نفیسه صابری، پزشک خیراندیش محله همه تمرکزش را روی خدمت به بیماران معطوف کرده است و کوشیده از نیازمندان حق ویزیت دریافت نکند. او ترجیح داد یک پزشک عمومی باشد که تخصص اصلیاش، درک عمومی از رنجهای مردم است.
۴۴سال پیش، مرحوم حسین سیدیجلالی تصمیم گرفت اولین مسجد محله ارشاد را بسازد. باتوجهبه اینکه ساخت مسجد با دوران جنگ تحمیلی همزمان بوده، مرحوم سیدیمصالح ساختمانی را بهسختی تهیه میکرد.
محمدرضا طوسی پزشکیاری بود که مجروحان بسیاری را با کمترین امکانات مداوا کرده بود. خودش هم در همان بحبوحه مجروح شد و شنوایی گوش راستش را براثر انفجار از دست داد و ردی از جنگ برای همیشه در زندگیاش باقی ماند.
گروه جهادی «احسان» اینبار به محله مهدیآباد آمد و کادر درمانی آنها در مرکز خدمات جامع سلامت شهیدجعفرزاده خدمات رایگان پزشکی به مردم دادند.بیشتر مراجعهکنندگان به مرکز زنان و کودکان بودند.
خانم حلمی میگوید: شناسایی نیازمندان بخشی از کار گروه جهادی ماست. خانهبهخانه سر میزنیم و پساز شناسایی نیازها مثل تأمین دارو، جهیزیه، سیسمونی و... با خیران ارتباط میگیریم و لوازم موردنیازشان را تهیه میکنیم.
عباس قرآنی میگوید: آن روزها فقط چند خیابان محوری در کوی طلاب وجود داشت؛ ۲۰متری و ۳۰متری. خیابان میثم کنونی از خیابانهای اصلی بود که عبورومرور روستاییان از آن بود مرکز درمانی دیگری وجود نداشت.
«پنجتن ۷۰، سهراه اول، سمت چپ، زمین خالی کنار مسجد.» اینجا مکان فعالیت قدیمیترین هیئت محله پنجتن است. آدرس هیئت «صاحب الزمان (عج)» که از سال ۵۸ تاسیس شده، بسیار دقیق است. فقط پلاک ندارد!
همسایههای کوچه شهیدباغبان۶ همراه و همدل در برنامههای خیریه مانند جمعوجور کردن جهیزیه و برگزاری مراسم عروسی برای زوجهای کمبضاعت، کنار هم هستند و بهخاطر همین ویژگی است که پایبند اینجا شدهاند.
فاطمه کریمیان و همسرش سیدجواد جعفری و همراهانش با توزیع هفتگی غذا در روزهای سهشنبه، مسیر زندگی خیلی از معتادان را تغییر دادهاند. آنها تا حالا بیشاز صدنفر از گرفتاران اعتیاد را به زندگی عادی بازگرداندهاند.
خانه علیاکبر تاجیک و همسرش منیر رجبزاده، زوج نیکوکار محله مهرمادر ساده است، اما دلشان آنقدر وسعت دارد که سالی چندبار، برای هیئتهایی از روستاهای خراسان، مشهد را خانه دوم میکنند.
فرهاد امیری میگوید: اینجا همسایهها هوای هم را دارند که نعمت بزرگی است. من، جوادآقا و علیآقا سعی میکنیم با انصاف و خوشخلقی با مردم، اوضاع کسبوکارمان را گرم کنیم.
معصومه قنبرپور و همسرش علی فکوری در نمایشگاهی که به نفع کودکان غزه در حیاط مدرسه فرزندش برپا شد، غرفه تنقلات راه انداختند و اصل سرمایهای که وسط گذاشتند را به همراه سودش به کودکان غزه اهدا کردند.
غلامرضا بصیریپور ۲۶ سال است که در «مؤسسه خیریه حمایت از بیماران آسیبپذیر طوس» خدمت میکند. تعریف میکند: این مجموعه روز اول، کارش را با بیستنفر آغاز کرد و اکنون ۱۴۰۰ نفر از خیران با این مؤسسه در ارتباط هستند.
اعظم رضوی میگوید: گروه خیاطان صیانه را تشکیل دادیم تا لباسها را به پوششی اسلامی برگرفته از هویت خودمان برگردانیم. در مرحله اول شروع به شناسایی و اعلام کردیم هر خیاطی طرحی برای پوشش اسلامی بدهد از آن حمایت میکنیم.
مسجد امامحسین (ع) که حدود ۲ دهه یک چهاردیواری ساده بود با همراهی خیّر محلی، به شکل امروزی درآمد.
فتانه کلاهان تعریف میکند: زمان تشییع پیکر پدرم حدود پنجاه یتیم زیر تابوت پدرم جمع شده بودند و گریه میکردند. بعدها فهمیدیم این بچهها زیر نظر مؤسسهای بودند که پدر از آنها حمایت میکرد.
دکتر آریانه صدرنبوی از همان روزهای نخست حضورش در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، منشأ آثار و برکات فراوان شد؛ از تأسیس رشته ژنتیک پزشکی تا راهاندازی اولین مرکز نوروژنتیک دانشگاهی در ایران.
این سه همسایه کاری کردهاند که نهتنها چهارشنبهشبها بیشتر ساکنان بلوک ۳۴ را دور هم جمع میکنند، بلکه همراهی سایر ساکنان محله را هم درشهرک ابرارجلب کرده و دست ۱۲ خانواده نیازمند را با کمکهای مردمی گرفتهاند.
آقامصطفیخمینی۴ کوچهای که بیشتر ساکنانش از قدیمیهای محلهاند و یکدیگر را خوب میشناسند. فضای صمیمی و همدلانه آن باعث شده است گذر زمان نتواند پیوند بین همسایهها را کمرنگ کند.
محسن شیرازی میگوید: همه صدایش میکردند «بابا». خیر همه را میخواست و حواسش به همه بود. مسجد امامحسن مجتبی(ع) و گاراژ تعمیرات ماشینهای سنگین یادگار حاجحسن است.