کد خبر: ۱۴۴۷۴
۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
محمدیاسین نه ساله عاشق درختکاری است

محمدیاسین نه ساله عاشق درختکاری است

کمتر پسربچه‌ای است که مانند محمدیاسین آخوندی در نه‌سالگی درخت‌ها را بشناسد و هرسال خودش را مقید کند تا در روز درخت‌کاری، چند نهال بکارد. او امسال نیز در روز چهلم رهبر شهید انقلاب؛ ۴۰ درخت کاشت.

یاسین از کودکی با عشق و علاقه به درخت و درخت‌کاری بزرگ شده است. هروقت که در خیابان و پیاده‌رو‌ها راه می‌رود، سرش را بالا می‌گیرد و جویای احوال درخت‌ها می‌شود. کمتر پسربچه‌ای است که در نه‌سالگی این‌طور درخت‌ها را بشناسد و هرسال خودش را مقید کند تا در روز درخت‌کاری، چند نهال بکارد. برای او باغ پدری و پارک سر کوچه و بیابان با هم فرقی ندارد؛ یاسین دوست دارد در گسترش فضای سبز محله و شهرش نقش داشته باشد.

محمدیاسین آخوندی، نوجوانی که همراه خانواده‌اش در محله نیروی هوایی سکونت دارد، امسال هم رویه درخت‌کاری‌اش را کنار نگذاشت. او امسال به یاد رهبر شهید انقلاب که به درخت‌کاری علاقه ویژه‌ای داشتند و بچه‌های مدرسه میناب، این کار خداپسندانه را انجام داده‌است.

 

-چه شد که به درخت‌کاری علاقه‌مند شدی؟

خانواده مادر من در بخش امرودک روستای گوارشک، باغ میوه دارند. من از بچگی در این باغ‌ها بزرگ شدم و هرسال در کاشت نهال و چیدن میوه‌ها حضور داشتم؛ برای همین به درخت و درخت‌کاری علاقه‌مند شدم.

-چندسالت بود که این کار را شروع کردی؟

پنج‌سالم بود. دایی‌ام دست من را گرفت و به باغ برد. چند نهال سیب به من داد و گفت «کاشت و مواظبت از این درختان باتو. هروقت هم ثمره داد، میوه‌هایش را جمع کن و به هرکسی که دوست داری بده.» دو‌سه‌سالی است که این درختان سیب، میوه می‌دهند و من این میوه‌ها را بین هم‌کلاسی‌هایم تقسیم می‌کنم.

-خاطره‌ای جالب از درخت‌کاری داری؟

یک‌بار خراب‌کاری خنده‌داری انجام دادم. وقتی خیلی بچه بودم، درختی را با مادرم کاشتم. او به من گفت «هر‌دو روز باید این درخت را آب بدهی.» روز بعد، درخت را از ریشه درآوردم و زیر شیر آب گرفتم! مادر گفت «محمد‌یاسین چه‌کار می‌کنی! باید با سطل به درخت آب بدهی.»

-شنیده‌ام داستان درخت‌کاری امسالت متفاوت بوده‌است؟

امسال با کمک خانواده‌ام چهل‌درخت در روز چهلم شهادت رهبر شهید انقلاب در باغ مادری‌ام کاشتم. یک‌بار پدرم فیلمی به من نشان داد که رهبری درحال درخت‌کاری بودند. ایشان به این موضوع خیلی اهمیت می‌دادند و من نذر کرده‌ام هرسال روز چهلم شهادت ایشان، چهل درخت بکارم. البته امسال به یاد بچه‌های مدرسه میناب هم بودم و هر‌کدام از درختان را به نام و یاد یکی از بچه‌های شهید مدرسه شجره طیبه کاشته‌ام.

-چه درختانی کاشته‌ای؟

سیب، زردآلو، گیلاس و آلبالو.

-با میوه‌هایش چه می‌کنی؟

نذر کرده‌ام هرسال میوه‌ها را به بچه‌های بهزیستی بدهم.

-تا حالا چند درخت کاشته‌ای؟

شاید نزدیک به صددرخت کاشته‌ام که بیشتر آنها در باغ مادری‌ام در گوارشک بوده است. چنددرخت هم در حیاط خانه و پارک و مدرسه کاشته‌ام.

-در زمینه درخت‌کاری کتابی خوانده‌ای؟

بله، از وقتی خواندن و نوشتن یاد گرفتم، چند کتاب خواندم؛ مثلا کتاب «سیب‌ها چگونه رشد می‌کنند؟» و «ما یک درخت کاشتیم» که این یکی نشان می‌دهد یک درخت چگونه از یک نهال کوچک به درخت تنومند تبدیل می‌شود.

-آرزویت برای آینده چیست؟

دوست دارم یک باغ بزرگ میوه داشته باشم؛ آخر هفته به آنجا بروم و به درختان باغ رسیدگی کنم.

 

* این گزارش چهارشنبه ۲۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۸ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام