نذر

طوبی خانم و همسرش بعد از سال‌ها مستاجری، صاحب خانه‌ای در محله طلاب و خیابان شهید علیمردانی شدند. طوبی از همان سال عاشورا شروع کرد و دیگ شله‌زرد که نذر علی‌اصغر کرده بود با ۳ کیلو برنج بار گذاشت.
بعد از آغاز جنگ تحمیلی سوم، فاطمه‌خانم در خانه کوچک و پر‌مهرش نزدیک شلوغ‌بازار، تصمیمی شیرین و خوشمزه گرفت. او خواست که نان و کلوچه‌هایی را برای مردم و به نیت شهدای این جنگ بپزد و در تجمعات مردمی توزیع کند.
در روزگاری که بار هزینه‌های زندگی بر دوش بسیاری از خانواده‌ها سنگینی می‌کند، گاهی یک ایده ساده، جرقه‌ای می‌شود برای شعله‌ور‌شدن حرکتی جمعی. پویش نذر نان که شب‌های جمعه در محله کوی دکترا اجرا می‌شود، از همین جنس است.
اینجا فقط یک هیئت نیست؛ خاطره مشترک چند‌نسل از یک محله است. جایی که نام بانیانش با احترام برده می‌شود. شکل‌گیری هیئت متحده شاهزاده علی‌اصغر (ع) از خانه‌های مردم شروع شد و با همت اهالی قد کشید.
سیدجعفر ستاری، یکی‌دو شب بعد‌از شهادت رهبری نذر کرد با هزینه شخصی، به مردمی که حوالی پنجتن‌۵۰ جمع می‌شوند، چای بدهد. او با گذشت بیش‌از چهل شب، پای نذرش ایستاده است و می‌گوید: تا هر‌وقت که مردم در میدان باشند، نذرم را ادامه می‌دهم.
کمتر پسربچه‌ای است که مانند محمدیاسین آخوندی در نه‌سالگی درخت‌ها را بشناسد و هرسال خودش را مقید کند تا در روز درخت‌کاری، چند نهال بکارد. او امسال نیز در روز چهلم رهبر شهید انقلاب؛ ۴۰ درخت کاشت.
زن‌های مشهدی محرم که می‌شود کنج خانه‌ها را حسینیه می‌کنند و هر زنی طوری عزا می‌گیرد. نه نه هاجر و بتول خانم هرسال بساط آشپزی دارند و حلواپزون سحر عاشورا آن‌ها معروف است.
کتابخانه و سفره‌خانه موسی‌بن‌جعفر (ع) مکانی در محله راه‌آهن است که از سال ۱۳۱۹‌ تا‌به‌حال رسالتی را بر دوش گرفته و اگرچه بنیان‌گذار اولیه آن، علامه شیخ‌علی فلسفی، پنج‌سالی است به دیار باقی هجرت کرده، اما بازماندگان وصیتش را تمام‌و‌کمال اجرا می‌کنند.
خانم‌های بسیجی حسینیه بهادرخان در فراخوان بسته‌های شب یلدا مبلغی جمع و برای پنج خانوار نیازمند بسته‌های شب چله تهیه کردند.حاج‌خانم سیدقطبی می‌گوید: برای تهیه و پروپیمان‌تر کردن بسته‌های معیشتی به بازار‌هایی می‌رویم که ارزان‌تر هستند.
حمیدآقا و مهدیه‌خانم سی سالی می‌شود که در روز شهادت حضرت زهرا (س) نذری می‌پزند و فامیل را دور هم جمع می‌کنند.
زهرا شادمان می‌گوید: من و همسرم گفتیم یک روز امتحان می‌کنیم؛ یک روز شد سه روز، سه روز شد سی روز و سی روز شد سه سال. از آن زمان تا امروز این کار ادامه داشته است و هم بانیان اضافه شده‌اند و هم خانواده‌هایی که به آنها کمک می‌کنیم.
علی‌محمد برادران‌افتخاری می‌گوید: پانزده‌سال است که گروه ما به‌صورت جهادی و رایگان، برای زائران آقا امام‌رضا (ع) غذا می‌پزد. از یکی‌دو ماه پیش، تصمیم گرفتیم از ظرفیت پخت‌و‌پز برای جشن‌های ازدواج استفاده کنیم.
قصابی حسین پوراسحاق در کوچه حمام‌باغ، جایی برای زنده‌کردن خاطرات اهالی بالاخیابان است.جایی که مشتری‌ها علاوه بر خرید، دور هم می‌نشینند، از خاطرات شهر و دیارشان می‌گویند.
عباس‌ جاویدی، آشپز مراسم‌های مذهبی و بانی اصلی جمع‌آوری کمک‌های مردمی در محله کارمندان اول است.
کوچه مالک‌اشتر‌۸ همسایه‌هایی صمیمی و بااخلاق دارد. اینجا خبرگیری از همسایه‌ها و مراعات حال یکدیگر یک سنت است. مراسم را در منازل یکدیگر برگزار می‌کنند و برای برنامه‌های آیینی، همه پا پیش می‌گذارند.
فاطمه کرانی خانه‌اش را به کارگاه خیاطی و محلی برای آموزش بانوان محله انصار تبدیل کرده است. خودش مهم‌ترین دستاورد زندگی‌اش را آموزش و ایجاد اشتغال برای همسایه‌هایش می‌داند.
حاج‌آقا عرب‌زاده و همسرش، با نذر «فاطمیه» پایگاه فرهنگی‌ای به نفع بانوان و کودکان محله راه انداخته‌اند. حاج‌آقا می‌گوید چراغ‌ها را تا زنده‌ایم، باید روشن کنیم؛ وقتی رفتیم، دیگر کسی نیست چراغی برایمان روشن کند.
محمود جنگی می‌گوید: شرایط ما در آغاز جنگ درست مانند دورانی بود که کرونا شیوع یافت و مردم نمی‌دانستند چه کنند و برای این‌که به مردم یادآور شویم زندگی جاری است، درزمینه بصیرت افزایی تلاش کردیم.
حالا بیش از شش دهه از زمانی‌که حاج‌غلامحسین نعیمی به همسرش گفت: هوا خیلی گرم است. بیا دوتا کتری شربت درست کنیم و ببریم بین دسته‌های عزاداری، می‌گذرد؛ نذری که هنوز پابرجاست.
در مسجد امام‌حسن‌مجتبی(ع) همان همدلی ایام دفاع‌مقدس حس می‌شود. بوی آبگوشت همه‌جا را پر کرده است. تهیه شام هر شب برای حدود هفتاد‌نفر از حافظان امنیت محله تبدیل به سنت این روز‌ها شده است.