ریحانه نظری میگوید: به میدان آمدم تا از آن لحظات بهیادماندنی عکس بگیرم و این اتحاد همگانی را برای نسلهای بعدی ثبت کنم، اما تنها بودم و به فکر افتادم که افراد فعال را درکنار خودم داشته باشم تا اتحاد مردم را بتوانیم بهتر ثبت و منتشر کنیم.
آذین زرینپور میگوید اگر طراحی دکوراسیون محله را به او میدادند، درختان را در جای جای محله قرار میداد. تابلوهای مغازهها را یک رنگ و یک اندازه بالا میکشید، خانهها را رنگ بهار، تابستان، پاییز و زمستان میکرد.
هانیه دهقاننیری، سرآشپز و مدرس مشهدی نهتنها در عرصه آشپزی و قنادی نامی شناخته شده است، بلکه میکوشد مفهوم «گاسترونومی» یعنی پیوند میان غذا، فرهنگ و سبک زندگی را در مشهد و سراسر ایران گسترش دهد.
ستایش رازنهان، دختری که آرامآرام مسیر خودش را در موسیقی پیدا کرده است؛ مسیری که از جمعهای خانوادگی و تماشای دستان هنرمند پدربزرگ و پدر آغاز شد و حالا به کسب مقامهای استانی و کشوری در تار و دوتارنوازی رسیده است.
اینجا ایستگاه اجتماعات شبانه مسجد الزهرا(س) است؛ جاییکه هر شب بوی چای صلواتی و شربت نذری با صدای دعای توسل گره میخورد. بچههای مسجد الزهرا(س) حالا هفتادمین شبی است که حضور در تجمعات را زنده نگه داشتهاند.
عیسی صادقیزاده میگوید: اولینبار بعد از فوت نابهنگام مرحوم پدرم که خیلی دوست داشت آرامگاه فردوسی را ببیند، به این مکان رفتیم. لحظهشماری میکردم و اشعاری از شاهنامه را که هنوز حفظ بودم، میخواندم.
محمد جواد ضیایی خطاط جوان منطقه ۴ است. او میگوید: در سربازی خطهای ابداعیام را روی دفترهای خاطرات سربازها مینوشتم، با دواتی قرمز و یک قلم که تمام دنیای خطاطیام میشد.
کلیپهای فاطمه کبیر از اجتماعات شبانه، رتبه اول را در سطح پایگاههای حوزه ۷ حضرت زینب (س) کسب کرده است. او میگوید: به نظرم هر تصویری نشاندهنده حسوحال یک انسان منحصربهفرد است.
خراسان رضوی، به ویژه مشهد، همواره یکی از کانونهای مهم شکل گیری و تداوم هنرهای سنتی و بومی ایران بوده است و در میان این هنرها، فرت بافی به عنوان یکی از شاخههای کمتر شناخته شده است که نقشی مهم در تأمین پوشاک و منسوجات خانگی خانوادهها در گذشته ایفا میکرده است.
رکسانا حسنزاده توانسته با نوشتن کتاب تصویری «نجات ماهی» مقام اول داستاننویسی را در سال ۱۴۰۳ به دست آورد. این مسابقه را نهاد کتابخانههای عمومی کشور برگزار کرده و او تا سطح استانی پیش رفته است.