مفقودالاثرشان.
علیرضا راه‌چمندی تصمیم گرفت به جای بهره‌مندی از نعمت و آسایش در این دنیای مادی، دوران پیری را با قناعت و سادگی بگذراند و تنها اندوخته‌اش را وقف مسجد کرد.
برابر اسناد برجای‌مانده، میزان طلا و نقره اهدایی به حرم مطهر رضوی در گذشته آن‌چنان زیاد بوده که سبب ایجاد پیشه زرگری و زرگرخانه در آستان‌قدس‌رضوی شده است.
نام منتصرالملک، نخستین شهردار مشهد به‌دلیل وقف‌های بزرگش در خاطره‌ها ماندگار شده است.