سالهاست داخل مغازه کوچک برقکاری سید عباس طالبیان هم کار انجام میشود و هم دست آدمهای محتاج گرفته میشود.
دکتر سعید اوجانی ۵۸ سال دارد.او تنها پزشک متخصص مغز و اعصاب شهرک شهید رجایی است. میگوید: در منزل به من آچارفرانسه میگویند، از لولهکشی ساختمان گرفته تا رنگکاری و هر کار کوچک دیگر را یاد دارم.
سیدهاقدس حقانیموسوی، مادری با سه فرزند است؛ دو پسرِ معلول ذهنی و یک دختر. او نهتنها از پا نیفتاده است، بلکه درکنار مراقبتهای روزانه از فرزندانش، فعالیتهای مذهبی و فرهنگیاش را در پایینخیابان ادامه میدهد.
روحانگیز بیابانی بر اساس نذرش تصمیم به ساخت مجتمع خیریهای برای مردم نیازمند میگیرد و در سال ۱۳۶۰ زمینی را در انتهای خیابان اقباللاهوری برای تأسیس این خیریه خریداری کرده و شروع به احداث بنای آن میکند.
کوچه شهیدمؤمن۱۰ یکی از معابر قدیمی و پرجمعیت محله مصطفیخمینی است؛ جایی که بیشتر ساکنانش دستکم سیسال است کنار هم زندگی میکنند. اهالی اینجا مثل یک خانوادهاند؛ در سختیها هوای هم را دارند.
سیدمهرداد صالحی نهتنها خود یک قاری ممتاز است، بلکه با شور و اشتیاق، بیشاز صدنونهال و نوجوان محله را در مسیر قرآن همراهی میکند و آیندهای روشن را برای آنها رقم میزند. تجربه و عشق او به قرآن چراغ هدایت نسل تازهای از عاشقان کلام خداست.
همسایههای ساده و صمیمی مسجد چهاردهمعصوم (ع) که اغلب از نمازگزاران همیشگی آن هستند، در شکوفایی این مکان، همت و تلاش خود را به کار بردند. بخش زیادی از صفا و صمیمیت بین همسایههای این کوچه بهخاطر خاطرات مشترک مسجد است.
محدثه سلیمانی بعد از گذشت ۲۱سال، مهربانی سبزیفروش قدیمی محله را از یاد نمیبرد؛ وقتی با شیشههای نوشابه سُر خورد و روی زمین افتاد اما امیرآقا کمکش کرد و زخم دستش را چسب زد و یکی از نوشابهها که سالم مانده بود را دستش داد.
این زوج بارها ثابت کردهاند که مهربانیشان فقط در حرف خلاصه نمیشود و اینبار با اجرای طرحی تازه با نام «بازی را تمام نکن» پای کار نیکوکاری آمدهاند و با تعمیر اسباببازی، لبخند و شادی را به کودکان نیازمند هدیه دهند.
محسن سروی با تشکیل گروه جهادی «راه سعادت» ۱۳ سال است در نقاط مختلف کشور به نیازمندان خیر میرساند. از موکبهای محرمی در شهرهای مرزی و عراق گرفته تا امدادرسانی در سیل و زلزله و برآوردهکردن آرزوهای کوچک کودکان.
اینجا مرکز نیکوکاری، کارآفرینی و توانمندسازی «آبشار مهر رضوی» است؛ خانه امید چهارصدخانوار مددجو. اعضای این خیریه واسطه خیر هستند و از ارتباطاتشان استفاده میکنند تا خیران سراسر شهر را پای کار گرهگشایی از زندگی هممحلیهای نیازمند بکشانند.
این خانه برخلاف تصور دربست نیست. دو طبقه است؛ طبقه بالا برای مستأجر و طبقه همکف برای سکونت آقای طالبی و خانوادهاش. دغدغه این خانواده، مسئله جمعیت است، از این رو خانهشان را به پرجمعیتها اجاره میدهند.
بناشدن مسجد الزهرا (س) را حافظه تاریخی اهالی محله امیریه به یاد دارد؛ از زمانی که چند تکه فرش، محل عبادت عدهای میشد تا روزهایی که اهالی دست به دست هم دادند تا در همان فضای ساده، یک مسجد زیبا بنا کنند.
همسایههای خیابان جلال آل احمد ۶۰ در محله شهید رضوی کافی است بفهمند گرهی به کار آشنا یا حتی غریبهای افتاده؛ آن وقت است که آستینهای همت را بالا میزنند.
همسایههای کوچه «چهاردهمعصوم۳۱» آنقدر همراه و خونگرم بودند که جای تمام نداشتهها را پر میکردند و کمبودها، کسی را آزار نمیداد. انبوه ساختوسازها در راه و رسم این همسایههای خوشنام تغییری ایجاد نکرده است.
موکبی که فاطمیه امسال برای چهارمین سال متوالی در پارکینگ بوستان ارم، برپا شده، نشانهای از قدرشناسی محمدمهدی ابراهیمپور و رفقایش در هیئت منتظران ظهور به حضرت زهرا(س) است؛ ماجرا به زمانی برمیگردد که گرهی بزرگ از زندگی محمدمهدی باز شد!
جواد صبوحی میگوید: هر وقت گلریزان برپا کردهایم، پهلوانان و ورزشکاران یاری کردهاند و در این سالها شاید بیشتر از پنجاهمراسم گلریزان برپا کردهایم. از آزادی زندانی تا دستگیری از نیازمندان.
حدود بیستسال پیش معصومه محترمی کلاسهای آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن را در خانهاش برپا کرد. همین جلسات بهانهای برای دورهمیهای همسایهها شد که از آن زمان تاکنون ادامه دارد و موجب گرهگشای از همسایهها شده است.
همسایهها درکوچه سبحان۱۷ اگر یک روز از حال هم بیخبر باشند، نگران هم میشوند. دوره قرآن و صندوق قرضالحسنهای که همسایهها راهاندازی کردهاند، بستری شده تا بیشتر از حال یکدیگر باخبر باشند.
محسن مردانی رویای فوتبالیست شدنش که به نتیجه نرسید، به این فکر افتاد که فضای ورزشی را برای استعدادیابی بچههایی که امکاناتش را ندارند، فراهم کند. او نه دنبال عنوان بود، نه شهرت، اما از تماشای تلاش این نوجوانها انرژی میگیرد.