محمد شیری سالهاست طبقه همکف خانهاش را حسینیه کرده است. این قسمت از ساختمان او وقف عام شده و جدا از برگزاری مراسم عزاداری یکی از محلها برای فعالیت ورزشی ساکنان شهرک شهید رجایی است.
سازمان بسیج جامعه پزشکی پیگیر شکلگیری شبکهای مردمی در حوزه سلامت برای شرایط بحرانی است. این شبکه، کادر درمان و مردم را برای نجات جان انسانها بسیج میکند.
محمدرضانیکرو پدر شهید است و خانهاش را برای برگزاری مراسم عروسی و روضه در اختیار بسیاری از همسایگانش قرار میدهد. به قول خودش چراغ خانهاش از رفتوآمد و حضور مهمانها همیشه روشن است.
ملیکا گلی نویسندگی را بهطور رسمی از هفت سالگی آغاز کرده است. این نویسنده نوجوان که ۱۲ سال دارد، با خلق ۱۱کتاب ارزشمند، برگزیده چند جشنواره فرهنگی و هنری شده است.
علی شیدایی پزشکیار باسابقه محله پروین اعتصامی میگوید: میگوید: تمام همکاران سابقم در ارتش، رایگان پیش من میآیند، همین طور مستضعفان و خانوادههای یتیم. کارمندان هم نیمه بها هستند.
بانوان محله سیدرضی به پویش مردمی «هر خانه، یک پایگاه»، جواب مثبت دادهاند و نتیجهاش این شده است که در تعدادی از خانههای محله، اقدامات زیبایی برای حمایت از جریان انقلابی این روزها انجام میشود.
حسینیه سیدالشهدا(ع) در خیابان نوابصفوی یکی اماکنی است که بار دیگر پذیرای زائرانی شده است که بهعلت وضعیت خاص جنگی از شهرهایشان به مشهد پناه آوردهاند یا برای تشییع پیکر رهبر شهید راهی مشهدالرضا(ع) شدهاند.
۲۸سال است که در محله امامرضا(ع) هر شب ماه مبارک رمضان، در حاشیه خیابان، مراسم افطاری ساده برپاست. فرقی هم نمیکند غریبه باشی یا آشنا، یا حتی چندبار در صف بایستی و ظرف آش رشتهای بگیری. خادمان پذیرای همه روزهداران هستند.
با آغاز جنگ تحمیلی و شهادت رهبری، مساجد و اهالی محله چهنو برای دفاع از ایران پایکار آمدند.هرکس سعی کرده است کاری در محله انجام دهد؛ یکی با کمک نقدی، یکی با حضورش، یکی با هنر و توانمندیهایش و ...
رضا یعقوبی میگوید: در این سه شب، هر شب حدود سیصدلقمه توزیع کردهایم و حدود سی مادر و فرزند در تهیه و توزیع این ساندویچ، مشارکت داشتهاند. تا وقتی این تجمعات ادامه یابد، ما هم حاضر خواهیم بود.
گروهی از بانوان محله فاطمیه، دور هم جمع شدهاند تا تکلیف چادرهای سیاهرنگی را معلوم کنند. قرار است این چادرهای دست دوم به پرچمهای عزای رهبر شهید انقلاب اسلامی تبدیل و در معابر منطقه ۳ و ۴ نصب شوند.
اگر گذرتان به خیابان شهیدمفتح ۲۷ بیفتد و از مقابل مرکز فرهنگی حضرت زینب (س) رد شوید، دختران نوجوان را خواهید دید که تنهایی یا بهصورت خانوادگی پای کار خدمت آمدهاند و مشغول پخت و آمادهسازی غذا برای حافظان امنیت هستند.
بعداز شهادت قائد امت، حضرت آیتالله العظمی خامنهای، سه بانوی فعال محله گوهرشاد با جمعآوری چادرهای سیاه از محله، شروع به دوخت پرچم و ریسه مشکی کردند تا مسجد و خانههای محله را سیاهپوش کنند.
در شرایطی که همه نیروهای نظامی و انتظامی تلاش میکنند مردم در امنیت و بدون نگرانی زندگی کنند، اهالی محلات نیز سعی میکنند قدردانی خود را از آنها نشان دهند و با پخت افطاری و سحری برای بسیجیان، از آنها حمایت میکنند.
سیده اقدس حقانی موسوی میگوید: از همان روزهای اول خواستیم مؤثر باشیم. تصمیم گرفتیم بهجای اینکه در این شرایط جنگی، صفهای نانوایی را اشغال کنیم، نانِ با کیفیت برای بسیجیان بپزیم.
اگر صبح زود، قبل از آنکه مغازهها کرکرهها را بالا بدهند در کوچه طبرسیجنوبی۶۲ قدم بزنی، میشود رد یک جور رفاقت قدیمی را دید؛ رفاقتی که لای سلام و علیکهای بلند و احوالپرسیهای بیتکلف جریان دارد. اینجا همسایهها پشت هم هستند.
ایده ساخت و افتتاح مؤسسه خیریه «کهریزک»، برای بانو اشرف بهادرزاده قندهاری، قصه یک ساختمان و آجر و آهن نبود. میخواست سالمند بی پناه، معلول رهاشده، بیماری که خانواده اش شکست خوردهاند و... را همراهی کند و همین اتفاق هم افتاد.
زهرا نجفی نه مؤسسه خیریهای به نام خودش دارد و نه عنوان خاصی برای کارهای نیکوکارانهاش انتخاب کرده است. او فقط گاهی چندعکس یا کلیپ کوتاه در گروه فضای مجازی منتشر میکند تا همراهانش بدانند حمایتهایشان به ثمر رسیده است.
نگاهی به زندگی و رفتار دکتر شیخ تأییدکننده این مهم است و نشان میدهد که او تا پایان عمر به سوگند پزشکی در رفتار و کردار وفادار ماند. او همزمان با کار در کارخانه قند آبکوه بهتدریج در مطبِ میدان شهدا و منزلش نیز بیمار ویزیت میکرد.
مرحوم محمود رضازاده خباز بعداز سیسال خدمت در حرم امامرضا(ع) و ساخت مسجد امامحسین(ع) در محله سجاد، سال ۱۳۹۹ به رحمت خدا رفت؛ پدری که راه و رسم زندگی را به فرزندانش آموخت و چیزی جز درس صداقت و راستی به آنها نداد.