همسایههای خیابان باباطاهر شریک غم و شادی یکدیگرند
سالهاست که بسیاری از همسایههای خیابان باباطاهر محله سعدآباد در مسجد الزهرا (س) جمع میشوند و با هم فعالیتهای مختلف فرهنگی و مذهبی ازجمله برپایی جلسات کتابخوانی، تدبر در قرآن و حتی کارهای جهادی انجام میدهند. در این میان همسایههای خیابان باباطاهر۱۴ بهخاطر قدیمی بودن، پای ثابت این برنامهها هستند و جوانترها را هم پای کار میآورند. برایشان فرقی نمیکند که فعالیت و مراسم برای یک نفر باشد یا برای محله. خودشان جزو اولین نفراتی هستند که کارها را برعهده میگیرند.
کلیددار سالن ورزشی مسجد
فرشتهخانم، ۶۵سال زندگیاش را با این محله گره زده و سالهای کودکی و نوجوانیاش را اینجا پشت سر گذاشته است. حتی وقتی به خاطر تحصیل همسرش مجبور شد در تهران زندگی کند، باز دلش در کوچه قدیمی و دوران کودکیاش ماند. او میگوید: هیچجا برای من این خیابان و این محله نمیشود. اینجا بهترین همسایهها را دارد؛ همسایههایی که از دوران انقلاب تا همین امروز، در همه سختیها و شادیها، سنگر را خالی نکردند.
همسایهها فرشتهخانم را به مسئولیتپذیریاش میشناسند. او هرروز صبح زود، قبل از بقیه همسایهها بیدار میشود و کلید سالن ورزشی مسجد را برمیدارد و خودش را به آنجا میرساند تا خیالش راحت باشد که همسایهها پشت در نمیمانند. فرشتهخانم معتقد است: این همدلیها باعث شده همسایهها کنار هم خوب و خوش زندگی کنند و هوای یکدیگر را داشته باشند.
خادمی برای مسجد و اهالی
فاطمه کریمیکرامتی همسایه بعدی است که فرشتهخانم او را معرفی میکند؛ همسایهای که پای ثابت کارهای محله و مسجد است. فاطمهخانم ۶۷سال پیش همینجا به دنیا آمده و بزرگ شده است. همه پدر و مادر، و خواهر و برادرهایش را میشناسند. آنها خانوادگی پای کارهای مسجد بودهاند. او میگوید: از همان کودکی در جلسات قرآن خانگی و مراسم مسجد شرکت میکردم و توزیع قند و چای برعهدهام بود. حالا هم خودم را خادم مسجد و محله میدانم و هر کاری از دستم بربیاید انجام میدهم.
جلسههای کتابخوانی و تدبر در قرآن به همت همسایهها راه افتاده آگاهی ما را از اتفاقات روز بیشتر کرده است
فاطمهخانم هم مدتی مجبور شده است ساکن محله دیگری شود. او میگوید: سالهای آخری که از همسایهها دور افتاده بودم، دورکعت نماز جوادالائمه (ع) خواندم و نیت کردم که دوباره به این محله برگردیم و خداراشکر همهچیز دستبهدست هم داد و دوباره ساکن اینجا شدم. ما اینجا بهمعنای واقعی کلمه، شریک غم و شادی هم هستیم؛ از قرضگرفتن یک قلم وسیله از همسایه تا عیادت در روزهای بیماری. همه کنار هم هستیم.
حضور پررنگ در اجتماعات شبانه
شوکت میرشاهولایتی همسایه بعدی است که فاطمهخانم او را معرفی میکند. شوکتخانم ۷۲سال دارد و مسنتر از بقیه همسایههاست. حدود ۱۰سال پیش، از آنسوی خیابان مطهری به خیابان باباطاهر۱۴ آمد و از همان روزهای اول، در مسجدالزهرا (س) با همسایهها آشنا و پایش به فعالیتهای محله باز شد. او میگوید همه همسایهها را دوست دارد و از مهربانیشان لذت میبرد.
شوکتخانم در همه جلساتی که اهالی راه انداختهاند، شرکت میکند و هروقت نوبت خودش برسد، میزبان جلسه است. شوکتخانم میگوید: جلسههای کتابخوانی و تدبر در قرآن که به همت همسایهها راه افتاده، جلسات پربرکتی است و آگاهی ما را از اتفاقات روز بیشتر کرده است.
همسایهها شوکتخانم را از شرکتکنندگان ثابت اجتماعات شبانه محله میدانند. با وجود درد پا، هر کاری از دستش برآید، برای بهتر برگزارشدن مراسم انجام میدهد؛ از پاککردن سبزی کنار همسایهها و فروش آن برای جبهه مقاومت تا کمک به پخت غذا. او میگوید: حضور در این برنامهها باعث شده است همدلی و همراهی بین اهالی بیشتر شود و در سختیها و خوشیها کنار هم باشند.
* این گزارش شنبه ۲۳ خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۱ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.