رد پای خاطرات قدیم، هنوز هم در ساخت و معماری کوچه شهیدخاکزادی ۱۳ تازه است. بیشتر منازل این کوچه، مثل دیگر معابر محله گاز، ویلایی با نمایی منضبط، یکدست و دستنخورده هستند.
درختان توت خیابان علویه که بیش از ۲ دهه قبل میان کارگاهها و کارخانهها کاشته شد، حالا هم سایه دارند و هم محصول. در گوشهوکنار این خیابان، درختان کوتاه و بلند توت دیده میشود که در روزهای اردیبهشتی، کام اهالی محله را شیرین میکند.
کمتر پسربچهای است که مانند محمدیاسین آخوندی در نهسالگی درختها را بشناسد و هرسال خودش را مقید کند تا در روز درختکاری، چند نهال بکارد. او امسال نیز در روز چهلم رهبر شهید انقلاب؛ ۴۰ درخت کاشت.
محمدعلی افراسیابی نقشه تمام تاسیسات پارک ملت را در ذهنش دارد و هنگامی که مشکلی پیش میآید، مستقیم به محل خرابی اتصالات میرود. ۲۸سال است که کارش همین است و نمیتوان انتظاری غیر از این داشت.
طراوت گلها و گیاهان معابر و بولوارها مدیون بانوانی است که در سرما و گرما در بولوارها مینشینند و شهرمان را گل آرایی میکنند. برخی با شنکش و بیلچه مشغول کندن علفهای هرز از روی زمین هستند و برخی هم گل کاری میکنند.
محمدعلی وکیلی که ۸۶ سال سن دارد، ساکن محله کوی پلیس است، او مقابل خانهاش درختان بیشمار میوه و گیاهان مختلف میکارد تا به قول خودش بتواند حداقل نفسی تازه در این محل بکشد.
سرسبزی بولوار مجلسی کار دست بانوان است. آنها با دستمزد روزی ۱۵ هزار تومان از ۶ صبح تا ۲ یا ۳ بعدازظهر علفهای هرز را وجین و اگر زبالهای پای بوتهها ریخته شده باشد را جمع میکنند.
علی ارژندی، کارگرِ فضای سبز است که درختها را سروسامان میدهد، میکارد، رسیدگی میکند و داستان روییدن و خشکیدنشان را میداند. تعهدی که به کارش دارد باعث شده است همکارانش او را به عنوان زبده این کار بشناسند.
محمدعلی سلطانی یکی از قدیمیترین باغبانهای پارک ملت است که عمری با درختها زندگی کرده است. او که پدرش کشاورز بوده خودش هم با گیاهان رابطه خوبی دارد و تا حالا ۲۹ سال سابقه کار دارد.
ابوالفضل جنتی فروتَقه، پلاککوب درختان مشهد، از سال ۱۳۸۴ کارش را بهعنوان کارمند سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری شروع میکند. پیش از او در سال ۱۳۷۵، پلاککوبی در مشهد آغاز و بعد از مدتی رها میشود.
حاجحسین حاجیپور تعریف میکند: مرحوم پدرم، باغبانابرام، از کشاورزان حاجحسینآقای ملک بود. آن روزها روستای وکیلآباد چهارقلعه داشت که آقای ملک از میانشان در قلعه اربابی، زمینی به پدرم بخشیده بود. در همین خانه بزرگ شدم و سالها گلهدار قلعه بودم.
محمدعلی امامدادی سالهاست بازنشسته شده اما همیشه حواسش به درختان و فضای سبز هست. میگوید: در خیابان دور میزنم و اگر کسی مسافرت بود یا فراموش کرده بود به درختانش رسیدگی کند، آنها را آبیاری میکنم.
طاهره خوشدل، بانوی هنرمندی است که دستی در پرورش گلوگیاه دارد. او صدگلدان داخل منزلش جمع کرده و نیز صاحب درختانی همچون توت، انگور و سنجد در مقابل منزلش است.
محمدعلی صالحی با کاشت ۱۵۰درخت در اطراف خانه خود سعی در سبز کردن زندگیاش دارد. حتی پیشنهادی هم مبنی بر ساخت دیوار سبز به جای دیوار بتنی در اطراف مجتمعاش مطرح کرده است.
علی باقری از اولین افرادی است که در مشهد هنر فرمدهی فضای سبز را آغاز کرد. او یک قیچی ویژه باغبانی در جیب کاپشنش دارد و هر جای شهر که درختان یا بوتهها به هرسکردن احتیاج داشته باشند، درنگ نمیکند.
حسین رحمتیخواه درباره احیای درخت چنار میگوید: آنقدر مراقبش بودیم که حالا دوباره جانی گرفته و بر تنه خالی و خشکش شاخههای جوان سبز شده است.
شیما شاهیننژاد؛ با کمک روشهای مختلف ازقبیل تفکیک زباله، استفاده مجدد از آبهای مصرفی در خانه و تولید کمپوست از زبالههای خانگی، به حفظ محیطزیست اطرافش کمک میکند.
مسعود نیکدل، هنرمند پیکرتراش و مجسمهساز است. او معتقد است با تراشیدن پیکره درختان خشک شده، میتوان از آنها اثر هنری خلق کرد.
مرادیان باغبان با سابقه شهرداری مشهد از نحوه هرس درختان در دهههای گذشته میگوید: «حدود ۱۰ سال پیش اره برقی به مشهد آمد، قبل از آن مجبور بودیم با نردبان روی درخت برویم.»
«شایسته اکبری» بانوی طبیعتدوست محله شاهد، از داخل خانه و اتاقهایش گرفته تا حیاط پشت خانه را پر از گلدانهایی کرده که با سرانگشت او، در خاک پاگرفتهاند و با مراقبتهای او بالیدهاند.