داستان از خواب مادرشهید شروع شد که برای ادای نذر پسرش، با همکاری اهالی محل، در مسجد امام هادی (ع) کاچی پخت. پس از ۱۵ سال هنوز ساکنان انتهای محله بهشتی سهشنبهها در مسجد کاچی میپزند.
حسن قنبری صاحب خانهای است که طبقه دومش به نام روضهخانه حضرت رقیه (س) است؛ خانهای که حسنآقا به یاد روضههای مادرش و هیئتداری قدیمیها چندسال پیش آن را خریده است.
«سیدهپروین رضویکاشانی» کاری کرد که حتی وقتی در این دنیا نیست، در و دیوار خانهاش عشق به ائمه را به دوش بکشند. خانه چندمتری بیبی این سعادت را داشت که وقف ذکر ائمه(ع) بشود.
فرحناز خانم همراه با چند نفر با سینی پر از نذری دم در میایستد و به هرکسی که از این کوچه راهی حرم است، نذری میدهند.
درست از همان روزی که محله ایثارگران جز تلی خاک و تکوتوکی خانه چیزی نداشت، خانواده خوشدل روضه دهه اول ماه محرم را به اینجا آوردند.
باشگاه «بزرگمهر جوان» بیشاز پانزدهسال است پذیرای افرادی است که اگرچه ورزش و داشتن بدنی سالم برایشان ارزشمند است، رعایت برخی شعائر و پایبندی به اصول دینی، اولویت بالاتری برایشان دارد.
ننهزرگل میگوید: همسرم برای فرزند پسر نذر کرد و از سال ۵۰ هرسال شب عاشورا دیگ نذریمان به راه است. ۵۳ سال است که نذرمان را ادا میکنیم، حتی بعد از فوت همسرم آن را ادامه دادهایم. ۲۸ سال آبگوشت نذری میدادیم، اما از دهه۷۰ به رسم مشهدیها شله میدهیم.
هاجر اتیوک هدفی معنوی برای کارش دارد و معتقد است اهدای خون معامله با خداست. نیمساعت وقت میگذاری تا خونت را اهدا کنی، درمقابل باعث نجات جان یک انسان میشوی.
او میگوید: تکتک حاجتهایم را نام بردم و نذر کردم برای هرکدام از این حاجتها در روز عاشورا یک دیگ شله بار بگذارم و از عزاداران امام پذیرایی کنم.
تینا خودی، میگوید: مدرسه در آستانه افتتاح است و قصد داشتیم برای بچهها حسینیه کودک راهاندازی کنیم. میخواستیم همین ابتدای کار، فضای مدرسه برای حضور بچهها درکنار خانوادههایشان معنوی شود.
خانه مرحوم حیدری، فقط یک خانه قدیمی ساده در انتهای شهرک شهیدباهنر نیست، بلکه از وقتی هیئت انصار المحسن (ع) شکل گرفته، قلب تپنده محله محسوب میشود؛ یک حسینیه کوچک برای همه اهل محل.
دغدغهمندان مسجد برای ایجاد علاقه اهالی به کتاب و نشر فرهنگ کتابخوانی برنامههای متنوعی دارند؛ از «شنبههای با کتاب» گرفته تا طرح «ببر و بخوان و نیار» و «نذر کتاب».
فاطمهسادات هاشمی میگوید: هر قدمی که برای روضه برمیدارم از خریدی که میکنم تا جارو و نصب بیرق عزای آقا، مدام زیر لب ذکر میگویم و شکر میکنم از توفیقی که شامل حالم شده است و میتوانم در خانهام پذیرای مهمان آقااباعبدالله(ع) باشم.
رد پای فعالیت و همکاری اهالی در جایجای محله دیده میشود. مسجد چهاردهمعصوم (ع) پایگاه اجرایی محل تجمع مردم است. سیدموسی عبداللهی، امام جماعت مسجد محله میگوید: امسال بیشتر خانههای اطراف مسجد یعنی از پورسینای۴۴ تا ۶۴ پای کار بودند.
در پنجمین کوچه از خیابان چهنو، سردر حسینیه بیت العباس خودنمایی میکند.بهانه تاسیس آن هم، یک جلسه خانوادگی بوده و با کمک خیّری ساخته شده است.
کلهپزها که تعدادشان به ۲۰ نفر میرسید، از ظهر شروع میکردند به پاککردن کلهپاچهها و ۲۰ دیگ بارمیگذاشتند. کلهها تا ۴ صبح فردا میپخت و بین ۲ تا ۳ هزار نفری که پشت در میایستادند، تقسیم میشد.
صدیقه حیدرنژاد، بانوی امین خیرانی است که میخواهند نذوراتشان به دست نیازمندان واقعی برسد. یکی از کارهای همیشگی او رساندن کمکهای نقدی مردم به افراد نیازمند است.
دخترم دو ساله بود که به دلم افتاد برای اجابت خواستهای ۴۰روز به زیارت حرم بروم و در همان روزها با دختری آشنا شدم که او نیز مرا با دورههای قرآنی که در حرم برگزار میشد آشنا کرد.
حسین حاجیزاده کاسب خیابان کاشانی اجناس زیادی داخل مغازه دارد، از پوشاک تا جاشمعی و ساعت، اما نه دکور لوکسی دارد نه آهنربای دیگری برای جذب مشتری، خودش میگوید: آقا اهلش باید بیاید.
گروه «یک قدم نذر ظهور» دو سال پیش با هدف ترویج فرهنگ مهدوی شکل گرفت و درکنار ترویج فرهنگ انتظار، برنامههای فرهنگی جانبی همانند معرفی شهدا، حجاب و عفاف و مشاوره رایگان نیز ارائه میدهد.