نیکوکاری - صفحه 9

هنوز هم در برخی مجتمع‌ها، همسایه‌هایی زندگی می‌کنند که رسم همدلی را زنده نگه داشته‌اند. یکی از این نمونه‌ها، مجتمع مسکونی واقع در کوچه نماز‌۲۷ در محله آبشار است، جایی‌که ارتباط و همدلی بین بسیاری از ساکنانش همچنان جریان دارد.
اینجا کوچه شهیدحسین طهان‌طرقی در محله کوی سلمان است. کوچه‌ای که حداقل نیمی از ساکنانش از روز‌های اول ساخت این معبر همسایه بوده‌اند. اینجا آدم‌ها جور دیگری هوای هم را دارند، درست مثل قدیم.
برای صادق شمسی‌زاده، کاسبی بیش از آنکه جنبه درآمدزایی داشته باشد، رنگ و بوی خدمت و دلسوزی برای اهالی محله‌ای را دارد که برای آبادی آن، سال‎‌ها انتظار کشیده است. او از شغل‌های متفاوتی که تجربه کرده، خاطره‌های گفتنی دارد.
حسن مرادی کته‌شمشیری و صفیه خانم همسرش، سال‌۷۹ خانه‌ای را به قصد برپاکردن حسینیه خریداری می‌کنند. مرادی می‌گوید: از کودکی در هیئت‌ها بزرگ شدم. در خانه پدرم از ۵۰‌سال پیش مراسم عزاداری برپا بوده است.
زندگی ابوالقاسم حبیب اللهی، با همه جزئیاتش، داستان مردی بود که در یک شهر مذهبی و ادبی، از میراث خانوادگی اش در شعر و فقاهت پلی به دانشگاه زد.
از اعضای نه‌نفره هیئت‌مدیره مؤسسه و همه اهالی پای کار محله گرفته تا آن مرد زاهدانی که یک بار چای موکب را خورد و حالا سال‌هاست برای خدمت می‌آید، همگی نمک‌گیر نام شهدای بولوار شاهنامه هستند. 
حاج علی‌اصغر ذاکر از ده‌سالگی پای دیگ‌های شله بوده و اصول اولیه و پایه پخت آن را از برادرش یاد گرفته است. بعد‌ها هم به‌طور تجربی، خودش نکاتی را به آن اضافه کرده که نتیجه‌اش شده شله‌هایی پرطرفدار که برایش سر و دست می‌شکنند.
حاج علی اکبر بجستانی مقدم، تاجری است که بدلیل شمار وقف‌هایش از او به‌عنوان بزرگترین واقف پس از انقلاب یاد می‌شود. او ۷۲ مدرسه‌ در اطراف تهران وقف کرده که هرکدام به نامی از شهدای کربلا مزین شد.
حبیب‌الله ابراهیمی می‌گوید: در سطح استان خراسان رضوی، پانزده‌خانه برکت و احسان راه‌اندازی شده است که ۱۰ تا از آنها در مشهد فعال هستند. هدف اصلی همه این خانه‌ها توانمندسازی محلات محروم است.
مجتبی کاشانی هسته عملی جامعه یاوری فرهنگی را شکل می‌دهد، او از اوایل دهه ۶۰ به جنوب خراسان و مناطق محروم می‌رود، فقر آموزشی را از نزدیک می‌بیند و تصمیم می‌گیرد به جای کار نمادین، سراغ ساخت مدرسه و ایجاد زیرساخت برود.
علی‌اکبر چوبی، فعال فرهنگی از چهره‌های شناخته‌شده محله است؛ کسی که فکر و ذکرش مسجد، حسینیه، زیارت عتبات‌عالیات و نزدیک‌کردن دل‌ها به خاندان اهل‌بیت (ع) است و مسجد و محله را همانند خانه خودش می‌داند.
برای همسایه‌های کوچه رسالت ۶۴.۱، به فکر‌هم‌بودن و از حال هم خبر‌گرفتن، بخشی از زندگی روزمره است. حال همسایه‌های مهربان این کوچه، وقتی خوب است که بدانند غمی در دل دیگری خانه نکرده است.
همسایه‌های کوچه شهیدصادقی۱۱ یکدیگر را «خواهر» صدا می‌زنند و هر کاری از دستشان برآید برای هم انجام می‌دهند. بیشتر آنها هرروز برای نماز ظهر به مسجد امام جواد (ع) محله می‌روند.
سال‌هاست داخل مغازه کوچک برق‌کاری سید عباس طالبیان هم کار انجام می‌شود و هم دست آدم‌های محتاج گرفته می‌شود.
دکتر سعید اوجانی ۵۸ سال دارد.او تنها پزشک متخصص مغز و اعصاب شهرک شهید رجایی است. می‌گوید: در منزل به من آچارفرانسه می‌گویند، از لوله‌کشی ساختمان گرفته تا رنگ‌کاری و هر کار کوچک دیگر را یاد دارم.
سیده‌اقدس حقانی‌موسوی، مادری با سه فرزند است؛ دو پسرِ معلول ذهنی‌ و یک دختر. او نه‌تنها از پا نیفتاده است، بلکه در‌کنار مراقبت‌های روزانه از فرزندانش، فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی‌اش را در پایین‌خیابان ادامه می‌دهد.
روح‌انگیز بیابانی بر اساس نذرش تصمیم به ساخت مجتمع خیریه‌ای برای مردم نیازمند می‌گیرد و در سال ۱۳۶۰ زمینی را در انتهای خیابان اقبال‌لاهوری برای تأسیس این خیریه خریداری کرده و شروع به احداث بنای آن می‌کند.
کوچه شهیدمؤمن‌۱۰ یکی از معابر قدیمی و پرجمعیت محله مصطفی‌خمینی است؛ جایی که بیشتر ساکنانش دست‌کم سی‌سال است کنار هم زندگی می‌کنند. اهالی اینجا مثل یک خانواده‌اند؛ در سختی‌ها هوای هم را دارند.
سیدمهرداد صالحی نه‌تنها خود یک قاری ممتاز است، بلکه با شور و اشتیاق، بیش‌از صد‌نونهال و نوجوان محله را در مسیر قرآن همراهی می‌کند و آینده‌ای روشن را برای آنها رقم می‌زند. تجربه‌ و عشق او به قرآن چراغ هدایت نسل تازه‌ای از عاشقان کلام خداست.
همسایه‌های ساده و صمیمی مسجد چهارده‌معصوم (ع) که اغلب از نمازگزاران همیشگی آن هستند، در شکوفایی این مکان، همت و تلاش خود را به کار بردند. بخش زیادی از صفا و صمیمیت بین همسایه‌های این کوچه به‌خاطر خاطرات مشترک مسجد است.