ساکنان خیابان سناباد۱۶ در لحظههای شادی و در زمان سختی، کنار هم میایستند و همین همدلی و همراهی، به این کوچه بنبست، حسی از آرامش و امنیت بخشیده است؛ حسی که شاید در هیچجای دیگر شهر به این اندازه ملموس نباشد.
مصطفی ذاکرخادر که نیمی از عمر چهلوهفتسالهاش را در مسیر امداد و کمکرسانی گذرانده است، در جنگ تحمیلی سوم، روزهای پرفشاری را در تهران سپری کرد و زیر بمباران، پای هموطنانش ایستاد و دست یاریاش را بهسوی آدمهای زیر آوار گشود.
گروه جهادی «رهبر شهیدم» برای بازسازی واحدهای آسیبدیده از جنگ تحمیلی عازم شدهاند. تشکیل این گروه چندصدنفری حاصل طرح و ایده دو برادر از مشهد است که تعدادی دانشجو، طلبه و هنرمند و کارگر را همراه خود کردهاند.
در دهههای نخست قرن چهاردهم خورشیدی سیدسعید طباطبایی که اصالتا اهل نائین بود، بخشی از املاک و داراییهای خود را وقف مسجد جامع گوهرشاد کرد. او بخشی از املاک خود در اصفهان را فروخت و در مشهد خریداری کرد.
محمد صبورینژاد ۲۲ سال از عمر پنجاهسالهاش را در راهی گذرانیده که سوای نانآوری برای خانوادهای پنجنفره، رنگوبوی خدمت به خلق خدا را دارد و همچنان از خودرو و هنر رانندگیاش برای خدمت به جبهه انقلاب، استفاده میکند.
آن اوایل که کارهای جهادی گروه خیراندیش حضرت زینب(س) کلید خورد، بهاندازه فراهمکردن این جهیزیه که دستکم ۱۰۰میلیونتومان ارزش دارد، نبود. بیبیاحترام ساقی، مسئول گروه میگوید: راستش ما کارمان را با ذبح یک مرغ شروع کردیم.
دیگر برای مدیر و معلمان مدرسه رضا نایب در محله ارشاد فرقی ندارد که در سنگر مدرسه باشند یا در سنگر مسجد، فضای سبز بوستان محله یا خانه دانشآموزان یا حتی حرم مطهر. همهجا برایشان حکم کلاس درس را دارد.
علی سجادیمنش یکی از مشهدیهایی بود که غیرت و دغدغه خدمت، او را از شهر خودش بیرون کشاند و به صف جهادگران پایتخت رساند. او ترجیح داد به جای دید و بازدیدهای نوروز، ۱۰ روز از تعطیلاتش را در تهران بگذراند.
مسجد قدیمی صاحبالزمان(عج) دراختیار دانشآموزان سه پایه دوره متوسطه اول قرار گرفته تا بتوانند مانند مدرسه، کلاسهایشان را برگزار کنند.بشیر حکمآبادی میگوید: وقتی دیدیم بچهها برای حضور در کلاسهای مجازی مشکل دارند، تصمیم گرفتیم فقط به رفع اشکال بسنده نکنیم.
سه همسایه خیابان امیرالمؤمنین(ع) ۲ در یک محله رشد کردهاند و کار و کاسبیشان هم جان گرفته است، احوالشان به سلاموعلیکهای روزانه با هم گره خورده است؛ معمولا پاتوق نیمروزهشان پیش از نماز ظهر، جلو انگشترسازی قدیمی آقاعلیرضاست.
عشق آقارضای رحمتی به خادمی ثامنالحجج (ع) چنان پرشور بود که سایر اعضای خانوادهاش را هم دربرگرفت تا آنجاکه همسرش برای خادمی حرم اقدام کرد و حالا چندسالی هست که فرزندانش نیز در حرم رضوی اجرا میکنند.
درست نبش کوچه لشکر ثامنالائمه۱۳؛ خانههایی با نام «کوی سازمانی ارتش» شناخته میشوند و در هر بلوک آن، چهلخانواده زندگی میکنند. برخی از این خانوادهها از شهرهای دور و نزدیک به مشهد آمدهاند و همچنان رسم همسایهداری را زنده نگه داشتهاند.
قدمت جلسه قرآن هفتگی «پیروان حضرت محمد (ص)» در محله امامرضا(ع) به ۷۳سال پیش میرسد و حالا توسط نسل دوم افرادی که این دوره قرآن را تأسیس کردند، بهشکل مستمر برگزار میشود.
نرگس فتح اللهی و همراهانش پس از شهادت رهبری تصمیم گرفتند برای فضاآرایی محله، چادرهای مشکی بدون استفاده مردم را در قالب پویش چادر مشکی جمع و پرچم درست کنند.
دکتر حمزه پاسبان، دبیر خوشسابقه آموزشوپرورش کلاسهای رایگان خود را به مسجد آورده است. در کلاسهایی که او برای تقویت علمی دانشآموزان برگزار میکند، به همهچیز فکر شده؛ اینکه چه روزهایی، برای چه مقطعی و تدریس چه دروسی مناسبتر است.
احمد ابراهیمی؛ مردی که مسیر زندگیاش با واژههایی، چون ایثار و تعهد گره خورده است، سالها در کسوت معلمی به تعلیم و تربیت پرداخت و درکنار آن، حضور در جبهه و فعالیتهای جهادی در مناطق محروم را نیز از یاد نبرد.
اوقات زندگی این دو برادر، در دانشگاه فرهنگیان، بین کار و همین کلاسها تقسیم شده است. یکی از این دوقلوها تصمیم گرفته وقتی معلم رسمی شود، به مناطق کمبرخوردار برود، حتی اگر حقوقی در کار نباشد یا کم باشد.
حضور پررنگ کودکان و نوجوانان همراه والدینشان در اجتماع مردمی سبب شد دونفر از فرهنگیان محله به مسئول پاتوق دخترانه مسجدالرضا(ع) پیشنهاد دهند که برای دانشآموزان کلاس رفع اشکال درسی برگزار کنند؛ پیشنهادی که با استقبال همراه شد.
هشتماه پیش در پایگاه بسیج مسجد حقیقی تصمیم گرفتند در محله پاتوقی برای دخترها دستوپا کنند. بالاخره سر گرفت و پدر و مادر شهید کریمزادگان، بخشی از منزلشان را برای فعالیتهای فرهنگی نوجوانان اختصاص دادند.
ابوثائر و یک گروه چندنفره از همان روزهای اول هجمه دشمن به ایران، تصمیمشان را گرفتند. کمکهای مردمی را جمع کردند، با هزار زحمت از مرزها عبور کردند و خودشان را به مشهد رساندند و حالا عربها در موکبشان در سنگر خیابان هستند.