کوچه مسجد رانندگان و هنرستان شهیدباهنر، پر از خاطرات دانشآموزانی است که در تلاطم جنگ و روزهای سخت آن، از جوانی خود مایه گذاشتند و برای خدمت به انقلاب تلاش کردند.
علی رنجبران هر هفته بیش از ۱۵ کتاب میخواند. این نوجوان از کتابخوانهای حرفهای محله رضائیه است. از آن کتابخوانها که در اصطلاح به «کرم کتاب» معروف میشوند.
غلامعلی خاکساری با شانزدهسال سابقه سکونت در کوچه هاشمیرفسنجانی ۱۲ از نخستین ساکنان محله است. تلاش او و دیگر ساکنان قدیمی، مجیدیه را از مکانی دورافتاده و کمامکانات به محلهای آباد و پرجنبوجوش تبدیل کرده است.
دوجعبه مقوایی نسبتا متوسط به همراه چندین سنگ وزنگیری و ترازوی قدیمی و البته یک صندلی پلاستیکی زردرنگ حکم یک علامت حضور برای کاروبار و فروش سیبزمینی و پیاز توسط حاجمراد، پیرمرد هشتادوپنج ساله محله را دارد.
سیفالله حافظی سالهایی را به یاد میآورد که نیزه هنوز روستا بود و راه ارتباطی، فقط مسیرهای خاکی بود. میگوید: آن زمان، کشاورزی محور زندگی مردم بود و تصمیم مرحوم نصراللهی، مسیر توسعه محله را برای همیشه تغییر داد.
حجت الاسلام سید قاسم بخشیان در زندان از تهدیدها فرصت میسازد و با بزرگانی همچون شهید هاشمینژاد و مرحوم طبسی جلسههایی برگزار میکند. او سال ۶۳ جذب قوه قضاییه میشود و در دادگاه انقلاب نیشابور خدمت میکند.
محدثه زیبایی، جوان ساکن محله زرکش (شهیدبصیر)، با تسلطی که بر زبان انگلیسی دارد، در مصاحبه تلویزیونی، پاسخ درخور شأن دشمنان را با زبان خودشان به آنها داد.
حجت الاسلام محمدتقی اربابی سرپرست دو شعبه معروف دادگاه انقلاب بوده است که روزی سختترین و پیچیدهترین پروندههای جنایی و باندی را به آنها ارجاع میدادند، یعنی شعب ۵ و۲.
مرتضی نعیم متولد سال۶۹، با شرکت در یک دوره غرب شناسی با انجمن راویان فتح آشنا میشود و پس از گذراندن دوره آموزشی روایتگری، با کاروانهای راهیان نور همراه میشود.
علیرضا همت آبادی که یک بار به عنوان ورزشکار و بار دیگر به عنوان قاری افتخار دیدار با امام خامنهای را داشت درحالیکه برای سومین بار اسفند سال گذشته به دیدار با رهبری دعوت شده بود از حسرتی میگوید که برای همیشه در دلش ماند.