محدثه سلیمانی بعد از گذشت ۲۱سال، مهربانی سبزیفروش قدیمی محله را از یاد نمیبرد؛ وقتی با شیشههای نوشابه سُر خورد و روی زمین افتاد اما امیرآقا کمکش کرد و زخم دستش را چسب زد و یکی از نوشابهها که سالم مانده بود را دستش داد.
این زوج بارها ثابت کردهاند که مهربانیشان فقط در حرف خلاصه نمیشود و اینبار با اجرای طرحی تازه با نام «بازی را تمام نکن» پای کار نیکوکاری آمدهاند و با تعمیر اسباببازی، لبخند و شادی را به کودکان نیازمند هدیه دهند.
محسن سروی با تشکیل گروه جهادی «راه سعادت» ۱۳ سال است در نقاط مختلف کشور به نیازمندان خیر میرساند. از موکبهای محرمی در شهرهای مرزی و عراق گرفته تا امدادرسانی در سیل و زلزله و برآوردهکردن آرزوهای کوچک کودکان.
اینجا مرکز نیکوکاری، کارآفرینی و توانمندسازی «آبشار مهر رضوی» است؛ خانه امید چهارصدخانوار مددجو. اعضای این خیریه واسطه خیر هستند و از ارتباطاتشان استفاده میکنند تا خیران سراسر شهر را پای کار گرهگشایی از زندگی هممحلیهای نیازمند بکشانند.
این خانه برخلاف تصور دربست نیست. دو طبقه است؛ طبقه بالا برای مستأجر و طبقه همکف برای سکونت آقای طالبی و خانوادهاش. دغدغه این خانواده، مسئله جمعیت است، از این رو خانهشان را به پرجمعیتها اجاره میدهند.
بناشدن مسجد الزهرا (س) را حافظه تاریخی اهالی محله امیریه به یاد دارد؛ از زمانی که چند تکه فرش، محل عبادت عدهای میشد تا روزهایی که اهالی دست به دست هم دادند تا در همان فضای ساده، یک مسجد زیبا بنا کنند.
همسایههای خیابان جلال آل احمد ۶۰ در محله شهید رضوی کافی است بفهمند گرهی به کار آشنا یا حتی غریبهای افتاده؛ آن وقت است که آستینهای همت را بالا میزنند.
همسایههای کوچه «چهاردهمعصوم۳۱» آنقدر همراه و خونگرم بودند که جای تمام نداشتهها را پر میکردند و کمبودها، کسی را آزار نمیداد. انبوه ساختوسازها در راه و رسم این همسایههای خوشنام تغییری ایجاد نکرده است.
موکبی که فاطمیه امسال برای چهارمین سال متوالی در پارکینگ بوستان ارم، برپا شده، نشانهای از قدرشناسی محمدمهدی ابراهیمپور و رفقایش در هیئت منتظران ظهور به حضرت زهرا(س) است؛ ماجرا به زمانی برمیگردد که گرهی بزرگ از زندگی محمدمهدی باز شد!
جواد صبوحی میگوید: هر وقت گلریزان برپا کردهایم، پهلوانان و ورزشکاران یاری کردهاند و در این سالها شاید بیشتر از پنجاهمراسم گلریزان برپا کردهایم. از آزادی زندانی تا دستگیری از نیازمندان.
حدود بیستسال پیش معصومه محترمی کلاسهای آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن را در خانهاش برپا کرد. همین جلسات بهانهای برای دورهمیهای همسایهها شد که از آن زمان تاکنون ادامه دارد و موجب گرهگشای از همسایهها شده است.
همسایهها درکوچه سبحان۱۷ اگر یک روز از حال هم بیخبر باشند، نگران هم میشوند. دوره قرآن و صندوق قرضالحسنهای که همسایهها راهاندازی کردهاند، بستری شده تا بیشتر از حال یکدیگر باخبر باشند.
محسن مردانی رویای فوتبالیست شدنش که به نتیجه نرسید، به این فکر افتاد که فضای ورزشی را برای استعدادیابی بچههایی که امکاناتش را ندارند، فراهم کند. او نه دنبال عنوان بود، نه شهرت، اما از تماشای تلاش این نوجوانها انرژی میگیرد.
حالا کمتر کسی هست که محبوبهسادات زاهدی را در محله اروند نشناسد. مهمترین فعالیتش راهاندازی دیوار مهربانی در اتاق کوچک طبقه بالای خانهاش است. او سالهاست واسطه خیران و ضعفا شده و هرماه این کالاها را به دست نیازمندان میرساند.
مرکز نیکوکاری محله نوده، با حمایت اقتصادی و اشتغالزایی از خانوادههای نیازمند حمایت میکند. این مرکز درزمینه کارآفرینی و ایجاد شغل برای افراد نیازمند نیز فعالیت میکند و تاکنون برای ۴۹خانوار تحت پوشش اشتغالزایی کرده است.
۱۰ سال پیش وقتی زهراخانم دید خرید کتاب برای بسیاری از خانوادهها سخت است، بدنبال راهی گشت تا عطش کتابخوانی دوستان دخترانش بیپاسخ نماند. ایده ایجاد «کتابخانه خانگی سارا و رکسانا» از همانزمان شکل گرفت.
داشتن همسایههایی همدل و همراه نعمت کمی نیست. در کوچه جلال آلاحمد ۶۹ هنوز هستند همسایههایی که هوای هم را دارندو به وقت غم و شادی کنار هم هستند و دلشان به بودن هم قرص است.
در میان اهالی دریادل حتی غیرمشهدیها هم احساس غربت و دلتنگی نمیکنند؛ یکی مسئول چای روضهها، یکی پیگیر مشکلات کوچک و بزرگ همسایههاست و یکی هم با ماشینش شده است کارراهانداز مردم.
زهرا شادمان میگوید: من و همسرم گفتیم یک روز امتحان میکنیم؛ یک روز شد سه روز، سه روز شد سی روز و سی روز شد سه سال. از آن زمان تا امروز این کار ادامه داشته است و هم بانیان اضافه شدهاند و هم خانوادههایی که به آنها کمک میکنیم.
این گروه کارشان این است که بگردند توی محله و مشکلات را حل کنند؛ انگار اولویت زندگیشان همین شده است که گرههای زندگی دیگران را با همان کموزیادی که خودشان دارند، باز کنند؛ از تهیه جهیزیه تا جمعوجور کردن دورریختنیها.