اهالی طلاب هرسال منتظر نذری ۲۰ منی طوبیخانماند
۴۷ سال پیش، شب عاشورا، طوبی جوان که با ۴ فرزند کوچکش به تکیهای در اسماعیلآباد رفته بود، با دیدن فرزند شیرخوارهای که لباس علیاصغر پوشیده بود و او را در میان جمعیت بلند میکردند و بر شام غریبان میگریستند، چشمانش را روی هم گذاشت. اشک بیاختیار میآمد و طوبی خانم آن شب خواست خانهای با نام علیاصغر داشته باشد تا هر سال عاشورا برایش شام غریبان بگیرد. آن شب اشکهای طوبی خانم حاجتی بود که روا شده بود...
دیگ شلهزرد طوبی خانم
طوبی خانم و همسرش با ۴ فرزند قد و نیم قد، بعد از سالها مستاجری، صاحب خانهای در محله طلاب مشهد و خیابان شهید علیمردانی شدند. طوبی از همان سال عاشورا شروع کرد و دیگ شلهزردش را که نذر علیاصغر کرده بود با ۳ کیلو برنج بار گذاشت. میگوید: آن زمان در حد وسعم دیگ میگذاشتم.
دیگ کوچکی است که ۴۷سال پیش با ۳کیلو برنج شروع شد، الان دو دیگ ۲۰ منی شله زرد و آش نذری است
خانم طوبی ایمانی متولد سال ۱۳۱۵ است. او با وجود اینکه ۱۲ سال است همسر خود را از دست داده، اما برادرش حاج محمود و تنها پسرش مهدی، هر سال پا به پای او مراسم را راه میاندازند. جالب است همان دیگ کوچکی است که ۴۷ سال پیش با ۳ کیلو برنج شروع شد و با برگزاری مراسمی هرساله بر تعداد اهالی محل و کمکهای آنان افزوده شد تا امسال که دو دیگ ۲۰ منی شله زرد و آش نذری طوبی خانم همه محله را سیر میکند.
از سبزی پاک کنی تا کشکسابی در خانه طوبی خانم
خانه آنقدر شلوغ است که جا برای سوزن انداختن هم نیست. طوبی خانم با اینکه سن و سال و گذر روزگار، پوست صورتش را در امان نگه نداشته، اما با انرژی زیادی میان دخترها و خانمهای جوان راه میرود و کارها را اداره میکند. وارد اتاقی میشویم که حدود ۲۰، ۲۵ خانم در حال کشکسابی هستند. این رسم طوبی خانم است که کشک آشش را محلی میسابد. میگوید: از کشکهای کارخانهای خوشم نمیآید.
خانمها میگویند هر روز بخشی از کارهای آش انجام میشود. یک روز مراسم کشکسابی، زعفران پاک کنی، پیاز سرخ کنی، سبزی پاک کنی و. تا روز عاشورا که دیگ را میگذارند. حدود یکهفته مانده به عاشورا. خانه طوبی خانم پر میشود از خانمهایی که مقدمات آش را فراهم میکنند. یک روز سبزی پاک میکنند، یک روز کشک میسابند، یک روز پیاز داغ میکنند، زعفران شلهزرد پاک میکنند و....
اما این اهالی محله و آشنایان طوبی خانم هستند که از یک هفته قبل درگیر کارها میشوند؛ چرا که خود طوبی خانم آنطور که اطرافیانش میگویند از ۳ ماه قبل از عاشورا، شب و روزش میشود دیگ شله زرد و دیگ آش. او خیلی کارها را با آرامش و از روی حوصله انجام میدهد.
اتاق علیاصغر و راز و رمزهایی که اهالی میدانند
یکی از اتاقهای خانه طوبیخانم از همان اول به نام خانه علیاصغر نام گرفته است. اهالی محل که با اعتقاد به خانه طوبی خانم میآیند، در این اتاق راز و رمزهای بسیاری دارند. میگویند آش و شله زرد طوبی خانم خیلی برکت دارد. خودش تعریف میکند: اولین عاشورا پس از آن اتفاق، دیگ شلهزدی به نام علیاصغر بار گذاشتیم که با ۳ کیلو برنج آماده شده بود. آنها را بعد از پخته شدن، درون بشقابها ریخته و توی طبقها گذاشتیم. روز عاشورا، بچهها آن را به میدان طبرسی بردند. مادرم آن روز به من گفت:شاید این مقدار شله زرد کم باشد. وقتی طبقها را آوردند، میگفتند آنقدر برکت داشته که زیاد هم آمده است...
علی اصغر مرا تنها نگذاشته است
طوبی خانم ادامه میدهد: یک سال مریض شدم و نتوانستم دیگ بگذارم. روحیهام ضعیف شده بود. مادرم به من گفت: نباید دیگ علیاصغر را زمین میگذاشتی، این چراغ باید روشن میماند. من از آن سال به بعد این کار را ادامه دادم تا حالا که انگار هیچ وقت از انجام این کارها احساس خستگی درتنم نمینشیند.
او میگوید: هر سال که میگذشت و ما مراسم عاشورا میگرفتیم، مردم بیشتر استقبال میکردند و خودشان هم در این امر مشارکت میکردند. آنها که با اعتقاد در کارها مشارکت کرده و یا در مجلس ما شرکت میکردند، با گرفتن حاجت خود، بیشتر در این مراسم حضور پیدا میکردند تا جایی که یک هفته مانده به عاشورا، در خانه من جای نشستن هم وجود ندارد.
امروز خانه طوبی خانم با وجود فضای بسیار کمی که دارد، محل نگهداری دیگهای بزرگ ۲۰ منی، ظروف غذا و سایر وسایل برگزاری مراسم عاشورا و شام غریبان است. او در حالیکه لبخندی بر لب دارد، میگوید: خدا را شکر که علی اصغر هنوز مرا تنها نگذاشته است...
این گزارش آذر سال ۹۰ در شماره چهارم شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.

