بهزیستی

مشهد در زمینه سازمان‌دهی خدماتِ حمایت از محرومان و فقیران جامعه، سابقه‌ای بسیار روشن و تاریخی دارد. این سابقه تا حد زیادی مرهون وجود مضجع شریف امام‌رضا (ع) در این شهر است که البته باید آن را دلیل اصلی ایجاد مشهد نیز بدانیم.
المیرا و همسرش، ۱۶ سال است که زندگی مشترک دارند، اما سه مرتبه‌ بارداری او به سرانجام نرسیده است و جنین‌ها در هفته ششم بارداری، سقط می‌شدند. آنها در جریان جنگ تحمیلی به فکر  پذیرش فرزندخوانده نیازمند درمان افتادند!
کمتر پسربچه‌ای است که مانند محمدیاسین آخوندی در نه‌سالگی درخت‌ها را بشناسد و هرسال خودش را مقید کند تا در روز درخت‌کاری، چند نهال بکارد. او امسال نیز در روز چهلم رهبر شهید انقلاب؛ ۴۰ درخت کاشت.
حمید کیانیان برادر بازیگر محبوب کشورمان، رضا کیانیان با آموزش تئاتر به معلولان، آنها را در مسیر پیشرفت و شکوفایی حمایت و ضمن اشتغال برای آنها تئاتردرمانی می‌کند.
سمانه احسانی‌نیا؛ بانویی که در جریان یک تصادف هولناک، قطع نخاع شد، حالا با دهانش نقاشی می‌کشد، سازدهنی می‌زند، سخنرانی‌های انگیزشی دارد، کتاب تألیف کرده‌ و به‌تازگی یک استارتاپ در حوزه کارآفرینی راه‌اندازی کرده‌ است.
این پسران در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» محله جلالیه تحصیل می‌کنند و در رسته کم‌توانان ذهنی با بهره هوشی ۵۰ تا ۷۰ جای می‌گیرند. هرکدام از آنها شاید به‌ظاهر در بخشی از انجام امور خود ناتوان باشند اما ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد خود را دارند.
سیده‌اقدس حقانی‌موسوی، مادری با سه فرزند است؛ دو پسرِ معلول ذهنی‌ و یک دختر. او نه‌تنها از پا نیفتاده است، بلکه در‌کنار مراقبت‌های روزانه از فرزندانش، فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی‌اش را در پایین‌خیابان ادامه می‌دهد.
شیرین‌خانم مصطفایی بیش از چهاردهه است که زندگی‌اش را وقف دو فرزند معلولش کرده است. این خانه کوچک برای شیرین‌خانم، سنگری است که سال‌ها عشق، دل‌نگرانی، سختی و ایستادگی را در خودش جای داده است.
معلولیت هیچ‌گاه سهیلا اسحاق‌نیا را از جاده موفقیت دور نکرد؛ از روزی که پای صفحه مانیتور نشست از طراحی پوستر و لوگو شروع کرد تا اکنون که با ظرافت و حساسیت زیاد، نقش‌های سوزن‌دوزی را طراحی می‌کند.
تکتم ماریانی، بانوی ایثارگر محله زرکش، هشت سال است که با اعتیاد مبارزه می‌کند. او با تأسیس مؤسسه‌ای پیشگیرانه و یک مهدکودک، می‌کوشد کودکان را از آسیب‌ها نجات دهد؛ اما اینک این نهاد امیدبخش، در آستانه تعطیلی بر بی‌حمایتی‌هاست.
مجموعه‌ «دفینو» دستاوردی شامل کتاب آیین‌نامه راهنمایی‌ورانندگی به زبان اشاره، نرم‌افزار آموزش فتوشاپ و خیاطی به زبان اشاره و فیلم سینمایی مناسب‌سازی‌شده برای ناشنوایان است که فرصتی است برای رفع مشکلات این قشر.
خانه فرزندان گلستان رضا(ع) در خیابان وابسته به جامعه امام رئوف است. جایی برای صاحبدلان؛ آنهایی که مجموعه‌ای را برای بچه‌های بی‌سر‌پرست و بد‌سر‌پرست آماده کرده و سخت فعال هستند.
زندگی برای مونا صداقت و حسین کاریزی از نقطه پایان شروع شد؛ همان زمان‌ که خسته از روز‌های سخت، آرامش را نه در پول و زرق‌وبرق دنیا، بلکه تنها در داشتن یک همدم می‌دیدند. این زوج عاشق زندگی را طوری ساخته‌اند که آرزوی خیلی‌هاست.
مرتضی عبدی با وجود همه فرازونشیب‌هایی که در زندگی به واسطه معلولیت داشته، در عمل با موفقیت زندگی کرده است. او حالا معتقد است زندگی خود جنگ است، جنگی که نباید قافیه‌اش را باخت. 
آسایشگاه معلولان ذهنی با نام «مهر پناهندگان ضامن آهو» در مهدی‌آباد ۹ خدمات نگهداری، توان‌بخشی و درمانی را خیرخواهانه به‌طور شبانه‌روزی به معلولان بی‌سرپرست ارائه دهد.
فتانه کلاهان تعریف می‌کند: زمان تشییع پیکر پدرم حدود پنجاه یتیم زیر تابوت پدرم جمع شده بودند و گریه می‌کردند. بعد‌ها فهمیدیم این بچه‌ها زیر نظر مؤسسه‌ای بودند که پدر از آن‌ها حمایت می‌کرد.
عذرا و محمدصفربه دلیل هزینه‌های زیاد، تصمیم می‌گیرند بدون برگزاری جشن عروسی، زندگی مشترکشان را شروع کنند، اما دوستانشان، تنهایشان نمی‌گذارند. یکی باغی را در اختیارشان می‌گذارد و دیگری لباس عروس، یکی آتلیه و...
میمنت رجب‌زاده از سال‌۸۷ تاکنون در «خانه فرزندان همای رحمت» پذیرای دختران است. بخش اعظم هزینه‌های این موسسه ازسوی خیرانی تأمین می‌شود که تعداد زیادی از آنها محلی هستند.
یحیی توکلی، حتی پس از قطع نخاع شدن همچنان پرشور و پر امید به زندگی ادامه داده است. او وقتی همسرش، دخترشان را هفت ماهه باردار بود، در یک سانحه تصادف قطع نخاع شد.
الهه که بدلیل تأثیر داروهای ام‌اس آرام آرام تکلمش را از دست داده و به سمت معلولیت پرتاب می شود، تأکید می‌کند که هیچ ‌کس مصون از معلولیت نیست و باید معلولان را دریابیم.