میرزا حبیب مجتهد خراسانی از چهرههای اثرگذار دینی و اجتماعی مشهد در اواخر قاجار است. او از خاندان «شهیدی» خراسان برمیخیزد؛ خاندانی که نزدیک به یکونیم قرن در ریاست روحانی و حکومت شرعی خراسان نقشی مهم دارند.
محمد پروین گنابادی، ادیب، مترجم، معلم، پژوهشگر فرهنگ مردم و از همکاران برجسته لغت نامه دهخدا بود. ، او کسی بود که زبان فارسی را بخشی از سلامت جامعه میدانست.
وقتی پای گفتوگوی اهالی مسنتر و قدیمیتر مشهد مینشینیم، بعد از گذشت صدسال هریک بهنوعی در خاطراتشان از فردی به نام «سیداسماعیل شاهحیدری» یاد میکردند که صاحب کمالات و کرامات زیادی بوده است.
جلسه «مثبت شصتسالهها» به یاد حاجحسین ملک، بزرگترین واقف فرهنگی ایران برگزار شد. حاجحسین ملک تنها یک ثروتمند نیکوکار نبود، بلکه اندیشمندی اهل مطالعه بود که با شناخت دقیق نیازهای جامعه، ثروتش را در مسیر فرهنگ، آموزش و سلامت عمومی به کار گرفت.
حاجآقا سید ماشاءا... ساکن یکی از فرعیهای خیابان وحدت اولین کسی است که در خانواده لباس روحانیت را بر تن کرده تا ۹ فرزند پسرش طلبههای این محله باشند. خانه او مدرسه علمیه است و ۲۶ طلبه را در خانواده خود تربیت کرده است.
سید محمد عصار تهرانی، معروف به لواسانی، عالمی بود که سنت را در گوشت و پوست زندگیاش زیست، اما هرگز در آن متوقف نشد. او هم بر صدر کرسی تدریس فقه و اصول نشست و هم در صف مقدم تجددخواهی آموزشی و نقد ساختارهای کهن حوزوی ایستاد.
احمد سالاری، آموزگاری بود که طبابت و خون دل خوردن برای سلامت مردم مشهد را در هم آمیخته بود. او برخاسته از خاندانی بود که پزشکی را نه فقط حرفه، بلکه نوعی تعهد میدانستند.
گوهرشادبیگم از بانوان اثرگذاری است که در نواحیای همچون خراسان موجبات ظهور و رونق هنر و ادب شدند. او دختر امیر غیاثالدین، رئیس قبیله ترخانیان بود که به همسری شاهرخ میرزا درآمد و بسیاری از بناهای باشکوه تیموری با کوشش این بانوی فاضل ساخته شد.
عصر گوهرشادبیگم، دوران رونق آبادانی در خراسان بزرگ و به ویژه شهر مشهد بودهاست. او پیش و بیش از آنکه در نقش خیرخواهانه خود فعال باشد، بانویی سیاس و اهل مجادلات و قُمارهای سیاسی بود.
کمالالملک، نقاش نامدار ایران، در سالهای پایانی عمر پیوندی عمیق با خراسان برقرار کرد و در خلوتی دنج در «حسینآباد» نیشابور روزهای آخر عمرش را گذراند. او پس از دوازده سال سکونت در نیشابور سر بر بالین خاک گذاشت.