عباس هوشمند متولد از قدیمیهای محله سیدی است. گر چه تنها ۶ سال سواد مکتبی دارد، ولی نیکویی رفتار او در بنای درمانگاه خیریهای در محلهاش باعث شده تا مدیریت درمانگاه را به او بسپارند.
وقتی حسین جلالآبادی ۱۷۰۰ متر زمینش را به نام فرزند شهیدش وقف مدرسه کرد، روزهای کودکی حسن را به خاطر میآورد که کوچههای نیکروز را یکی پس از دیگری برای رفتن به تنها مدرسه در «نیزه» طی میکرد.
مدیر موسسه و موقوفه فرهنگی هنری «پیوند جاودانه مشهد» سیدمحمدسرمدی است، دبیر بازنشسته فرهنگی از ناحیه ۴ آموزش و پرورش که ۱۶سال است بازنشسته شده و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی الهیات (فلسفه) است.
به محض اعلام برنامه تشییع رهبر شهید، اعضای جوان و خلاق هیئت حضرت مهدی (عج) بهدنبال یک کار متفاوت رفتند، کاری که برای زائرانی که در این هفته به مشهد میآیند، کاربردی باشد.
دختران نوجوان محله بالاخیابان دست به کار شدهاند تا در مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید نقشی داشته باشند. آنها برای یک میزبانی تاریخی از جمعیت میلیونی به این نتیجه رسیدند که رساندن آب گوارا به زائران مهمترین کار است.
ساکنان منطقه ۱۲ مشهد آستینها را بالا زدهاند تا به بهترین شکل از مهمانان مشهد پذیرایی کنند؛ از پخت نان گرفته تا تهیه غذا را گروههای مختلف عهدهدار شدهاند تا این سفر را برای مهمانان تسهیل کنند.
اینجا «مهرانه» است؛ حاصل دغدغهمندی تعدادی از بانوان که تصمیم گرفتهاند اوقات فراغتشان را به کاری گره بزنند که هم به طبیعت احترام بگذارند و هم مرهمی برای درد کودکان مبتلا به سرطان باشند.
پدر مهرداد رضایی میگوید: اینطور به من گفتند، در سالن کشتی، پسرم طبق معمول قرآن میخواند و بعد هم نرمش را شروع میکند. چنددقیقه بعد از درد پا شکایت میکند و میرود گوشه زمین، ولی لحظاتی بعد بیهوش روی زمین میافتد.
خاطره عصمت سالاری به یکی از روزهای سرد زمستان در سالهای جنگ برمیگردد؛ روزی که همراه مادرش برای خرید از خانه بیرون رفته بود و میان رفتوآمد مردم، چشمش به جوانی افتاد که کلاه و شالگردنی آشنا بر سر داشت.
مهناز داورزنی، مددکار اجتماعی کودکان میگوید: از زمانی که خودم را شناختهام، کار با کودکان را دوست داشتهام. ساعتها با آنها بازی میکردم. برایشان کتاب میخواندم و به حرفهایشان گوش میکردم، اما نصحیتشان نمیکردم و نمیکنم.