نذر - صفحه 5

۱۵۰ بسیجی حدود ۲۰۰-۳۰۰ کیلو خرما را روی دست گرفته، پیاده راه حرم را می‌پیمودند تا در طی این مسیر، خرما‌ها را بین زائران پیاده حضرت (ع) توزیع کنند.
هرکس که نذری دارد، می‌آورد. همه دور دیگ نذری جمع می‌شوند و هرکدام به‌نوبت حلوا را هم می‌‎زنند و هر یک حاجتی را در دل می‌گذراند تا اگر برآورده شد، سال آینده نذری را او ادا کند.
بیش از ۵۰ سال است که حاج صفدر احمدی تمام خرج شام شب تاسوعا را یک‌نفره به‌عهده دارد و حتی یک سال هم نشده که هیئت ابوالفضلی‌ها بدون شام بماند.
همه کاره هیئت «عزاداران حسین مظلوم (ع)» مادر خانواده طلوعیان است، از حمایت مالی تا تهیه مواد اولیه غذا و ترشی، سبزی، نان و شربت به عهده اوست.
زائران قائم شهری با عطر بهارنارنج‌هایشان در چایخانه صحن کوثر حرم مطهر امام رضا(ع) میزبان زائران و مجاوران شدند. 
قائمشهری‌ها در چایخانه امام رضا (ع) هر روز ۱۰ هزار استکان چای شیرین با عطر بهارنارنج به زائران رضوی می‌دهند.
برای اولین سفارش، پیرزنی پا به مغازه‌اش گذاشت؛ او قرآنی قدیمی را آورده بود که تمام ورق‌های آن از هم باز شده بود. می‌گفت یادگار پدرش است.
از زمانی که حاج‌رجب بهادر، فرد متمول پایین‌خیابان و معتمد دربار قاجار، بخش زیادی از زمین‌هایش را وقف کرد، نزدیک 130سال می‌گذرد. او که در میان مردم «خیر» شناخته می‌شد، صاحب کاروان‌سرایی در کوچه‌ای به‌نام خودش(شهیدسالاری‌مقدم12 کنونی) بود و طبق وصیتش پس از فوت به تکیه حاج‌رجب تبدیل شد و با 101سال قدمت همچنان فعال است.
دورهمی کودکانه‌ای که از یک برنامه هفت‌نفره شروع شد و با استقبال بچه‌ها به چهل نفر نیز رسید. در این برنامه کودکان دورهم جمع می‌شدند و کتاب می‌خواندند و درباره‌اش صحبت می‌کردند. اشتیاق بچه‌ها به حضور در این جمع باعث شد مسئولان به ایده‌هایی بزرگ‌تر فکر کنند و از دل آن کتابخانه «صلح و زندگی» متولد شد
طنین صدای صلوات در حیاط خانه پیچیده است. گوشه حیاط عده‌ای برنج پاک می‌کنند؛ دو سه نفر از بانوان پرتلاش محله هم در حال هم زدن دیگ غذا هستند. بار و بنشن را یکی پس از دیگری داخل دیگ می‌ریزند و هرچند دقیقه یک‌بار ذکر یا ذالجلال والکرام را بلند تکرار می‌کنند و صلوات می‌فرستند.فاطمه احمدنیا سال‌هاست که دیگ غذای هیئت را در خانه‌اش بار می‌گذارد، دیگی که غذای 500نفر را در آن می‌پزند، او بارها پای دیگ‌هایش بغض کرده، روضه خوانده و غذا را با ذکر و نام اهل بیت(ع) معطر کرده‌ است.
رضا برزانی اربعین هر سال به دیار اجدادی‌اش می‌رود و یکی از کارهای مهمی که در این ایام انجام می‌دهد، این است که در موکب‌ها نقش مترجم را برای ایرانیان ایفا می‌کند. این نذری است که از 11سال پیش آغاز کرده است و به گفته خودش، علاوه بر زیارت سیدالشهدا(ع)، خواسته در این سال‌ها دینش را به میزبانانی که به او فارسی یاد داده‌اند ادا کند.
کلثوم فاروقی از سال‌۹۸ می‌گوید. اولین باری که تصمیم به راه‌اندازی کاروان خانم‌های محله گرفتند؛ نه راه را بلد بودیم نه جایی را می‌شناختیم اما دلمان می‌خواست یک قدم کوچک برداریم برای برآورده شدن آرزوی زیارت اولی‌های محله. خانم‌های مسنی که زیرپوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) بودند و بیشترشان یک بار هم به کربلا نرفته بودند. بعضی‌ها عصا به دست بودند و بعضی‌ها به سختی مسیری کوتاه را طی می‌کردند. با همه این ها ۴۸ نفر را صحیح و سالم بردیم و برگرداندیم. هنوز که هنوز است ما را که می‌بینند به جانمان دعا می‌کنند.
آن روزها حاج اصغر خباز که بین مشهدی‌ها به «اصغرکله» شناخته می‌شد، بعد از برخوردش با درهای بسته در دایرکردن مجدد کله‌پزی سرانجام به این فکر می‌افتد که قسمت جلو خانه‌اش در خیابان دریادل را تفکیک کند، سروشکلش را تغییر دهد و در همان‌جا مشغول کاسبی شود. آغاز این کار برای حاج‌اصغر با اتفاق‌ بدی همراه می‌شود؛ اتفاقی که او برای گذر از آن نذر کله‌پاچه به‌نام امام‌حسین(ع) می‌کند. این نذر حاج‌اصغر هم‌زمان با اربعین امسال پنجاه‌ساله می‌شود.
حسینیه فاطمیه شیرازی‌ها که در کوچه شهیدیگانه3 قرار دارد، یکی از این مکان‌های اقامتی است که هیئت متوسلین به حضرت زهرا(س) شیراز آن را بنا کرده است. این حسینیه که بیشتر با نام فاطمیه شیرازی‌ها شناخته می‌شود، در همه روزهای سال پذیرای زائران شیرازی در مشهد است.
خیمه‌الزهرا(س) که در ورودی زمین ورزشی ابتدای خیابان اندیشه68 برای اباعبدالله سیاه‌پوش شده است، ارادت اعضای این هیئت جوان را به مادر سادات و امام حسین(ع) نشان می‌دهد. بانیان آن از 20سال قبل زمانی که دانشجو بوده‌اند قدم اول هیئت‌داری را برداشته‌اند و هر آنچه از کودکی پای هیئت‌های امام حسین(ع) یاد گرفته بودند در هیئت دانشگاه به نمایش گذاشتند. با گذشت سال‌ها نه‌تنها از کاری که می‌کردند دلسرد نشدند بلکه حالا که همه مهندس‌های مطرحی هستند بیشتر از قبل برای برپایی خیمه عزاداری انگیزه دارند و با پایشی که انجام داده‌اند مردم قاسم‌آباد را در این‌کار خود شریک کرده‌اند.
به بی‌ریا‌ترین میهمانی و سفره‌ای که می‌شود به نام اهل‌بیت(ع) پهن کرد، دعوت شدم. سفره‌ای که از 80 سال پیش حاج علی‌اکبر زابلی‌مقدم برای جمعی از مسافران و در راه ماندگان زیارت حضرت رضا(ع) در حسینیه‌ زابلی‌ها پهن کرد و تا امروز هم جمع نشده است. سفره دنباله‌داری که شاید حتی او هم فکرش را نمی‌کرد این کارش تبدیل به یک سنت چندین‌ساله حسینیه‌ای شود که باعث و بانی‌اش بوده و خشت خشتش را با عشق به ائمه(ع) بالا برده است.
مجید خدیوی، مسئول خیریه و حسینیه باب الحوائج حضرت رقیه (س)، است. خدیوی می‌گوید: «خیریه حضرت رقیه (س) 23سال در این محله مشغول به فعالیت است. عمده فعالیت‌های خیریه در این مدت برای کودکان بی‌سرپرست و ایتام بوده است. حسینیه نیز از 13سال پیش و با هزینه شخصی و کمک خیران ساخته شده است. بعد از 13سال و در شب‌های ماه مبارک رمضان از بنا استفاده و مراسم احیا را در آن برگزار کردیم.»
بعد از گذر از پل کشف در بولوار پنجتن، راه را که ادامه دهی و 4روستای شترک، شیرحصار، امرغان و گوشه‌کنار را در جاده‌ هلالی پشت سر بگذاری، به روستای برزش‌آباد می‌رسی؛ روستایی در 14 کیلومتری مشهد. روستایی که بنا به نقل‌ها و‌ روایات، روزگاری یکی از نوادگان امام چهارم(ع)‌ در آنجا زندگی می‌کرده‌ و امروز‌ آستانه امامزاده سیدعبدالله اسحاق(ع)‌‌، محلی برای زیارت اهل دل است. در روستا از هر که سراغ صحن و سرای این امامزاده را بگیری،‌ مسیر تنها قبرستان ده را نشان می‌دهد.
حدود یک‌سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ارتش تصمیم گرفت که کارمندان مشهدی‌اش را خانه‌دار کند. آن زمان طبق طرح‌های تفصیلی مصوب که معروف‌ترینش طرحی موسوم به خازنی بود، شهر مشهد باید به سمت غرب گسترش پیدا می‌کرد. در همان سال فاز اول این اراضی که درست وسط بیابان‌های اطراف روستای قاسم‌آباد بود، به ارتشی‌ها تحویل داده شد. زمین‌هایی که هرکدام 300تا 350 متر بود. بعد از انقلاب کار ساخت خانه‌ها تمام و شهرک‌لشکر به صورت رسمی افتتاح شد. آن هم در جایی که به گفته خودِ اهالی‌اش بیابانی لم‌یزرع بود و کسی امیدی به آبادی این محله نداشت.
محمدعلی عنبرانی، بچه کوچه حوض امیر و پسر عباسعلی کفاش، سومین نسل از ساعت‌سازانی است که مسئول ساعت حرم شدند. او معتقد است به دعای مادرش آقا او را طلبید و به‌واسطه کار اصلی‌اش که ساعت‌سازی بود، کوک ساعت‌های حرم حضرت رضا(ع) را هم برعهده گرفت. سه‌ سالی می‌شود که بازنشسته شده است، اما می‌گوید 32سال مراقب بوده تا مبادا عقربه‌های ساعت از کار بیفتد. عنبرانی درباره چگونه کوک‌کردن ساعتی که زنگ‌زدنش خاطرات زیادی را برای ما مشهدی‌ها داشته است و دارد و ساعت‌هایی که او هر روز کوک می‌کرده است، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.