طاهره حسنآبادی یکی از قدیمیترین ساکنان کوچه موعود است. میگوید: درِ خانهام همیشه به روی همسایهها باز است و دوست دارم هر روز به خانهام بیایند. ما حالا مثل یک خانوادهایم. باید هر روز احوال همدیگر را بپرسیم.
حجتالاسلام سیدمحمدکمال صداقت، با راهاندازی گروه جهادی ثقلین، آدمهای توانمند مختلفی را برای خدمت به مناطق محروم دور هم جمع کرده است.
مهدی هراتی یکی از جوانان دغدغهمند و فعال محله پنجتن است که از همان دوران کودکی با کم و کاستیهای زیادی در محلهاش روبهرو بوده، طعم بیعدالتی در توزیع امکانات را چشیده است و حالا تمام تلاشش را برای آبادی محل زندگیاش میکند.
عصمت کریمیترشیزی میگوید: با اینکه دو دهه میشود که منازل مسکونی اینجا تبدیل به مراکز پزشکی شده و اکثر همسایهها از اینجا رفتهاند، همانها که ماندهاند، هوای یکدیگر را دارند و در سختی و خوشی کنار هم هستند.
رضا حاجیاسماعیلی طی سالهای خدمتش، همیشه در سنگر انسانیت، درس ایثار برای دانش آموزانش بوده است. او نه تنها خودش در کار خیر پیشرو است که بچهها را برای پیش قدم شدن در نیکوکاری تشویق میکند.
فهیمه ایرجی نهتنها به آموزش نسل جدید ازطریق روشهای نوین میپردازد، بلکه سه جلد کتاب آموزشی و چهار جلد رمان مذهبی تألیف کرده است و تلاش میکند ارزشهای دینی را با زبانی جذاب به نوجوانان منتقل کند.
در دل محله ایثار، خانهای شبیه یک حسینیه کوچک هست که دیوارهایش مزین به پرچمها و کتیبههای مذهبی است. هرکار خیری که قرار باشد خانمهای همسایه انجام دهند، از همین خانه شروع میشود.
رحمتعلی خاکسار بعد از دیدن خواب پدرش که از او میخواهد بنای فاطمیه را در رباط طرق بنا کند، به فکر ساخت این مکان میافتاد و در گام اول زمینی به مساحت ۲/۵ هکتار را وقف میکند.
رضا فرهمندیان سیویکساله، جوان خوشمشرب و اهل موسیقی، در محله ابوطالب چندسالی میشود که مغازه کافیشاپش را در حاشیه خیابان حرعاملی راهاندازی کرده و به این شغل مشغول است. پشت پنجره مغازه یا بهتر بگویم کافیشاپ او در خیابان حر عاملی این عبارت نوشته شده است: «قهوه برای پاکبانان عزیز و زحمتکش شهرمان رایگان میباشد.»
خانمهای پایگاه بسیج امام هادی(ع) عزمشان را جزم کردند تا زوج جوانی را که مدتهاست میخواهند زیر یک سقف بروند و زندگی شیرینشان را شروع کنند، تا قبل از شب چله راهی خانه بخت کنند. بهترین قسمت این مشارکت مربوطبه مردم بود.
بهترین میراث پدری رضا حیدری راه خیرخواهانهای است که جلو پایش گذاشته شده است. خوشنامی و دستبهخیری پدرش، حاجرافع حیدری که یک حسینیه در خیابان آیتالله شیرازی در محله بالاخیابان وقف کرده است.
عباسعلی عباسزاده از نیروهای عملیاتی و کارراهانداز بود. چه بسیار اتاقهای عملی که در جبههها با دوندگیهای او برپا شد. او با اولین گروه هلال احمر عازم مناطق جنگی شد و تا پایان جنگ در کنار کادر درمان حضور داشت.
مسجد عباسبنعلی (ع) در خیابان یاران۹ پایگاهی برای همسایههای این کوچه است. آنها درکنار اینکه سالهاست یکدیگر را میشناسند، در کارهای فرهنگی محلهشان مشارکت میکنند و مرکز کارشان در مسجد است.
نوجوانان پایگاه بسیج شهدای گمنام مسجد امامهادی (ع) در محله شهیدبهشتی با وجود اینکه تجربه کار یدی ندارند، روزهای پنجشنبه و جمعه که از درس و مدرسه فارغ هستند، برای بازسازی مسجد محلهشان دست به کار میشوند.
علی اسعدی، ورزشکار پرتلاش مشهدی اگرچه به آرزویش رسیده بود و موقعیت خوبی داشت اما یک تصمیم بزرگ گرفته بود و آن هم اعلام آمادگی و پذیرفتن اهدای اعضای بدن خود پساز مرگ بود.
دکتر خطیب ساکن آمریکاست و سالی یکبار به ایران میآید تا بین دانشآموزان نخبه تحتپوشش مرکز نیکوکاریاش باشد و از نزدیک با آنها دیدار کند. دکتر سیدرضا خطیب سال ۱۳۰۹ در منطقه ۸ مشهد بهدنیا آمده است.
همهجا هستند، هرجا که نیاز به کمک و امدادرسانی باشد، پای کار هستند، آنهم داوطلبانه. اسمش هم گواه همین شاخصههاست: داوطلب؛ داوطلبانی که به جمعیت هلالاحمر پیوستهاند و هرکدام در عرصههای مختلف پای کار ایستادهاند.
هاشمیه۳۱ انتهای خیابان سامانیه است؛ کوچهای که همسایههایش بهواسطه مدرسه و مسجد، یکدیگر را زیاد میبینند و انس عجیبی با هم دارند. در این محله همسایههایی که خیرشان به اهالی میرسد، کم نیستند.
سعید کاظمی میگوید: سعی ما بر این است که دل همه بچههای کلاتهسرهنگ را شاد کنیم؛ بههمیندلیل نمیخواهیم تبعیضی بین فرزندان آنها و کسانی که کمتر دارند، بگذاریم و سعی کردیم به همه بچهها هدیه بدهیم.
محمدرضا احمدی تعریف میکند: پدرم روحانی هستند و یکی از سفارشهای همیشگیشان، مدارا با مردم و کسب حلال است. من هم از همان ابتدا سود کمتر و رضایت مشتری را در نظر گرفتم.