این معلم خوشفکر با خرید هدایا و توزیعشان بین دانشآموزان حاضر در تجمعات شبانه، نذر فرهنگی خودش را ادا میکند. میگوید: یکی از دانشآموزان و یکی از همکارانش در خرید وسایل و ایدهپردازی مشارکت داشتهاند.
شماری از طلاب و دانشجویان محله سیسآباد برای کمکرسانی مستقیم راهی شهرهای جنگزده بهویژه تهران شدهاند. سجاد هنری میگوید: تهران را مانند خرمشهر دهه ۶۰، خط مقدم جنگ میدیدم.
حالا چندروزی میشود که مهدی اوستاکاظم برای کمک به جنگزدگان تهران به این شهر سفر کرده است. میگوید: پس از پیگیریهای زیاد، در گروه «شمسالشموس»؛ که جوانهای دهه هشتادی هستند که از قم به تهران آمدهاند، عضو شدم!
زهرا رفیعان چهل سالی میشود خادم حسینیه کرمانیهاست، حسینهای که ۴۰۰ساله قدمت دارد. او سن مسجد را از کتیبهای که ۴۰ سال پیش در نخستین بازسازی آن پیدا شده به خاطر دارد.
سکینه شهیری خادم حرم مطهر رضوی میگوید: بسیاری از مردم شهرهای دیگر درخواست دارند تا اگر میشود، چند ساعتی در یک روز خادم آقا باشند. برایشان هم فرقی نمیکند که کجای حرم به زائران امامرضا (ع) خدمت کنند.
عبدالعلی شعاعی حالا در ۷۹ سالگی، پیرغلام مسجد کرامت است. او بهترین دوران عمرش را همین دوران سالخوردگی و حضور در مسجد و حسینیه و در جوار آقا امام رضا (ع) نفس کشیدن و عبادت کردن میداند.
خانمهای محله پایین خیابان از روز اول جنگ با کارهایی که از دستشان برمیآید، پای کار آمدهاند. هر کدام از بانوان با دغدغههای شخصی، گویی پیوندی باهم پیدا کردهاند که تا پیش از شروع جنگ ناپیدا بود.
زهرا توکلیان حقیقی موسس موسسه تخصصی قرآن در مشهد و فارغ التحصیل حوزه و دانشگاه میگوید: با تاسیس موسسه آرامش کافی برای اجرای ایدههای قرآنی مانند برگزاری نمایشگاههای مختلف، نقاشی قرآن و... به دست آوردم.
محمد شیری سالهاست طبقه همکف خانهاش را حسینیه کرده است. این قسمت از ساختمان او وقف عام شده و جدا از برگزاری مراسم عزاداری یکی از محلها برای فعالیت ورزشی ساکنان شهرک شهید رجایی است.