عبدالحسین دربندی فقط یک کارمند بازنشسته نیست، بلکه بهخاطر سابقه و اینکه جزو اولین کارکنان راهآهن مشهد بوده، به حافظه تاریخ شفاهی راهآهن این شهر تبدیل شده است؛ کسی که شاهد رشد یکی از مهمترین خطوط ریلی کشور بوده است.
غلامرضا محمدزاده مغازهدار محله جنت میگوید: بعضیها عادت کردهاند برای هر چیزی چانه بزنند و تخفیف بگیرند، حتی برای یک زیپ ۱۵۰ تومانی. نمیدانم مگر قرار است در این زیپ چقدر استفاده داشته باشیم که تخفیف هم بدهیم؟
حاج حسن دامادی ۶۰سال است که نانش را از حمام به خانه میبرد. رفتن زیر دستِ قدیمیترین دلاک شهر حشس غریبی دارد. حسی از زنده کردن خاطرات قدیمی با دستان کسی که از آخرین بازماندگان این حرفه است.
علی شیدایی پزشکیار باسابقه محله پروین اعتصامی میگوید: میگوید: تمام همکاران سابقم در ارتش، رایگان پیش من میآیند، همین طور مستضعفان و خانوادههای یتیم. کارمندان هم نیمه بها هستند.
سیدمهدی کفاشبخارایی از روزگار گذشته صنعت چرم خاطرات بسیاری دارد؛ روزهایی که پدرش یکی از چرمفروشان شناختهشده مشهد بود و رفتوآمد مشتریان و اهل این حرفه، بخشی از زندگی روزمره خانواده به شمار میآمد.
حاج محمدعلی دهقانپور؛ نزدیک به ۴۰سال است که به حرفه چاقوسازی مشغول است، کاری که به قول خودش با عنوان چلونگر از آن یاد میشود، او میگوید: این شغل را "حداد"، "چاقوساز"و "کاردساز" هم میگویند.
سر کوچه بازارچه سراب مغازهای است که عطر گیاهان دارویی آن با خانواده شاعر مطرح مشهدی، مهدی اخوان ثالث درهم آمیخته است. عطاری «آقْ علی عطّار» را هنوز نسل چهارم این خانواده اداره میکند.
سید عبدالله رضویراد، صاحب بقالی در محله فلسطین است. او که در میان اهالی به آقاسید شهرت دارد، کسب روزی حلال و رضایت خلق خدا را از مهمترین اصول زندگی خود میداند.