کوچه شهیدبرات هنرمند یک در محله سجادیه، یادگاری از روزگار کورههای آجرپزی و خشتمالی این محدوده است. آنچه بیشاز هرچیز در این کوچه به چشم میآید، صمیمیت و همدلی ساکنانی است که سالها درکنار یکدیگر زندگی کردهاند.
فهیمه سروری دبیر مدارس حاشیه شهر است و فرمانده پایگاه بنتالهدی و مدیر قرارگاه کرامت. او یک تشکل و گروه جهادی فعال به نام ولیعصر (عج) هم دارد. به واسطه همین فعالیتها حالا سیصدنیروی پای کار دارد که مثل او دغدغه پیشرفت محلهشان را دارند.
سیدجعفر ستاری و همسرش فاطمه رضایی، همایون خانم کامیاب و آمنه رضایی، همسایههایی هستند که درکنار هم میزبانی از مردم را در اجتماعات شبانه به دوش میکشند. آنها با همراهی و همدلی، چهره متفاوتی از همسایگی را در کوچه ابرار ۹ رقم زدهاند.
پویش «نه به پلاستیک»، هرچند ابتدا به بهانه حمله دشمن به پتروشیمیها و افزایش قیمت پلاستیک، شکل گرفت، اما با همراهی اعضای یک گروه هزاروهفتصدنفره از اهالی محله، به نمادی از همبستگی و تلاش برای بازگشت به سبک زندگی درست، تبدیل شده است.
مؤسسه عامالمنفعه ضیافتالزهرا (س) در محله شهید قربانی، نیازمندان را خودکفا میکند، آدمهایی که بعضیشان هیچ مهارتی نداشتند، بعضیشان سالها از بازار کار دور مانده بودند و بعضی دیگر حتی اعتمادبهنفس شروع دوباره را از دست داده بودند.
همسایههای خیابان باباطاهر۱۴ پای ثابت برنامههای فرهنگی مسجد محله هستند و جوانترها را هم پای کار میآورند. برایشان فرقی نمیکند که فعالیت و مراسم برای یک نفر باشد یا برای محله.
حسین رستمیانتودرباری از آن دسته آدمهایی است که انگار زندگی را با صحنه آغاز کرده است. او سالهاست با صداوسیمای خراسان همکاری دارد تا رشته وصلش به دنیای هنر پاره نشود.
«نجمالهدی» عنوان موسسهای است که آموزش تخصصی قرآن از پیش دبستانی تا بزرگسالی را در راس فعالیتهای خود قرار داده است.
سید ابراهیم جبلی باغچه خشکیده مقابل خانهاش را به یک فضای سبز زیبا تبدیل کرده است، آن هم در روزهایی که اطراف خانه آنها هیچ پارک یا بوستانی پیدا نمیشد.
شهربانو مقنیباشی با شروع جنگ با وجود برخی ناملایمتهای جسمی در سن ۵۴ سالگی سه روز در هفته، راهی خانه یکی از دانشآموزانش میشد تا آموزش را در شرایطی متفاوت و بهصورت حضوری برای بچهها ادامه دهد.
سیدهمرضیه جاویدی، معروف به «بیبیخانم» را بسیاری بهعنوان کنشگری اجتماعی در محله مهدیآباد میشناسند؛ زنی که آوازهاش از محل زندگیاش فراتر رفته و باعث شده است دختران و پسران در آستانه ازدواج درکنار یکدیگر آرام بگیرند و زندگی مشترکشان را آغاز کنند.
فاطمه غفوری میگوید: چندین برنامه برای شرایط جنگی تعریف کردهایم که مهمترینش، جمعآوری عروسک برای بچههای جنگزده، بهویژه دختربچههاست. اعلام کردهایم هر مدل عروسکی که خیران به دست ما برسانند، آن را برای بچهها میبریم.
هادیه خانم همسر مرحوم یزدیان تعریف میکند: وقتی کارت اهدای عضو برایم آمد، همسرم از این کار خوشش آمد و برای گرفتن کارت اقدام کرد. از زمانیکه کارتش آمد، دائم میگفت چه خوب میشود که بتوانم بعد از مرگم اعضای بدنم را اهدا کنم.
مشهد در زمینه سازماندهی خدماتِ حمایت از محرومان و فقیران جامعه، سابقهای بسیار روشن و تاریخی دارد. این سابقه تا حد زیادی مرهون وجود مضجع شریف امامرضا (ع) در این شهر است که البته باید آن را دلیل اصلی ایجاد مشهد نیز بدانیم.
خیلی از همسایهها در کوچه موعود۱۵ از روزهایی که کودکانشان در همین کوچه بازی میکردند تا امروز که نوههایشان دید و بازدید و احوالپرسی در محله کنهبیست را زنده نگه داشتهاند.
اینجا خانه شمسی کاظمی، همسر شهید مهندس صفر روحی، است؛ خانهای که در جنگهای تحمیلی، قرارگاه پشتیبانی محله کلاهدوز بوده و حالا چند سالی است به پایگاه اصلی گروه جهادی شهید روحی تبدیل شده است.
عطیه حسینی پس از شنیدن خبر شهادت قائد امت اسلامی، جهادی پای کار آمد تا با دوخت پرچم و بیرق عزا، دلبستگی به کشورش را نشان دهد. او در این مسیر تنها نیست و مادر و دخترش نیز همراهش هستند.
ابوالقاسم زرکار موسس خیریه اهل بیت (ع) میگوید: برای انجام کارهای خیریهای باید درآمدی ثابت پیدا میکردم به همین دلیل، کارگاه تولیدی پلاستیک زدم و از درآمد حاصله به کمک سایر اعضا، موسسه خیریه تاسیس کردم.
بعد از آغاز جنگ تحمیلی سوم، فاطمهخانم در خانه کوچک و پرمهرش نزدیک شلوغبازار، تصمیمی شیرین و خوشمزه گرفت. او خواست که نان و کلوچههایی را برای مردم و به نیت شهدای این جنگ بپزد و در تجمعات مردمی توزیع کند.
دیرآموزبودن دانشآموزان و دغدغه زهرا گلینادری برای فهمشدن درسها، این معلم دلسوز را به برگزاری کلاس حضوری، واداشته است؛ اما نه در مدرسه، بلکه در گوشهای دنج و آرام در بوستان بهشت محله کویمهدی.