نیکوکاری - صفحه 16

مغازه کوچک هاشم تقوی در محله رضائیه، حال زائر و مجاور را خوب می‌کند. خدمات هاشم تنها به کار‌های عام‌المنفعه‌اش در محل کسب‌وکارش محدود نمی‌شود. او همیشه و در همه حال به‌دنبال راهی برای خدمت و همدلی بوده است.
لاریجانی فقط امام جماعت نیست و باتوجه به علاقه‌اش به کار تربیتی برای نوجوان‌ها، بخش بزرگی از کار‌های فرهنگی مسجد را هم به عهده گرفته است. از مدیریت قرائت‌خانه دکتر و مهندس‌ساز آن گرفته تا برپایی جلسات قرآن.
هووی گُلی چهار فرزند به دنیا می‌آورد. او که از نظر ذهنی کمی دچار مشکل است نمی‌تواند به‌خوبی مسئولیت بزرگ کردن فرزندانش را انجام دهد و در این مدت گُلی آن‌ها را تروخشک می‌کند.
همسایه‌ها برای بردن سالخوردگان به زیارت امام‌رضا(ع) بانی می‌شوند. پیدا‌کردن این خادمان سخت نیست؛ به‌ویژه اگر از اهالی مسجد ولیعصر (عج) در میثم شمالی‌۴ جویایشان شوی.
بعد از اهدای عضو؛ شادی کاظمی خواب پدرشوهرش، مرحوم محمدجواد ادبی، را می‌بیند که به او می‌گوید: من ۲۹روز است دوباره زنده شده‌ام و چند‌باری این جمله را تکرار کرد.
فاطمه هراتی از شهر‌هرات یزد به مشهد آمد و می‌گویند او اولاد می‌خواست که بعداز حاجت‌رواشدن اتاق سه‌در‌چهار خودش را همراه با درخت توت حیاط و چاه آبی وقف مسجد کرد. مردم هم روی همان زمین بنای مسجد را ساختند.
مریم رحمانیان در چهل‌و‌شش‌سالگی براثر افت ناگهانی فشار خون به کما رفت و چشم‌ها، کلیه‌ها، کبد و پوستش به ۶‌بیمار زندگی دوباره بخشید. او در زمان حیاتش عنوان می‌کرده دوست دارد بتواند جزو اهداکنندگان عضو باشد.
ابوالفضل سعادت‌فرجام نخستین‌بار در ۱۷ سالگی که در جبهه خدمت می‌کرد، خون داد و از سال ۸۵ اهدا کننده مستمر خون شده است.
سید‌حسن آزرده تعریف می‌کند: از اطراف چهاربرج آمدند دنبالم تا درخت‌هایشان را پیوند بزنم. سه روز و هر روز نصف روز وقت گذاشتم و در پایان وقتی مبلغ دستمزد را خواستند و گفتم صلواتی است، تعجب کردند.
مغازه اعظم‌خانم فقط یک خرازی نیست و دل‌خوشی اهالی محله است. آنها می‌دانند وقتی درگیر مشکلی می‌شوند، شاید کمک مالی زیادی در کار نباشد، اما همفکری، راه‌حل یا حتی فقط شنیده‌شدن، چیزهایی است که همیشه در این مغازه پیدا می‌شود.
حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحسن سپهر، امام جماعت مسجدالرضا (ع) در ۵۰ سال گذشته اختلافات زیادی را بین مردم حل و فصل کرده است.
با حمایت اهالی محله رده از بی‌بی‌زهره قاسم‌زاده، ۹۶ معتاد به زندگی برگشته‌اند. کارتن‌خواب‌ها برای رهایی از مرداب اعتیاد، به حسینیه‌ای مزین به نام علمدار دشت کربلا، پناه می‌آورند.
اینجا خانه هما و سعید است؛ زن و شوهری که پس از تولد تنها دخترشان، یک فرزندخوانده و فرزندان نیازمند دیگری را به عنوان «میهمان» در آغوش کشیده‌اند.
نفیسه صابری، پزشک خیراندیش محله همه تمرکزش را روی خدمت به بیماران معطوف کرده است و کوشیده از نیازمندان حق ویزیت دریافت نکند. او ترجیح داد یک پزشک عمومی باشد که تخصص اصلی‌اش، درک عمومی از رنج‌های مردم است.
۴۴‌سال پیش، مرحوم حسین سیدی‌جلالی تصمیم گرفت اولین مسجد محله ارشاد را بسازد. با‌توجه‌به اینکه ساخت مسجد با دوران جنگ تحمیلی هم‌زمان بوده، مرحوم سیدی‌مصالح ساختمانی را به‌سختی تهیه می‌کرد.
محمدرضا طوسی پزشکیاری بود که مجروحان بسیاری را با کمترین امکانات مداوا کرده بود. خودش هم در همان بحبوحه مجروح شد و شنوایی گوش راستش را براثر انفجار از دست داد و ردی از جنگ برای همیشه در زندگی‌اش باقی ماند.
گروه جهادی «احسان» این‌بار به محله مهدی‌آباد آمد و کادر درمانی آنها در مرکز خدمات جامع سلامت شهیدجعفرزاده خدمات رایگان پزشکی به مردم دادند.بیشتر مراجعه‌کنندگان به مرکز زنان و کودکان بودند.
خانم حلمی می‌گوید: شناسایی نیازمندان بخشی از کار گروه جهادی ما‌ست. خانه‌به‌خانه سر می‌زنیم و پس‌از شناسایی نیاز‌ها مثل تأمین دارو، جهیزیه، سیسمونی و... با خیران ارتباط می‌گیریم و لوازم مورد‌نیازشان را تهیه می‌کنیم.
عباس قرآنی می‌گوید: آن روز‌ها فقط چند خیابان محوری در کوی طلاب وجود داشت؛ ۲۰‌متری و ۳۰‌متری. خیابان میثم کنونی از خیابان‌های اصلی بود که عبور‌و‌مرور روستاییان از آن بود مرکز درمانی دیگری وجود نداشت.
«پنجتن ۷۰، سه‌راه اول، سمت چپ، زمین خالی کنار مسجد.» اینجا مکان فعالیت قدیمی‌ترین هیئت محله پنجتن است. آدرس هیئت «صاحب الزمان (عج)» که از سال ۵۸ تاسیس شده، بسیار دقیق است. فقط پلاک ندارد!