نیکوکاری - صفحه 12

رضا خوشدل هم حساب دفتری دارد، هم قسط‌بندی می‌کند. همه مشتری‌هایش را می‌شناسد. این‌وسط کسانی هم هستند که قسط‌ها را به‌موقع پرداخت نکنند اما این خلف وعده‌ها پشیمانش نکرده است.
محبوبه حسین‌زاده می‌گوید: هشت‌ماهه بودم که پزشکان جوابم کردند. پدرم نذر کرد اگر عمرم به دنیا باشد، هر‌سال دهه آخر صفر برای زائران هر‌کاری که از دستش برمی‌آید، انجام بدهد.
فاطمه کرانی خانه‌اش را به کارگاه خیاطی و محلی برای آموزش بانوان محله انصار تبدیل کرده است. خودش مهم‌ترین دستاورد زندگی‌اش را آموزش و ایجاد اشتغال برای همسایه‌هایش می‌داند.
مسجد محمد رسول‌الله(ص) محله چهارچشمه با تمام مساجد محله فرق دارد. وقتی وارد آن می‌شوی، سادگی آن جلوه‌گر است؛ به همین دلیل مردم محله با آن انس عمیقی گرفته‌اند و جمعیت فراوانی برای نماز می‌آیند.
جمشید قدرتی می‌گوید: حدود دو‌سالی است که این کلمن را اینجا گذاشته‌ام. فقط حواسم هست همیشه آب خنک داشته باشد. البته همسایه‌ها هم در حس‌وحال خوب این کار شریک‌اند.
بیشتر خانم‌های محله شقایق یک، عضوی از پایگاه بسیج مسجد حضرت‌علی (ع) هستند و با مهر و صبوری دست جوانانی را گرفته‌اند که درگیر آسیب‌های اجتماعی بودند. آنها هر کاری از دستشان برمی‌آید برای هم انجام می‌دهند.
مو‌سپید‌کردن آقا‌رضا در کوچه سراب باعث شده جایگاه ویژه‌ای بین اهالی داشته باشد. او گوش شنوای همسایه‌ها و کسبه محله است. پای درددل‌ها می‌نشیند، آشتی برقرار می‌کند و در مراسم خواستگار نقش بزرگتر را بازی می‌کند.
در طرح آهوانه، دختران محله اروند عروسک‌های نمدی می‌دوزند و به نیابت از امام‌رضا (ع) به میزبانان عراقی در مسیر نجف به کربلا هدیه می‌دهند.
مسجد مجید ساعات بسیاری از شبانه‌روز باز است و نه‌تنها برای اقامه فریضه نماز، تجدید وضو و استفاده از سرویس بهداشتی که برای رفع خستگی هم عابران را به‌سوی خود دعوت می‌کند.
حاج‌ حجت سلیمانی می‌گوید: خانه را وقف دستگاه امام‌حسین (ع) کردیم. خواستیم خانه، حسینیه‌ای باشد با محوریت قرآن. خودمان رفتیم مستأجری. من و خانمم، به‌خاطر این تصمیم، مورد شماتت خیلی‌ها قرار گرفتیم.
غلامرضا ده‌دولانی ۱۲ سال پیش همسرش را به‌خاطر بیماری از دست می‌دهد. او قبل‌از فوت همسرش نذر داشته روز‌های عاشورا و تاسوعا شربت درست کند و سوار بر دوچرخه به عزاداران بدهد.
حسین حکمی منزل شخصی خود را به خیریه اختصاص می‌دهد تا اینکه هیئت‌امنای مسجد‌المهدی(عج) اتاقی از مسجد را در اختیارش قرار می‌دهند؛ او نیز همان سال خیریه‌اش را با نام رحمت رضاشهر به ثبت می‌رساند.
حمید خواجه‌ایم‌مقدم تعریف می‌کند: پدرم برای باقیات‌الصالحات عمه‌ام آب‌سردکنی خرید و نزدیک شیرآب نصب کرد و به این ترتیب رانندگان و عابران می‌توانستند آب سرد میل کنند.
اهالی کوچه شهید‌بخشی‌۱۱، اغلب ساکنانی قدیمی هستند که به هر طریقی سعی در تقویت روابطشان دارند. آنها دست‌به‌دست هم داده‌اند تا در فعالیت‌های گروهی محله شرکت و و این رابطه خوب را حفظ کنند.
کوچه رسالت‌۷۲ به‌دلیل داشتن همسایه‌های همدلی که سرمایه‌های اصلی محله بلال به شمار می‌روند. انگشت اشاره هر‌کدام از اهالی، نشانه‌ای است برای راهنمایی مغازه همسایه‌های خوش‌نام و قدیمی‌شان.
صدیقه نیکو‌پرست می‌گوید: بعد از جدایی به دلیل اینکه مجبور بودم در تهران گلیم خود را از آب بیرون بکشم به کمک یکی از دوستانم که خیاط ماهری بود خیاطی را یاد گرفتم و بعد از آن با هم در یکی از کوچه‌های یوسف‌آباد تهران خیاط‌خانه‌ای زدیم‌.
حاج‌آقا عرب‌زاده و همسرش، با نذر «فاطمیه» پایگاه فرهنگی‌ای به نفع بانوان و کودکان محله راه انداخته‌اند. حاج‌آقا می‌گوید چراغ‌ها را تا زنده‌ایم، باید روشن کنیم؛ وقتی رفتیم، دیگر کسی نیست چراغی برایمان روشن کند.
برنامه‌های فرهنگی متنوعی که خدیجه علیزاده و همراهانش باعث و بانی آن شده‌اند، فضای محله کوی‌سلمان را آن‌چنان گرم کرده است که قلب تک‌تک همسایه‌ها برای هم می‌تپد و روزی نیست که از حال هم باخبر نباشند.
غلامعلی رأفتی از خیرین مدرسه‌ساز قدیمی است. او سال‌ها در پیشه بازرگانی مشغول بود اما با قبول ریاست مجمع خیّرین مدرسه‌ساز امور تجارت را به فرزندانش واگذار کرد.
محمد اعلمی‌نیا، بزرگِ هیئت جان‌نثاران از کودکی هم فانوس نفت می‌کرد و هم آبگوشت مجلس را می‌پخت. می‌گوید: آن زمان که معلم بودم باسوادترین آدم هیئت بودم و حساب‌کتاب‌های نذورات را انجام می‌دادم.