اهــــــالی شهر
img-profile-author
روح‌الله دوست داشت کار خیرش پنهان بماند
روح‌الله رضایی، شهید مدافع حرم، بچه‌ محله شهرک شهیدرجایی اوستای گچ کار بود و تازه نامزد کرده بود، اما وقتی شنید تکفیری‌ها به حرم حضرت زینب (س) بی حرمتی کردند دلش طاقت نیاورد و راهی سوریه شد.
img-profile-author
عوامل ضدانقلاب می‌خواستند از خانواده‌ام انتقام بگیرد
امیر سرتیپ دوم «علی‌اصغر ادیب‌پارسا» کسی است که در سال ۶۰، نامش جزو فهرست هفده‌نفرۀ امیر شهید «صیادشیرازی» قرار گرفت تا درکنار «امیر صالحی»، امیر سابق ارتش، به مدت شش سال به افسران، آموزش عملیاتی فرابدهد.
img-profile-author
نورمحمد که عاشق زیارت عاشورا بود اربعین شهید شد
نورمحمد محمدی، شهید مدافع حرم حضرت زینب (س) است که در ۲۹ سالگی برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) به سوریه رفت و پس‌از دوماه مبارزه و مقابله‌با تروریست‌ها در روز اربعین به شهادت رسید.
img-profile-author
دشمن برای سر شهید کاوه جایزه تعیین کرده بود
شهید کاوه خیلی سربه زیر بود، اصلاً باروم نمی‌شد آن کسی که این همه آوازه دارد و دشمن برای سرش جایزه تعیین کرده، این‌قدر جوان و لاغر، با سر و وضعی کاملاً ساده و معمولی باشد.
img-profile-author
جانباز ۷۰ درصد مشهدی ۱۵ سال پرونده جانبازی نداشت
احمد نطنزی، جانباز ۷۰ درصد، یک روحانی پژوهشگر است که کتاب‌های بی‌شماری از جمله «فقه اسلامی»، «کربلاپژوهی»، «شرح اذن دخول امام‌رضا (ع)» و... را ترجمه کرده است.
img-profile-author
آن قدر می‌جنگم تا یا شهید شوم یا پیروز میدان
سن رجب‌علی حبیبی زیاد نبود، اما بار‌ها گفته بود آن قدر می‌جنگد تا یا شهید شود یا پیروز میدان. برای همین هم بود که پدر و مادرش با اینکه پسر بزرگترشان هم همان زمان در جبهه بود گذاشتند، او هم برود.
img-profile-author
مادر شهیدان بختی برای رفتن پسرانش به سوریه، افغانستانی شد
مادر شهیدان بختی می‌گوید: بچه‌ها از‌طریق نیرو‌های ایرانی موفق به رفتن نشدند؛ برای همین تصمیم گرفتند از راهی دیگر به فاطمیون بپیوندند. دوبار خود را افغانستانی جا زدند، اما هر بار لو رفتند، اما آخرین بار بالاخره موفق شدند و آرزوی شهادتشان برآورده شد.
img-profile-author
محمد همیشه یک پایش در جبهه بود
فاطمه قمری مادر شهید محمد خسروی می‌گوید: محمد، همسر و ۴ فرزند داشت و در نیشابور زندگی می‌کرد با این وجود همیشه یک پایش در جبهه بود، هر وقت هم مرخصی می‌گرفت پیش من می‌آمد.
img-profile-author
شهیداحمد مظفر را همه با نامه‌هایش می‌شناسند
شهید احمد مظفر همیشه نامه‌هایی با از آرزوی سلامتی برای مادر تا هم‌کلاسی‌ها و هم‌ولایتی‌هایش میفرستاد. از احمد سال‌ها خبری نبود تا اینکه سال ۸۳ خبر پیداشدن ۳۸۰ شهیدمفقود‌الاثر آمد. یکی از تابوت‌ها به نام احمد بود اما بدون پلاک و نشانی.
img-profile-author
تونل وحشت، اول راه ورود به اردوگاه بعثی‌ها بود
دامادی محمود غلامی در ۱۷ سالگی حربه پدر بود تا او را از رفتن باز دارد، محمود تک پسر بود و از طرفی شب‌کوری‌اش مانعی بود برای اعزام. اما او رفت، عاشقانه رفت و اسیر شد.
بعدی 4 5 6 7 قبلی