مشهد برای آیتالله العظمیخامنهای، شهری است که در زندگی ایشان فقط یک خاطره جغرافیایی نبود. بازگشت پیکر ایشان به مشهد، بازگشت یک زندگی به نقطه آغاز خودش است.
فعالیتهای حاجیمیرزامحمدباقر که باعث جلب نظر اولیای امر شده بود، نهایتا به اعطای لقب «کمالالتولیه» به او میانجامید.این اتفاق در دوره متولیگری میرزامحمودخان مدیرالدوله رقم میخورد.
در محرم سال ۱۳۳۷؛ کودکی فلج که از قضا پدرش در کاخک پزشک بوده، در آرامگاه امامزاده سلطان محمد شفا پیدا میکند. این اتفاق حاجحسین ملک را برای زیارت امامزاده راهی کاخک میکند و انجام برخی اقدامات خیرخواهانه حاجحسین را در آنجا فراهم میکند.
خانواده «قوام شکوهی» را خیلی از مشهدیها میشناسند. آنها نسل اندر نسل، سر تیغ آفتاب و سینهکِش خورشید، ۱۰۶پله را بالا میرفتهاند تا از فراز سازهای منارهمانند، خبر طلوع و غروب خورشید و سر رسیدن و یا سرآمدن وقت نماز را بدهند.
آن زمان شمار بیمارستانها در مشهد بسیار کم بود و بیماران بدجوری سرگردان میشدند. بنابراین مکان فعلی بیمارستان شاهینفر را ماهی ۷۰۰ تومان اجاره کردم تا به دلیل فضای زیادی که داشت هم محل زندگی برای من و خانوادهام باشد، هم بیمارستان.
دکتر ابوالقاسم بختیار، نخستین پزشک ایرانی دانشآموخته از آمریکا و بنیانگذار نخستین مدرسه پرستاری نوین ایران خواب دیده بود که روزی خاک او با خاک فردوسی در هم خواهد آمیخت.
مشهدیها به همشهری بودن با یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ کشورمان افتخار میکنند. «سیدعلی خامنهای» رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی متولد همین شهر و محله سرشور مشهد است.
وارد خیابان عامل که میشوی، قدیمیترها هنوز خاطره مردی را به یاد دارند که روزگاری نبض این محله با قدمهای او میتپید؛ دکتر محمدباقر تعبدی. او پزشک بود، اما فراتر از طبابت میاندیشید و عمل میکرد. آنچه امروز از تعبدی مانده، نه اسناد رسمی، بلکه حافظه مردم و همسایگان اوست.
خیلیها میدانستند که دلیل ماندن حاج احمد اقوام شکوهی نقارهزن ۹۱ساله که هر روز ۱۰۴پله گلدسته را بالا میرفت و پایین میآمد، در محله قدیمی، این است که بهموقع و سر وقت خودش را برساند به حرم و گلدستههایش.
خانواده حاجاحمد مصطفویتهرانی که به مشهد آمدند، تنها ۷ نفر بودند، اما رفته رفته تعدادشان به ۷۰ نفر رسید، حاج احمد پایهگذار یک خانواده اسلامی و آسمانی بوده که بیشتر آنها در علوم قرآنی پیشتاز هستند.