نیکوکاری - صفحه 13

اینجا رفتار بین همسایه‌ها برادرانه و خواهرانه است. سال‌های سال هم‌زیستی، رابطه‌ها را محکم و صمیمی کرده است. آنها آن‌قدر با هم جور هستند که فکر نقل‌مکان به نقطه دیگر به ذهنشان نمی‌رسد.
این مربی به امید کشف استعداد‌های ناب کودکان قرقی سال‌هاست که توانمندی‌اش در آموزش چرتکه را هزینه این بچه‌ها کرده و کسب رتبه اول تا سوم مسابقات کشوری چرتکه نیز از دستاورد‌هایش است.
عباس‌ جاویدی، آشپز مراسم‌های مذهبی و بانی اصلی جمع‌آوری کمک‌های مردمی در محله کارمندان اول است.
هسته اصلی گروه جهادی هر ماه مبالغی را به حساب مسجد واریز می‌کنند. خرید مصالح از همین محل تأمین می‌شود و جوانان و نوجوانان مسجد و پایگاه بسیج به‌عنوان نیروی انسانی وارد میدان می‌شوند.
برای مهری وفادار که از بیست‌سال قبل در راه خیر قدم گذاشته و برای خرید گوسفند پول جمع کرده و گوشتش را بین نیازمندان محله توزیع کرده است، بیش از هرچیزی دعای خیر مردم ارزش دارد.
همسایه‌ها به شوخی شهربانو نیکبخت را «شهردار محله» یا حتی «پلیس۱۱۰» می‌نامند. زیرا مانند مادری دلسوز هوای همه را دارد و در هر مسئله‌ای پیش‌قدم است.
طیبه سروری، یکی از گنجینه‌های پنهان اسماعیل‌آباد، داستان متفاوت زندگی‌اش از دوازده‌سالگی آغاز شد. او از همان زمان تصمیم گرفت ساعات خالی روز را با نوای قرآن و آموزش قرآن به کودکان پر کند.
آنچه نام مرحوم غفاری را در دل هم‌محله‌ای‌ها جاودانه کرد، دل بزرگ و دست بخشنده‌اش بود. در هر امر خیری پیشقدم بود؛ هیچگاه به راحتی از کنار نیازمندان نمی‌گذشت. دریغ کردن برای او واژه‌ای ناشناخته بود.
قدیمی‌های کوچه آموزگار‌۷۴ این کوچه را هنوز به نام کوچه دوستی» می‌شناسند. این همسایه‌ها برای آبادی کوچه و محل زندگی خود دست به دست هم دادند. همین همراهی موجب شده هر‌روز با هم مهربان‌تر شوند.
اینجا هرکس که نیازمند است، سهم نان دارد؛ روزی پنج‌تا! خیر‌های محل پول می‌دهند به نانوایی و حاج‌آقای افخمی، بزرگ محله، به نیازمندانی که می‌شناسد، کارتی می‌دهد که نانشان را رایگان بگیرند. این کار در محله ما سال‌هاست رواج دارد.
در دل محله ایثارگران، همسایه‌هایی سکونت دارند که حال‌و‌هوای زندگی یکدیگر را خوب درک می‌کنند؛ همیشه از حال هم خبر دارند؛ برای دختران بی‌بضاعت مراسم عروسی می‌گیرند.
کوچه مالک‌اشتر‌۸ همسایه‌هایی صمیمی و بااخلاق دارد. اینجا خبرگیری از همسایه‌ها و مراعات حال یکدیگر یک سنت است. مراسم را در منازل یکدیگر برگزار می‌کنند و برای برنامه‌های آیینی، همه پا پیش می‌گذارند.
این نخستین ایستگاه صلواتی است که نوجوان‌ها به‌تنهایی راه انداخته‌اند و حتی تعدادی از آنها برای اینکه ایستگاه فعال بماند و جمع نشود، دور پیاده‌روی اربعین را هم خط کشیدند.
رضا خوشدل هم حساب دفتری دارد، هم قسط‌بندی می‌کند. همه مشتری‌هایش را می‌شناسد. این‌وسط کسانی هم هستند که قسط‌ها را به‌موقع پرداخت نکنند اما این خلف وعده‌ها پشیمانش نکرده است.
محبوبه حسین‌زاده می‌گوید: هشت‌ماهه بودم که پزشکان جوابم کردند. پدرم نذر کرد اگر عمرم به دنیا باشد، هر‌سال دهه آخر صفر برای زائران هر‌کاری که از دستش برمی‌آید، انجام بدهد.
فاطمه کرانی خانه‌اش را به کارگاه خیاطی و محلی برای آموزش بانوان محله انصار تبدیل کرده است. خودش مهم‌ترین دستاورد زندگی‌اش را آموزش و ایجاد اشتغال برای همسایه‌هایش می‌داند.
مسجد محمد رسول‌الله(ص) محله چهارچشمه با تمام مساجد محله فرق دارد. وقتی وارد آن می‌شوی، سادگی آن جلوه‌گر است؛ به همین دلیل مردم محله با آن انس عمیقی گرفته‌اند و جمعیت فراوانی برای نماز می‌آیند.
جمشید قدرتی می‌گوید: حدود دو‌سالی است که این کلمن را اینجا گذاشته‌ام. فقط حواسم هست همیشه آب خنک داشته باشد. البته همسایه‌ها هم در حس‌وحال خوب این کار شریک‌اند.
بیشتر خانم‌های محله شقایق یک، عضوی از پایگاه بسیج مسجد حضرت‌علی (ع) هستند و با مهر و صبوری دست جوانانی را گرفته‌اند که درگیر آسیب‌های اجتماعی بودند. آنها هر کاری از دستشان برمی‌آید برای هم انجام می‌دهند.
مو‌سپید‌کردن آقا‌رضا در کوچه سراب باعث شده جایگاه ویژه‌ای بین اهالی داشته باشد. او گوش شنوای همسایه‌ها و کسبه محله است. پای درددل‌ها می‌نشیند، آشتی برقرار می‌کند و در مراسم خواستگار نقش بزرگتر را بازی می‌کند.