خانه پدری حمیده غلامیان در محله کنهبیست، ۵ سال است به پاتوقی امن و صمیمی برای بیش از دویست نفر از بانوان و دختران کودک و نوجوان تبدیل شده است.
احمد سالاری، آموزگاری بود که طبابت و خون دل خوردن برای سلامت مردم مشهد را در هم آمیخته بود. او برخاسته از خاندانی بود که پزشکی را نه فقط حرفه، بلکه نوعی تعهد میدانستند.
عصر گوهرشادبیگم، دوران رونق آبادانی در خراسان بزرگ و به ویژه شهر مشهد بودهاست. او پیش و بیش از آنکه در نقش خیرخواهانه خود فعال باشد، بانویی سیاس و اهل مجادلات و قُمارهای سیاسی بود.
استاد پرویز مردی است که درپی کنارزدن اعتیاد، دست مردان پرشمار دیگری را گرفته است و یاریگر آنها بوده تا بر سطور روزهای اعتیاد، نقطه پایانی بگذارند و برسند اول خط زندگی و حالا هم قهرمان زندگی خودش است و هم قهرمان زندگی آدمهای دیگر!
آغاز فصل گرما، جرقهای شد برای یک خدمترسانی. امام جماعت مسجد حمزه سیدالشهدا(ع) نوجوانان را بسیج کرد برای راهاندازی کولر هممحلهایهایی که خودشان توان انجام این کار را ندارند.
یونس قلیزاده یکی از نوجوانهایی است که دلش مانند چشمانش به رنگ دریاست. او پای ثابت تجمعات خیابانی است و در قرعهکشی این تجمع، جایزهاش را به دیگری بخشید. میگوید: فقط در دلم نیت کردم قرعه بهنام کسی دربیاید که زیارت نرفته است.
منصوره اکبرزاده و طاهره عابدینی میگویند کار خیر فقط رساندن بسته معیشتی یا تأمین نیازهای مددجویان نیست. گاهی شنیدن درددل یک سالمند و چنددقیقه همصحبتی با یک مادر سرپرست خانوار، بیشتر از هر کمکی به دل آدم مینشیند.
اهالی محله ارشاد مهین ضرابینیا را با مهارتش درزمینه تزریقات و روحیه خیرخواهانهاش میشناسند. نرخ کار او، تنها یک صلوات برای شادی روح پدر مرحومش است.
خیابان نوزدهبهمن یک هنوز خیلی از خانههای ویلاییاش را حفظ کرده و همین هم باعث شده که همسایهها مراودات زیادی با یکدیگر داشته باشند. قرارداشتن مسجد امام حسنمجتبی (ع) در نبش این خیابان، آن را به کانونی برای ارتباط همسایهها تبدیل کرده است.
چند روزی بیشتر به مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد نمانده بود که فاطمه شیخ، ساکن محله سرشور، تصمیم گرفت برای این مراسم پرچم بدوزد. : همسایهها وقتی فهمیدند تصمیم به چنین کاری گرفته، برای کمک آمدند.
نوجوانهای اعضای گروه جهادی شهید امیرعلی حاجیزاده حدود یکسال است دو بار در هر ماه برای خانوادههای نیازمند غذای گرم میپزند. آنها همه کارها ازجمله شناسایی خانوادهها، خرید مواد اولیه، پخت، بستهبندی و توزیع غذا را خودشان برعهده گرفتهاند.
اهالی کوچه شهیدنوروزی۱۴ در محله ثامن نیز از همین جنساند؛ صمیمی، مهربان و به قول خودشان خواهرانه کنار یکدیگر زندگی میکنند. با هم سفر میروند، دور هم چای مینوشند و در مراسم یکدیگر کمکحال هستند.
سکینه راد میگوید: «سهشنبههای فاطمی» هر هفته متناسب با مناسبتهای مذهبی برگزار میشود و برنامههایی مانند سخنرانی، روضه و مولودیخوانی را دربرمیگیرد. در مناسبتهای ویژه نیز بخشهای متنوعتری مانند اجرای سرود، دکلمه و نمایش به آن اضافه میشود.
هفدهم تیرماه، وقتی یک روز به مراسم تشییع پیکر رهبر شهید باقی مانده بود، این خادمان ولایت از زرند خودشان را به مشهد رسانده بودند تا فرصت خدمت به زائران بدرقه کننده پیکر رهبرشهیدمان را پیدا کنند.
همسر مرحوم مهدی اخلاقیخوشدل وقتی خبر مرگ مغزی همسرش را میشنود میگوید: مدام با خودم میگفتم شاید خدا بخواهد و برگردد. مگر کم معجزه دیدهایم؟ دلم نمیخواست باور کنم دیگر امیدی نیست.
روزهای برگزاری مراسم تشییع پیکر رهبر شهیدمان، مسجد جوادالائمه (ع) میزبان بیشاز شصتبانویی بود که کنار ششتنور گازی و سه تنور گِلی بیوقفه نان میپختند و نان عزاداران را آماده میکردند.
به خاطر فعالیتهایم در مسجد و بسیج و همچنین خدمت رسانی به اهالی، بسیاری از مردم با من آشنایند و میدانند که هر جایی تسهیلات و برنامه و اردو یا کلاسی برای مساجد یا پایگاههای بسیج باشد من پیگیر آن میشوم.
مدیر موسسه و موقوفه فرهنگی هنری «پیوند جاودانه مشهد» سیدمحمدسرمدی است، دبیر بازنشسته فرهنگی از ناحیه ۴ آموزش و پرورش که ۱۶سال است بازنشسته شده و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی الهیات (فلسفه) است.
به محض اعلام برنامه تشییع رهبر شهید، اعضای جوان و خلاق هیئت حضرت مهدی (عج) بهدنبال یک کار متفاوت رفتند، کاری که برای زائرانی که در این هفته به مشهد میآیند، کاربردی باشد.
دختران نوجوان محله بالاخیابان دست به کار شدهاند تا در مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید نقشی داشته باشند. آنها برای یک میزبانی تاریخی از جمعیت میلیونی به این نتیجه رسیدند که رساندن آب گوارا به زائران مهمترین کار است.