همدلی ساکنان کوچه امامت۱۳ در محله زیباشهر مثالزدنی است. کسانی که در عروسی و عزا پابهپای اهل مجلس خدمت میکنند و مراسم را از آن خود میدانند.
سالهای سال است یکی از کارهای بانوان اکبرآباد برداشتن قدم خیر برای آدمهایی است که به ظاهر آنها را نمیشناسند، اما گویی در باطن، مشترکاتی باهم دارند. آنها برای لبنانیهای درگیر جنگ با عشق گره در گره میاندازند!
گروه جهادی منطقه ثامن برای آوارگان لبنان در زینبیه دمشق غذای تازه طبخ میکنند.
سیدمهدی مدنیطلب میگوید: در این محله، همه اهل کار خیر هستند و ما پیشقدم شدن در این مواقع را از یکدیگر یاد گرفتهایم. از اینکه همسایههای خیری کنار من هستند، بسیار خوشحالم.
در غمنامهای که احمدی، شهردار وقت مشهد، درباره محمدتقی(پسر رها شده در خیابان) به استاندار استان نهم مینویسد، بهخوبی میتوان جای خالی یک پرورشگاه خوب را در مشهد حس کرد.
کنیزرضا علیجانی تعریف میکند: دو دختر هشتساله که برای اردو به بوستان ریحانه آمده بودند، جلو آمدند و گفتند پول کمی دارند و خجالت میکشند اسکناس ۵ هزارتومانیشان را به ما بدهند. بوسیدمشان و گفتم «نیتتان مهم است.»
اهالی محله سجادیه پا پیش گذاشتند و جای خانواده عروس و داماد را پر کردند. از خودرو و دستهگل عروس گرفته تا شیرینی، میوه، شام و تالار و حتی آرایش ساقدوشهای عروس را هم که مانند خودش بچههای بهزیستی بودند، برعهده گرفتند.
امام جماعت مسجد امیرالمؤمنین(ع) میگوید: قصد داشتیم از ظرفیت مسجد برای رونق اشتغال استفاده کنیم و بانوانی که امکان اجاره مغازه برای فروش محصولاتشان را ندارند دور هم جمع کنیم. بخشی از سود فروش محصولات تقدیم جبهه مقاومت شد.
فرزند مرحوم باقرزاده تعریف میکند: در زیست سعادتمندانه پدرم، دو ویژگی بارز و چشمگیر وجود داشت؛ اول مطالعه کتاب تا روزی پنج ساعت و دیگری علاقه وافرش به جهانگردی و عشق به کاوش در فرهنگ اقوام ملل که تجربهها اندوخت.
مرتضی قارونی میگوید: شمارهام را روی تابلو نوشتهام تا اگر زائری نصفهشب یا دم سحر ماشینش خراب شد و قطعهای لازم داشت، معطل نشود. هیچوقت صدای گوشیام را هم قطع نمیکنم تا هروقت کسی زنگ زد، حتی اگر خواب هستم، بیدار شوم.
دومین اجتماع بزرگ خانوادگی «ایران همدل، مشهد تا لبنان» در بوستان بانوان طرق برگزار شد و درآمد حاصل از این بازارچه یکروزه به کودکان غزه، لبنان و فلسطین اختصاص یافت.
اهالی کوچه تعریف میکنند که زهراخانم چندبار با کمک خیران برای نوعروسان کمبضاعت جهیزیه تهیه کرده است تا جوانهای محله بتوانند قدری آسانتر زندگی مشترکشان را شروع کنند.
کوچه مالکاشتر۳ در محله جلالیه، جزو قدیمیترین محدودههای منطقه۵ است که ساکنانش بااصالت و همانند خود کوچه، قدیمی هستند. اینجا میتوان رد پای همسایهداری قدیم را پیدا کرد. از آن دسته همسایگیها که اعتبار یک راسته کوچه هستند.
کتابخانه حضرتخدیجه(س) تنها یک مرکز فرهنگی نیست، بلکه تداوم بخش داستان مهربانی یک خانواده است. وقتی هاشم رضایی، خانه را به نام همسر و دخترش کرد، آنها تصمیم گرفتند آن را وقف کتابخانه کنند.
شکیباعباسی و محمدرضا زینی برای اینکه بتوانند قدمی برای فلسطینیان بردارند، در طرح «ایران همدل»، حلقههای ازدواجشان را به ارزش ۵۰ میلیونتومان اهدا کردند.
ساکنان مجتمع مسکونی پردیس در محله ولیعصر(عج) همسایههایی دارند که به محل سکونت و مشکلات آن بیتفاوت نیستند. بلوک۱۳ این مجتمع، همسایهای دلسوز دارد.
سیدابراهیم نجاتحسینی معتقد است یک انسان اگر کل ایران هم به نامش باشد، بعد هشتادسال همه اموالش را باید بگذارد و برود؛ پس چه بهتر که سهم فرزندانش را بدهد و در زمانی که در قید حیات است، به دیگران هم کمک کند.
نجمه ساده میگوید: تا قبل از تشکیل پاتوق، دختران با این نظم و تربیت و با این تعداد در مسجد فعال نبودند. از سال گذشته که گروه شکل گرفت، توانستیم برای آنها فعالیتهای مختلفی تعریف کنیم.
زندگی مریم سپهری و اطرافیانش پر از حوادثی بوده که نیاز به امداد اولیه داشته و این اتفاقات، او را در مسیر یادگیری امداد و نجات و خدمت به دیگران قرار داده است.
معصومه جهانگیری میگوید: بعداز مشورت به این نتیجه رسیدیم که با نزدیکشدن فصل سرما و سردبودن هوای کشورهای فلسطین و لبنان، طرح تهیه لباس برای کودکان و زنان را اجرا کنیم.