سید ابراهیم جبلی باغچه مقابل خانهاش را فضای سبز کرد
۱۰ سال پیش بود که یکی از اهالی اقدسیه ۱۶ در محله الهیه مشهد به همراه همسرش تصمیم گرفتند جانی دوباره به باغچه مرده مقابل آپارتمانشان بدهند. زمانی که باغچه زیر چرخ ماشینهای همسایهها لگدمال و سفت شده بود، همان زمانی بود که سید ابراهیم جبلی، آستینها را بالا زد و با بیل به جان باغچه افتاد تا آن را شخم بزند تا این کارش، تولدی دوباره برای باغچهای شود که سالها بود با سبزی و طراوتاش خداحافظی کرده بود. البته چایهای دبش قند پهلوی خانمش هم انگیزهای بود برای اینکه او سختی این کار کمتر حس کند!
دیدهبانی فضای سبز از خانه
حالا سید ابراهیم ۱۰ سال است از پنجره اتاقش دیدهبانی میدهد که مبادا کسی شاخه درختی را بشکند یا با ماشین از میان باغچه عبور کند و بدنه درختی را آسیب برساند، درختی را پوست بکند یا روی آن یادگاری بنویسد.. اعتقادش این است که درخت هم مانند آدمها جان دارد و نباید با او که تنها عامل پاکی این فضای پر دود شهری است، بد تا کنیم.
از ساعت ۵ بعدازظهر که از سر کار میآمدم تا ۱۰ شب، باغچه شخم میزدم و درخت میکاشتم
سید ابراهیم جبلی را اهل محل به خوبی میشناسند و حالا ما هم آمدهایم به باغچه پائیزی ولی با صفای او و میخواهیم داستان سالها قبل را مرور کنیم که سید ابراهیم با زحمت بسیار، در باغچه مقابل خانهاش ۳۰۰ اصله درخت کاشت.
خودش میگوید:۱۰ سال پیش که ما به بولوار اقدسیه آمدیم، اینجا فضای سبزی نبود. تنها مقداری چمنکاری در باغچه انجام شده بود که همیشه زیر چرخ ماشینهای اهالی که باغچه را با پارکینگ خودروهایشان اشتباه گرفته بودند، له میشد. خاک باغچه کمکم از سفتی داشت مثل آسفالت میشد! این شد که من و خانمم دیدیم باید کاری کرد و به این همه فضای باغچه و پتانسیلی که برای زیبایی و درختکاری دارد، رسیدگی کنیم.
آن روزها از ساعت ۵ بعدازظهر که از سر کار میآمدم تا ۱۰ شب، باغچه شخم میزدم و درخت میکاشتم. خاک باغچه سفت بود و کندنش هم بسیار سخت ولی با انرژی که تشویقها و تحسینهای خانمم در انجام این کار به من میداد، کاشتن درختان، معنای دیگری برای من داشت. این چیزها بود که کارم را آسانتر میکرد و دلم را گرمتر.
با وجود این درختان، حالا ۳۰۰ فرزند دارم!
هنگام عبور از میان ۳۰۰ اصله درخت قد و نیمقدی که اینجا خیلیهایشان ده سالهاند و برخی هم سنشان در حد یک هفته است، سید ابراهیم به برخی از درختانی که اهالی به آنها آسیب رساندهاند اشاره میکند و میگوید: در این ۱۰ سال، خیلی وقتها دیدهام که جوانی میآید و درختی را پوست میکند. یکی میآید و با ماشینش درست از روی تنه ظریف یک نهال یک ساله عبور میکند و تمام این اتفاقات برای من که چند ساعتی از هر روزم را پای این درختان و رشد دادن آنها گذاشتهام، بسیار سخت میگذرد.
سید ابراهیم میگوید با وجود این درختان، حالا ۳۰۰ فرزند دارد! او از داستان تهیه این درختان میگوید: آن زمان، اینجا رفتگری داشتیم به اسم آقای آشنا که ۵ سال پیش به رحمت خدا رفت. وقتی به او گفتم که برنامهام این است و میخواهم به باغچه، جان بدهم، گفت من هم از شهرداری میتوانم چند اصله درخت برای تو بیاورم. این شد که او هم تعداد زیادی درخت آورد و با درختان من جمع کرد تا آنها را بکارم. از همان زمان تا حالا این درختان، برکت زیادی برای محله داشتهاند. داستان تامین آب رایگان هم برای آبیاری آنها مفصل است که خدا آن را رساند و شهرداری هم در تامین آب همراهیمان کرد.
خانم پستچیان، همسر آقای جبلی هم میگوید: شهرداری هم در رسیدگی به درختان کمکهای خوبی در تامین کود و جدول برای حفاظت از باغچه و ... کرده است که از این بابت دل گرمی خوبی بوده است تا همسرم در این سالها بیشتر مراقب درختان باشد.
*این گزارش آبان سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.