زمین پدربزرگم را خریدم و وقف کار خیر کردم
شروع هر کاری انگیزهای میخواهد. حتی اگر وقف کردن باشد. افراد خیر با دغدغههای مشترکی به خدمت رسانی به مردم شهر و محله خود میپردازند و در هرجا که باشند از دیدن نیازمندی که احتیاج به کمک دارد، ناراحت میشوند و برای برطرف کردن نیازش، اقدام میکنند. در همه محلات، از این افراد فراوان هستند، اما این بار به محله سیدی و خیابان خلج ۱۰ رفتیم تا با یکی از این خیرین و کارهایش بیشتر آشنا شویم.
ادامه دهنده راه پدربزرگ
ابوالقاسم زرکار، حدود ۵۰ بهار از عمرش میگذرد و به گفته خودش، از همان دوران کودکی دوست داشت مانند پدربزرگش، بانی و متولی کارهای خیر باشد و جا پای او بگذارد. پدرپزرگش متولی تکیهای در بجنورد بود به نام تکیه مسگرها. او روزها و شبهای مراسم سوگواریهای دهه عاشورا را به یاد میآورد که پرچمها را به دوش او و سایر بچهها میدادند تا آنها را دور مجلس بچرخانند و ...
این کار شور خاصی را در او ایجاد میکرد، اما بعد از فوت پدربزرگ، آن تکیه با تمام خاطرههایش به فرد دیگری واگذار شد و خانواده آنها بعد از چند سال به مشهد کوچ کردند. ابوالقاسم بزرگ شد، اما همواره در ذهناش، شور و حالی که در روزهای مراسم داشت را از یاد نمیبرد و آن را در ذهنش مرور میکرد که چگونه میتواند راه پدربزرگ را ادامه بدهد.
وقف زمین حسینه پدربزرگ
خودش در این باره میگوید: دوست داشتم مثل پدربزرگم کارهای خیر انجام بدهم، اما از آن زمان که فکرش را میکردم تا جامعه عمل پوشاندن به این فکر سالها طول کشید. البته شروع کارهای عامالمنفعهام به ۱۲ سال قبل برمیگردد، همواره تلاشم بر این بود تا این کمکها را در قالبی بهتر و با خدمات بیشتری ارایه کنم.
زرکار زمین حسینه پدربزرگ را که ارث بود از سایر ورثه خرید و آن را وقف کرد
برای انجام کارهای خیریهای باید درآمدی ثابت پیدا میکردم تا از ماحصل آن کمکهای خود را به همنوعانم میکردم؛ به همین دلیل، کارگاه تولیدی پلاستیک زدم و از درآمد حاصله به کمک سایر اعضا، موسسه خیریه اهل بیت (ع) خراسان رضوی را تاسیس کردم.
البته این موسسه نوپا است و فقط ۱۸ ماه از تاسیس آن میگذرد. زرکار برای رسیدن به آنچه مد نظرش بود ابتدا زمین حسینه پدربزرگ را که ارث بود از سایر ورثه خرید و آن را وقف کرد، اما نام آن را به حسینه شهید فرهاد ابراهیمی تغییر داد. او درباره هدفش توضیح میدهد: اسم برادر زنم را روی حسینه گذاشتم تا همیشه یادش باقی باشد و هدفم از این کار زنده نگهداشتن مراسم عاشورا و کمک به مردم محلهام بود.
من از ابتدا در همین منطقه ۷ بزرگ شدم و در میان همین مردم رشد کردم و قد کشیدم و بعد از اینکه تشکیل خانواده دادم باز هم در همین منطقه زندگی کردم و در تمام این دوران فقر و نداری را از نزدیک لمس کردم و میدانم که این مردم چقدر شریف هستند و نیازمند کمک.
به همین دلیل موسسهام را در اینجا تاسیس کردم تا به بتوانم گرهای هر چند کوچک از کار هممحلهایهایم باز کنم. در حال حاضر ۱۵۰ نفر تحت پوشش این موسسه میباشند، که از همه جهات آنان را حمایت میکنیم. البته این بخش کوچکی از افرادی هستند که نیاز به کمک دارند و امیدوارم بتوانم روزی تعداد بیشتری از افراد را تحت پوشش قرار دهم.
ایجاد اشتغال و تهیه جهیزیه
وی به سایر خدماتی که در این موسسه ارایه اشاره میکند و ادامه میدهد: در موسسه خیریه، مشاوره، تامین هزینههای درمانی و یا تهیه دارو، ایجاد اشتغال و تهیه جهیزیه برای عروسها انجام میشود. ما با برخی از پزشکان خیر و درمانگاهها نیز قرارداد همکاری داریم و افراد تحت پوشش را برای درمان به این پزشکان و یا درمانگاهها معرفی میکنیم.
زرکار دغدغهاش بیکاری هممحلهایهایش هم هست و میگوید: منطقه کارگران، تحصیل کردههای بیکار زیادی دارد که اشتغال برایشان بسیار واجب است؛ زیرا بیکاری میتواند عامل بسیاری از انحرافها باشد، در همین جهت با سرمایههای اندکی که در اختیار داریم برای برخی شغل ایجاد کردیم. اما او ناراحت است و گله دارد که باید متولیان برای ترغیب و جذب بیشتر خیرین باید برنامهریزی داشته باشند تا به کمک آنان برای رفع مشکلات مردم اقدام کنند، اما متاسفانه هنگامی که فردی قصد اقدامی خیردارد، برخی از نهادها سنگ اندازی میکنند و خیر از کرده اش پشیمان میشود.
*این گزارش آبان سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.