نیکوکاری - صفحه 6

کسبه خیابان شیخ‌صدوق، صاحب این مغازه را به‌خوبی می‌شناسند؛ برای همین وقتی به کارشان گرهی می‌افتد، یک‌راست می‌آیند به پرده فروشی سجاد. او که میان اهالی به «ممد‌شیخ» معروف است، می‌گوید که خستگی از کار، برایش معنا ندارد.
وقتی سراغ همسایه‌های خوب کوچه شهید‌مفید ۳۳ را می‌گیریم، سه‌چهار نام خاص تکرار می‌شود. نام‌هایی که نه‌تنها به درد هم خورده‌اند که به یاری همه محله و همسایه‌ها آمده‌اند.
دکتر اعتضادی مدیر مجموعه درمانی امام زمان (عج) در یکی از محله‌های قدیمی و محروم مشهد است. این یکی از افتخارات دکتر است. از افتخاراتش حضور در خط مقدم است. می‌گوید: در عملیات طریق القدس و عملیات کوه‌های ا... اکبر خوزستان و فتح بستان جراح خط مقدم بودم. فکر کنید آدم بین گلوله و آتش و مرگ بخواهد جراحی هم بکند آن هم داخل کانتینر.
هم‌بستگی و رفاقت همسایه‌ها در محله پایین‌خیابان همچنان رنگ قدیم را دارد؛ رفاقت‌هایی به قدمت یک عمر. رضا براتی، حسین گروسی و غلامرضا جهانیان سه همسایه قدیمی هستند که بیش از شصت‌سال در خوشی و سختی کنار هم بوده‌اند.
به فاصله یکی‌دو‌سال، دیوار‌به‌دیوار هم خانه خریدند و همسایه شدند. شاید روزی که به این کوچه اسباب‌کشی کردند، تصورشان این نبود بتوانند با همسایه‌هایشان آن‌قدر صمیمی و دوست شوند که حالا نزدیک‌تر از خواهر باشند.
رقابت در گروه جهادی رسول‌الله بر سر این است که چه کسی می‌تواند ثواب بیشتری جمع کند. فعالیت‌های خیرانه این گروه ابتدا توسط صبوری به رسم پدربزرگ و پدرش که آنها هم دست به خیر داشتند، آغاز شد.
وحید ظفری با مدرک مربیگری C آسیا و مربی‌گری تیم پرسپولیس استعداد برتر، سه روز در هفته مربی فوتبال‌دوستان اروند است و مهم‌ترین دغدغه‌اش را پرورش استعداد نخبه‌های فوتبالی محله می‌داند. او برای گذران زندگی در تاکسی اینترنتی کار می‌کند.
اعضای خیریه حضرت زهرا (س) حدود یک‌سال پیش درکنار توزیع بسته‌های معیشتی تصمیم گرفتند برای مددجویان از مشاوران جهادی که در زمینه حقوق و خانواده تخصص دارند، استفاده کنند. حالا خدمات مشاوره آنها از خیریه فراتر رفته است.
منزل زینب پدیداران نه‌فقط یک روضه‌خانه دائمی، بلکه جایی است که در آن، همسایه‌ها و هم‌محله‌ای‌ها از برکت همدلی و همراهی با هم، سختی‌های زندگی را برای آنها که به مشکلی دچارند، حل می‌کنند و گره از کار یکدیگر می‌گشایند.
زمانه و فرهنگ تغییر کرده، اما نه آن‌قدر که بتواند به مردم‌داری دیرینه‌ میان اهالی کوچه وحید‌۱۴، دست‌درازی کند. اعتماد و هوای هم را داشتن، میان همسایه‌ها رفتاری زیبا و تحسین‌برانگیز است که نمونه‌هایش را در ساکنان این کوچه می‌توان دید.
صدیقه رضایی، با وجود زندگی معمولی خودش، نور امید را در دل آدم‌های بسیاری در این شهر روشن کرده است. او کسی را ناامید از درِ خانه بر‌نمی‌گرداند، چون معتقد است خیر از غیب می‌رسد، همان‌طور‌که سال‌ها قبل برای او و خانواده‌اش رسید!
«خیریه یاوران جوادالائمه (ع)» 15سال پیش بدون سرمایه، اما با قلب‌های پر از دغدغه آغاز به کار کرد تا گرهی از زندگی نیازمندان باز کند اما حالا یکی از مجموعه‌های فعال مردم‌نهاد محله شده که در حوزه‌های مختلف امید را به خانواده‌ها هدیه می‌دهد.
آقای خاورداد چندسالی است که پس از فوت خواهرهمسرش، سرپرستی دو پسر او را برعهده گرفته است. او از رحمت و برکتی می‌گوید که در این چند سال در زندگی‌شان پدیدار شده است. می‌گوید: من فقط نگران مسائل تربیتی آنها هستم.
کوچه حجاب ۷۱ از آن کوچه‌هایی است که هنوز بوی آشنایی می‌دهد، جایی که سلام‌ها واقعی هستند و در‌ها فقط به روی خانه‌ها باز نمی‌شود و به دل همسایه‌ها هم راه دارد. اینجا خاطره آدم‌ها مثل پیچک به دیوار‌های کوچه چسبیده‌ است.
مرکز «نور علی ابن‌موسی‌الرضا (ع)» یکی از مراکز خصوصی است که ۲۰ پسر هشت تا هجده‌ساله را تحت سرپرستی دارد. بچه‌های اینجا هر‌کدام سرنوشت‌های پرفرازونشیبی داشته‌اند؛ با وجود این صبوری‌شان حیرت‌انگیز است.
محسن احمدی ماجرای شبی را روایت می‌کند که طبق همه سال‌های کاری‌اش پشت فرمان اتوبوس نشسته بود و مثل همیشه شش‌دانگ حواسش به مسیر و ایستگاه‌ها بود تا اینکه سکوت شبانگاهی اتوبوس با بگو‌مگوی مسافران شکست.
دکتر ابوالقاسم رضایی، متخصص ارتوپد بیمارستان امام زمان (عج) است. او را به عنوان دکتر خیرخواه می‌شناسند چون تمام عمر کاری‌اش را وقف بیماران نیازمند کرده است.
دکتر جواد عبادزاده را اهالی طلاب خیلی دوست دارند، او ۴۰ سال پیش پا به این محله گذاشت، آن زمان او سومین پزشک این محدوده از شهر بود و هر روز ده‏‌ها نفر را درمان می‌کرد.
پسران محله خاتم‌الانبیا(ص) حدود چهار سال است که توسط مجموعه فرهنگی‌تربیتی اَسرا به اردو‌های جهادی می‌روند. این گروه بیش از شصت عضو دارد که به‌طور تقریبی نیمی از آنها در اردو‌های جهادی شرکت می‌کنند.
حنیفه قدیمی به‌ازای سی سال خدمت صادقانه‌اش در بسیج و به‌اندازه سیصد جهیزیه و سیسمونی که تأمین آن را مدیریت کرده و به‌ازای جان جنین‌هایی که از خطر سقط، نجات داده است، خاطره برای گفتن دارد.