انسیه هراتی همسر شهید محمدحسین کریمی و خواهر شهید احمد هراتی میگوید: همسرم وصیت کرد که اگر شهید شد، او را در قوچان دفن نکنیم و جنازهاش را به مشهد بیاوریم.
حوریه اهرابی، مادر شهید رحیم علیاکبری میگوید: ۱۵ سال انتظار سخت است. بعد از عملیات کربلای ۴ هربار که تماس میگرفتم یک جواب درست و حسابی به من نمیدادند. یکبار میگفتند اینجا نیست، دفعه بعد میگفتند تازه رفته بیاید.
نام شهید ابوالحسن مقیمیشهری در تاریخ دفاع مقدس شهرستان گناباد، بهعنوان «اولین شهید» به ثبت رسیده است. مردی که با آغاز جنگ تحمیلی، داوطلبانه به جبهه رفت و پس از ۱۰ روز جهاد در منطقه دهلران به شهادت رسید.
جواد تیماجی که در اجتماعات شبانه پرچمدار بود، در بولوار وکیلآباد به شهادت رسید. با شهادت او، نهفقط خانوادهاش، بلکه بسیاری از مسجدیها و همسایهها و اقوامش عزادار شدند.
زندگی صغری مفتاح، قصهای از سادگی، صبر و عشق است. او سالها در روستای بقمج و بعد در مشهد، کنار مردی زندگی میکرد که دلش به مرزها و امنیت مردم گره خورده بود؛ مردی که شهادت را آرزو میکرد و سرانجام هم به وصالش رسید.
رزمندهها «موسی پیرگزی» را بهنام «حاجیعرب» میشناختند. او با آغاز جنگ تحمیلی، در سال ۵۹ و در بیستوهشتسالگی به جبهه رفت و تا زمان آتشبس، درمجموع ۸۶ ماه خدمت کرد. همسرش ربابه شریعتی هم پا به پای او در پشت جبهه حضور داشت.
زهرا رضایی مادر شهید رجبعلی خواک بیان میکند: بچههای سپاه هر دفعه میرفتیم تایباد میگفتند نمیدانم این فرزند تو چهکار میکند که میرود از اهل تسنن برای رزمندهها تویوتا میگیرد. شیعه و سنی در تایباد قدرش را میدانستند.
حاجمحمدعلی غفاریان که از همان ابتدا دوستی و حسن نیتش را نسبت به آیتالله خامنهای ثابت کرده بود، در شمار فعالان انقلاب قرار گرفت تا حالا به عنوان یکی از چهرههای موثر انقلابی در مشهد شناخته شود.