کد خبر: ۸۷۰۷
۲۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۵۶

باغبان‌های کوچه پروین

جعفر شاهرخی و خانواده‌اش از شهروندان خوش‌سلیقه‌ای هستند که با کاشت انواع درختان مثمر و گیاهان، رنگ دیگری به کوچه پروین اعتصامی‌۴۱ داده‌اند. آن‌ها سرسبزی و سرزندگی را به همسایه‌ها هدیه داده‌اند.

جعفر شاهرخی از شهروندان خوش‌سلیقه‌ای است که با کاشت انواع درختان مثمر و گیاهان، رنگ دیگری به کوچه پروین اعتصامی‌۴۱ داده است. حتی اگر به‌عنوان رهگذر از این کوچه عبور کنید، بدون شک باغچه‌های شیاربندی‌شده و درختانی که به زیبایی هرس شده‌اند، نظرتان را جلب می‌کند؛ باغچه‌ای که از ابتدای کوچه تا انتهای آن امتداد دارد و در برخی قسمت‌هایش سبزی کاشته شده است.

قرارمان با جعفرآقا مقابل منزلش، در‌کنار باغچه با‌صفایش است. او به اتفاق همسرش در محله پروین در‌حال رسیدگی به درختان و باغچه‌ها هستند. با آنکه خانواده شاهرخی اصرار زیادی برای رفتن به داخل خانه دارند تا ادامه مصاحبه در آنجا دنبال شود، بودن در این فضا، نوروز و بهار را تداعی می‌کند و ترجیح ما، ماندن در این فضای سبز است. روی سکوی کنار منزلشان می‌نشینیم و گپ‌و‌گفت را با این خانواده دوستدار طبیعت ادامه می‌دهیم.


ارث طبیعت‌دوستی

جعفر شاهرخی ۴۴ بهار از عمرش را پشت سر گذاشته و دوران کودکی‌اش را در این کوچه سپری کرده است. او کارمند آستان قدس رضوی است و بعد‌از فراغت از کارش، ابزار باغبانی‌اش را بر‌می‌دارد و به درختان و گل‌ها رسیدگی می‌کند.

او علاقه‌اش به فضای سبز و حفظ و نگهداری از آن‌ها را ارثی می‌داند. خودش را ادامه‌دهنده راه پدربزرگش می‌داند که بانی اولیه کاشت درخت در کوچه است.

با دست به خانه‌ای اشاره می‌کند و می‌گوید: محمدعلی وکیلی، پدربزرگ مادر‌ی‌ام، در همان سال‌هایی که از کرمانشاه به مشهد آمد و در این کوچه ساکن شد، درخت‌های انگور را کاشت. او علاقه خاصی به کاشت و نگهداری درختان و گیاهان دارد، اما چند‌سال قبل تصادف کرد و دچار آسیب‌دیدگی شدیدی شد و دیگر نمی‌تواند بدون کمک راه برود.

 

 

همتی برای سرسبز نگهداشتن کوچه

جعفرآقا از سال ۸۷ تصمیم گرفته است فضای مقابل منزلشان را که باغچه‌ای خشک بوده است، آباد کند. او توضیح می‌دهد: پدربزرگم داربست انگور را زده بود، اما باغچه‌ها به‌شکل حالا نبود. تصمیم گرفتم باغچه‌های سراسر کوچه را مرتب کنم. پای هر درخت را گود کردم، جوی‌های کوچکی برای رد‌شدن آب درست کردم. اولین نهال‌هایی که کاشتم، شاه‌توت و گردو بود.

تصمیم گرفتم باغچه‌های سراسر کوچه را مرتب کنم. پای هر درخت را گود کردم، جوی‌های کوچکی برای رد‌شدن آب درست کردم

در سال‌های بعد توت، گیلاس، هلو و چند درخت انگور دیگر به این درختان اضافه شدند. گیاهانی مانند رزماری، گل رز رونده، یاس امین‌الدوله و شمشاد هم به‌مرور به باغچه اضافه شدند. برای تأمین روشنایی در نقاط مختلف باغچه، لامپ روشن کردم. همچنین سیستمی برای آبیاری درختان ایجاد کردم.

نزدیک به شصت‌درخت در این فضای پانصد‌متری کاشته شده است. البته برخی از درختان مانند درخت گردو را چند سال قبل آفت زد که با هماهنگی شهرداری قطع شده‌اند.

 

باغبان‌های کوچه پروین

 

لذت بردن رهگذران از سرسبزی کوچه

جعفرآقا بهار و تابستان این کوچه را که سرسبزی‌اش مثال‌زدنی است، توصیف می‌کند. از بوی یاس‌ها که صبح‌ها با عطر آن‌ها از خواب بیدار می‌شوند، می‌گوید و پرندگانی که به‌خاطر درختان و میوه‌هایش مهمان آن‌ها می‌شوند.

او و سایر اهالی کوچه سال‌هاست زباله‌هایشان را سر کوچه داخل باکس زباله می‌گذارند و اگر زباله روی زمین ببینند، جمع می‌کنند. سرسبزی کوچه سبب شده است همسایه‌ها عصر‌های بهار و تابستان بیرون بیایند و مقابل منزلشان ساعتی بنشینند و از این فضا لذت ببرند. او در ادامه توضیح می‌دهد: فصل میوه درختان که می‌رسد، برخی از رهگذران می‌ایستند و میوه می‌چنند.

در اینجا به‌خاطر نزدیکی‌اش به پایانه حافظ، مسافران زیادی رفت‌و‌آمد می‌کنند. گاهی این مسافران در این فضای سبز اتراق می‌کنند و اگر فصل میوه باشد، از آن میل می‌کنند. این برایم لذت‌بخش است که حاصل کارم را با دیگران قسمت می‌کنم، اما برخی از شهروندان هم بی‌ملاحظه هستند.

به درخت گیلاس که شکسته است، اشاره می‌کند و می‌گوید: این درخت پرمیوه توسط یکی از همین شهروندان بی‌ملاحظه به این حال افتاده است. باز خدا را شکر که از کناره‌های درخت جوانه زده و در‌حال رشد است. گاهی رزها، یاس‌ها و شمشاد‌ها را از ریشه درمی‌آورند. به‌همین‌دلیل هر سال مبلغی را صرف خرید گیاهان جدید می‌کنم. به‌طور مثال سال گذشته با هزینه کود یک‌میلیون و ۴۰۰ هزار‌تومان هزینه کردم.

از مسئولان می‌خواهم در فصل گرم سال دست‌کم چندنوبت برای آبیاری تانکری به ما کمک کنند

شاهرخی معتقد است کاشت درخت یا گل و گیاه آسان است، اما کار مهم‌تر، حفظ و نگهداری از آن است. در این روز‌ها که با کمبود آب مواجه هستیم، او پای هر درخت را گود کرده است تا از هدر‌رفت آب جلوگیری کند.

این شهروند دوستدار فضای سبز می‌گوید: به‌خاطر آبیاری درختان جزو مشترکان پرمصرف آب محسوب می‌شوم. در عوض شهرداری تخفیف‌هایی برای عوارض شهری در نظر گرفته است. می‌دانم که شهرداری درختان معابر فرعی را آبیاری نمی‌کند، اما از مسئولان می‌خواهم در فصل گرم سال دست‌کم چندنوبت برای آبیاری تانکری به ما کمک کنند.

 

از درختان حس خوبی می‌گیرم

زمانی‌که صحبت از همراهی و همکاری می‌شود، شاهرخی به همسر و پسرش اشاره می‌کند. محبوبه باقری از کودکی به طبیعت علاقه داشته است. او رسیدگی به درختان، کاشت و تمیز‌کردن باغچه‌ها را به عهده دارد.

محبوبه‌خانم می‌گوید: درختان وگل و گیاهان حس خوب و آرامش‌بخشی به من می‌دهند. هنگامی‌که به رسیدگی به باغچه‌ها مشغولم، زمان از دستم می‌رود.

او به کاشت درخت و ارتباط خوبی که برای نگهداری از آن بین همسایه‌ها شکل گرفته است، اشاره می‌کند و حرفش را این‌طور ادامه می‌دهد: ما هم به‌عنوان شهروند باید در‌کنار شهرداری برای توسعه فضای سبز محله‌مان قدم برداریم؛ این کار سبب می‌شود هم حال خودمان خوب شود و هم محله سرسبزتری داشته باشیم.

محبوبه‌خانم در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: همیشه آرزو داشتم که باغی داشتم و در آن گیاه و گل می‌کاشتم. از زمانی‌که این محیط ایجاد شده است، انگار به آرزویم رسیده‌ام. هر زمان که گلی می‌کارم یا گیاه جوانه‌ای می‌زند، ذوق می‌کنم. به همان اندازه ناراحت می‌شوم زمانی‌که می‌بینم برخی افراد به گیاهان یا درختان آسیب می‌زنند.

باقری و همسرش برای اینکه اطلاعاتشان به‌روز باشد، زمانی را هم برای مطالعه درباره نگهداری گل و گیاهان صرف می‌کنند. او می‌گوید: ما در کانال‌های مجازی فضای سبز شهرداری که نکات آموزنده و مفیدی منتشر می‌کنند، عضو هستیم. اگر مشکلی درزمینه گیاهان داشته باشیم، برای رفع آن، به شهرداری مراجعه می‌کنیم و کمک می‌گیریم.

علی‌اصغر، تنها فرزند جعفرآقا، علاقه به طبیعت را از والدینش به ارث برده است. وقتی ما مشغول گفتگو هستیم، او بیل بر‌می‌دارد و پای درختی را که پدرش امسال کاشته است، با خاک و کود پر می‌کند.


نفع سرسبزی کوچه را خودمان می‌بریم

سرور حسین‌زاده پنجاه‌سال از سکونتش در این کوچه می‌گذرد. او با اشاره‌به سکو‌هایی که در‌کنار هر خانه ساخته شده است، می‌گوید: بیشتر اهالی عصر‌های بهار و تابستان چای می‌ریزند و به کوچه می‌آیند و دور هم جمع می‌شوند و همین صفا و صمیمیت بین همسایه‌ها را بیشتر کرده است.

او از گذشته نیز یاد می‌کند که میم‌های انگور سراسر کوچه را پر کرده بود و ادامه می‌دهد: در تابستان و بهار، درخت انگور بر سر کوچه ما سایه می‌افکند، اما شهرداری منطقه، چفت‌هایی را که زده بودیم، به‌علت سد معبر، جمع کرد.

سرور خانم ضمن گلایه از شهرداری که برای آبیاری کمک نمی‌کند، از مسئولان می‌خواهد با توجه‌به کمبود آب، برای آبیاری درختان کوچه همراهی کنند.

حمیدرضا دلیریان هم از قدیمی‌هاست. او می‌گوید: هـمـسـایـه‌هـای همدلی هستیم و برای نگهداری از فضای ایجاد شده با آقای شاهرخی همکاری می‌کنیم. کمتر کوچه‌ای را سراغ دارم که متولی آبیاری و کاشت درختان کوچه همسایه‌ها باشند.

او ادامه می‌دهد: هر چند که شهرداری باید فضای سبز ایجاد کند، اما ما شهروندان هم می‌توانیم در جهت حفظ و نگهداری از آن به شهرداری کمک کنیم؛ زیرا خودمان نفعش را می‌بریم.

* این گزارش سه‌شنبه ۲۲ اسفندماه ۱۴۰۲ در شماره ۵۶۰ شهرآرامحله ۷ و ۸ چاپ شده است.

ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44