نیکوکاری - صفحه 2

مشهد در زمینه سازمان‌دهی خدماتِ حمایت از محرومان و فقیران جامعه، سابقه‌ای بسیار روشن و تاریخی دارد. این سابقه تا حد زیادی مرهون وجود مضجع شریف امام‌رضا (ع) در این شهر است که البته باید آن را دلیل اصلی ایجاد مشهد نیز بدانیم.
خیلی از همسایه‌ها در کوچه موعود‌۱۵ از روز‌هایی که کودکانشان در همین کوچه بازی می‌کردند تا امروز که نوه‌هایشان دید و بازدید و احوالپرسی در محله کنه‌بیست را زنده نگه داشته‌اند.
اینجا خانه شمسی کاظمی، همسر شهید مهندس صفر روحی، است؛ خانه‌ای که در جنگ‌های تحمیلی، قرارگاه پشتیبانی محله کلاهدوز بوده و حالا چند سالی است به پایگاه اصلی گروه جهادی شهید روحی تبدیل شده است.
عطیه حسینی پس از شنیدن خبر شهادت قائد امت اسلامی، جهادی پای کار آمد تا با دوخت پرچم و بیرق عزا، دل‌بستگی به کشورش را نشان دهد. او در این مسیر تنها نیست و مادر و دخترش نیز همراهش هستند.
ابوالقاسم زرکار موسس خیریه اهل بیت (ع) می‌گوید: برای انجام کار‌های خیریه‌ای باید درآمدی ثابت پیدا می‌کردم به همین دلیل، کارگاه تولیدی پلاستیک زدم و از درآمد حاصله به کمک سایر اعضا، موسسه خیریه تاسیس کردم.
بعد از آغاز جنگ تحمیلی سوم، فاطمه‌خانم در خانه کوچک و پر‌مهرش نزدیک شلوغ‌بازار، تصمیمی شیرین و خوشمزه گرفت. او خواست که نان و کلوچه‌هایی را برای مردم و به نیت شهدای این جنگ بپزد و در تجمعات مردمی توزیع کند.
دیرآموز‌بودن دانش‌آموزان و دغدغه زهرا گلی‌نادری برای فهم‌شدن درس‌ها، این معلم دلسوز را به برگزاری کلاس حضوری، واداشته است؛ اما نه در مدرسه، بلکه در گوشه‌ای دنج و آرام در بوستان بهشت محله کوی‌مهدی.
لیلا محمدنژاد می‌گوید: سال‌ها بود آرزو داشتم در خانه خودم روضه برپا کنم اما هر‌بار مشغله‌های کاری مانعم می‌شد تا اینکه پس‌از شهادت رهبر عزیزمان، دیگر نتوانستم این تصمیم را به تعویق بیندازم.
در روزگاری که بار هزینه‌های زندگی بر دوش بسیاری از خانواده‌ها سنگینی می‌کند، گاهی یک ایده ساده، جرقه‌ای می‌شود برای شعله‌ور‌شدن حرکتی جمعی. پویش نذر نان که شب‌های جمعه در محله کوی دکترا اجرا می‌شود، از همین جنس است.
حسین علی قلی‌زاده معلم محله دروی می‌گوید: در روستا که خدمت می‌کردم تعداد دانش‌آموزان کم بود و از درآمد شخصی‌ام می‌توانستم نیازهایشان را برطرف کنم، اما با منتقل شدن به مشهد، کمک‌رسانی به دانش‌آموزان را با کمک عده‌ای خیر ادامه دادم.
همه‌چیز از یک جلسه ساده قرائت قرآن در بولوار شهیدصادقی شروع شد. حالا ۲۷سال از آن روزها می‌گذرد که نرجسیه دیگر تنها یک مکتب آموزشی نیست؛ جریانی است از جنس عشق که به نیازمندان بسیاری حتی در روستا‌های دورافتاده خیررسانی کرده است.
همسر مرحوم زهرا افشار‌بابای‌خراسانی تعریف می‌کند: همه‌چیز از ۲۹‌سال قبل شروع شد و دیابت بارداری که در جسم و جان زهرا ریشه دواند. ۲۹‌سال انسولین، ۲۹‌سال آمپول، ۲۹‌سال دارو...، اما آخرش هم درد، او را از ما گرفت و چراغ خانه‌مان را خاموش کرد.
این روز‌ها بیشتر از غذا، درس و مشق روی میزهای رستوران حسین بیابانی جریان دارد. او می‌گوید وقتی متوجه تعطیلی مدارس شده، تصمیم گرفته فضای کارش را در‌اختیار بچه‌ها بگذارد.
روابط بسیار صمیمی و همدلانه همسایه‌ها در کوچه شهید‌یوسف‌زاده‌۶.۹ در محله مهرمادر، به‌ویژه میان خانم‌ها را با ساعتی مهمان‌شدن در منزل بی‌بی‌راضیه رباط‌جزی می‌توان فهمید.
المیرا و همسرش، ۱۶ سال است که زندگی مشترک دارند، اما سه مرتبه‌ بارداری او به سرانجام نرسیده است و جنین‌ها در هفته ششم بارداری، سقط می‌شدند. آنها در جریان جنگ تحمیلی به فکر  پذیرش فرزندخوانده نیازمند درمان افتادند!
روایت سه همسایه قدیمی در کوچه آیت‌الله واعظ‌زاده‌۳ در بالاخیابان، روایت همسایه‌داری‌های ریشه‌دار گذشته است؛ رفت‌وآمد‌های ساده‌ای که امروز کمتر دیده می‌شود، ولی از بیشتر پیوند‌های خانوادگی پایدارتر است.
دکتر غلامحسین نوفرستی درحالی آسمانی شد که میراثی از امید برای بیماران سرطانی بر جای گذاشت. او نه‌تنها در رشته خودش پزشکی حاذق بود، بلکه حمایت‌های همه‌جانبه‌اش از بیماران باعث شده بود که بسیاری، او را به‌عنوان پزشک اخلاق معرفی کنند.
گرداندن فضای کوچک کانون فرهنگی کوثر ، حالا بر‌عهده محمد زارع و کلثوم فاروقی است؛ زوجی که بی‌هیچ چشمداشت، کانونشان را در‌اختیار دانش‌آموزان گذاشته‌اند و برای این کار، همه برنامه‌های قبلی مجموعه را موقتا تعطیل کرده‌اند.
مرضیه حوتی‌شاندیز از همان ابتدای شروع خدمت معلمی‌اش، دل در‌گرو فعالیت‌های جهادی هم داشت. حالا او در روز‌هایی که مدارس تعطیل‌اند، در مسجد امام‌حسین (ع) محله کنه‌بیست، کلاس‌های کمک‌درسی رایگان برگزار می‌کند تا به قول خودش، بچه‌ها از درس‌ها عقب نمانند.
رضا شرفی می‌گوید: توی دفترم رفت‌و‌آمد‌ها را ثبت می‌کنم به هشت‌تا که برسد، دور دسته کیف، روبان قرمز می‌پیچم، یعنی که میهمان امام رضاست و نوبت اصلاح رایگان رسیده است. او پس از ده سال استمرار در انجام این نیت، به آرزوی خادمی‌اش رسید.