کد خبر: ۱۴۸۹۳
۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
استاد هاشم شکوهی شاعر آیینی و انقلابی

هاشم شکوهی شاعر آیینی مشهد همیشه برای اهل بیت می‌سرود

هاشم شکوهی شاعر سرشناس اهل‌بیت (ع) و انقلاب ۱۴دی ۱۳۹۴، درگذشت. پیشینه خانوادگی‌ او با اهل بیت گره خورده است و آبا و اجداد آقای شاعر نسل در نسل در نقاره‌خانه حضرت مشغول خدمت بوده‌اند.

«هاشم شکوهی» متولد ۱۳۱۲ بود. در سراسر عمرش، مشهد را ترک نکرد. او شاعر شهری بود که حرم در مرکز آن می‌تپید و از کودکی تا پایان عمر، خود را در شعاع این تپش تعریف کرد. در خانواده‌ای متدین به دنیا آمد و فضای خانه، هم ایمان را در او عمیق کرد و هم احترام به کار و نان حلال را.

برخلاف برخی جریان‌های نوگرای شعر مذهبی، شکوهی خود را در همان چهارچوب کلاسیک غزل و دوبیتی نگه داشت، اما با تزریق تجربه‌های زیسته معاصر مثل رنج یک رهگذر یا هشت سال دفاع مقدس به این قالب‌ها، آنها را زنده و امروزی کرد. سرانجام در ۱۴دی ۱۳۹۴، پس از دوره‌ای بیماری و نقاهت، در مشهد درگذشت. روز بعد، پیکرش از مقابل حرم امام رضا (ع) تشییع شد. کسی که از کودکی در سایه‌اش بزرگ شده و شعر‌های بسیاری درباره ایشان گفته بود. 

گفتگوی زیر آذر سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است و مجدد بازنشر می‌شود. 

«منظر دل‌های ماست، کرب و بلای حسین

مرغ دل ما زند، پَر به هوای حسین

یک نگه کربلا بِه بود از صد بهشت

جنت اهل دل است، صحن و سرای حسین...»

هر بار که نوبتِ ردیفِ شعر می‌رسد، کلمه «حسین» در گلویش می‌شکند. انگار که رد یک خاطره را گرفته‌اند و ۱۳۷۰‌سال کشیده‌اند و کشیده‌اند تا برسد به امروز و حنجره سالخورده مردی که در حصار کتاب‌ها و کتابخانه کوچکش نشسته و این روز‌ها بیش از همیشه قافیه ردیف می‌کند، به یاد کسی که از او با نام «امام شهیدان» یاد می‌کند.

خانه هاشم شکوهی شاعر سرشناس اهل‌بیت (ع) و انقلاب را در محله امام رضا(ع) مشهد پیدا می‌کنیم. (تضاد عجیبی‌ست، اینجا همه‌چیز بوی شعر دارد) جایی که می‌شود به راحتی هیاهوی یک خیابان را پشت دیوار این خانه جا گذاشت. هاشم شکوهی متولد ۱۳۱۲ است. او که پایین‌خیابان مشهد به دنیا آمده، پیشینه خانوادگی‌اش با اهل بیت گره خورده است. آبا و اجداد آقای شاعر نسل در نسل در نقاره‌خانه حضرت مشغول خدمت بوده‌اند.

 

انگار با شعرهایش عزاداری می‌کند

از یک زندگی شاعرانه نمی‌توان جز شعر انتظار دیگری داشت. حرف اول‌مان اگرچه از خاطرات کودکی آقای شاعر است، اما خیلی زود دوباره گپ‌مان به شعر گره می‌خورد. برای شکوهی بخشی از رسالت شعر در بیان سوز و گداز اهل بیت حسین (ع) و واقعه عاشورا تعریف می‌شود:

پیشینه خانوادگی‌اش با اهل بیت گره خورده است. آبا و اجدادش نسل‌درنسل درنقاره‌خانه حضرت مشغول خدمت بوده‌اند

خنده‌کنان می‌رود، روز جزا در بهشت

هرکه به دنیا کند، گریه برای حسین

غم نخورد بعد از این، بهر سرای دگر

آن که «شکوهی!» شود، نوحه‌سرای حسین حال و هوای محرم و صفر‌های قدیم در ذهنش می‌نشیند؛ «هرکس برای عزاداری‌اش شیوه‌ای می‌شناسد. این کلمات سینه‌زنی من برای آن داغ جاودان هستند. در خلوت آن‏ها به عقیده خودم عزاداری اباعبدا.. را داشته‌‏ام.» او برای عزاداری آگاهانه، عزای حضرت زینت (س) را بهترین الگو می‌داند و ارادتش به این اعتقاد را این‌طور به زبان جاری می‌کند:

زینب که به صبرو استقامت یکتاست

هر جا سخن از شهامتش در دنیاست

در کوفه چو کرد خطبه انشاءگفتند:

یکسر همه این صدا صدای مولاست

 

استاد هاشم شکوهی، شاعر آیینی

 

نان حلال به من لیاقت داد

صحبت‌ش به میانه كه می‌رسد از پدرش مرحوم كربلایی محمدتقی شكوهی یاد می‌كند و اینكه پیشینه آهنگری داشته و نان حلال به خانه می‌آورده است. روی نان حلال سفت تكیه می‌كند و اعتقاد دارد، همان نان حلال به او لیاقت خادمی اهل بیت(ع)  داده است؛«پدرم شب‌ها كتاب‌های دینی چون داستان معراج، معرا‌لحدیث، بحارالانوار و ... را برایمان می‌خواند و تاكید داشت آن‌ها را مرور كرده و در زندگی از آن‌ها استفاده كنیم.»

حاج حیدر‌تهرانی با تخلص «معجزه»، استاد آقای شكوهی و از افراد موثر در زندگی او بوده است. وی می‌گوید: من اغلب شب‌ها به منزل شوهر عمه‌ام حاج شیخ‌علی مروی می‌رفتم و تا صبح پای صحبت‌های استاد حیدری كه آنجا حضور داشتند، می‌نشستم. به اذعان خودش چیزهایی از عرفان از او گرفته كه مسیر راهش شده است. 

 

کوچک‌ترین طلبه مدرسه علمیه

شکوهی در ۷ سالگی به مکتب رفت. او همچنین زمانی که کمتر از ۹ سال داشت، توی حسینیه کرمانی‌ها پای منبر حاج‌شیخ می‌نشست، وقتی هم ۱۰ سال داشت در مکتب‌خانه مرو درس می‌خواند. بعد از آن هم در ۱۳ سالگی به مدرسه حوزوی رفته و به‌عنوان کوچک‌ترین طلبه مدرسه بود، ۳ سال مشق طلبگی فراگرفت.

شکوهی در ۱۳ سالگی به مدرسه حوزوی رفته و به‌عنوان کوچک‌ترین طلبه مدرسه، ۳ سال مشق طلبگی فراگرفت

 

از صحرای کربلا تا خاکریز‌های جنگ

عمده غزل‌ها و رباعی‌های شکوهی با زندگی ائمه‌اطهار (ع) پیوند خورده است. او ماحصل سال‌ها سرودن اشعار مذهبی و انقلابی را چاپ دو عنوان کتاب می‌داند و بیان می‌دارد:یکی «منظر دل‌ها»‌ست که با موضوع محرم و صفر، زمستان ۸۶ به چاپ رسیده و دیگری «آیینه حکمت» نام دارد که سال ۸۸‌چاپ و روانه بازار شده است. شکوهی اشعارش را در دو بُعد تصویر کرده و می‌گوید: یکی از ابعاد اشعار من وجه عارفانه آن است و جنبه دیگر آن را غزلیات، پند و حکمت تشکیل می‌دهند.

این شاعر در اشعارش از صنایع ترکیب‌بند، ترجیع‌بند و ... استفاده کرده و ۲۵ غزل دارد و در میان اشعار چاپ شده او ۲۷۰ رباعی (دوبیتی) دیده می‌شود. اشعار جبهه و جنگ نیز بخش مهمی از کار‌های شکوهی را تشکیل می‌دهند که البته هنوز به مرحله چاپ نرسیده‌اند. شکوهی در این رابطه می‌گوید: زمان جنگ به اتفاق مرحوم کمال، مرحوم نگارنده، حاج آقا سروی‌ها در جبهه‌ها شعر می‌سرودیم و مجموعه‌ای بی‌نظیر در دست داریم که قرار است به مرحله چاپ برسد. به بیان او هم اکنون کتاب «آیه‌های رحمت» و چندی دیگر از غزلیات او در اولویت چاپ قرار گرفته‌اند.

 

کار فرهنگی شوخی نیست

برای اینکه حس و حال اشعارش را بدانم، باید میانبری به اهدافش بزنم. می‌گوید: کار فرهنگی شوخی‌بردار نیست. کسی که کار فرهنگی می‌کند چه شاعر، چه نوسینده و... مسئولیتی دارد که باید آن را به نحو احسن انجام دهد. وی که در سال ۸۸ به عنوان پیر‌غلام منتخب استان انتخاب شده، با انتقاد از عملکرد بعضی مجلات و رسانه‌ها ادامه می‌دهد: وقتی در مجله یا کتابی مطلبی درج می‌کنیم، باید بدانیم که فکری را انتشار داده‌ایم که در جامعه اثر‌گذار خواهیم بود.

 

استاد هاشم شکوهی، شاعر آیینی

 

گنجینه‌ای ارزشمند درخانه

شکوهی از دوران نوجوانی، اقدام به جمع‌آوری گنجینه‌ای ارزشمند از فایل‌های صوتی کرده که به سخنرانی‌ها و صحبت‌های عالمانی اختصاص دارد که وی پای منبرشان می‌نشسته است. او که هم‌اکنون همه این نوار‌ها را محفوظ در خانه دارد، در پی کمکی است تا بتواند آنها را پیاده کرده و به چاپشان برساند. شکوهی می‌گوید: اغلب نوار‌هایی که ضبط کرده‌ام، حاوی منبر‌ها و سخنرانی‌هایی هستند که حتی ارگان‌های مختلف هم در آرشیوشان ندارند.

تابلو‌های تبلیغاتی حاوی شمیم رضوی باشند

اما حرف آخر ما با شکوهی از محله‌شان است. او بلافاصله موضوع خدمات‌رسانی فرهنگی در این محلات را پیش می‌کشد و تاکید دارد: این محلات با توجه به همسایگی با حرم، محل تردد زائر و مجاور هستند که این موضوع رسالت فرهنگی شهرداری را دوچندان می‌کند.

او معتقد است: شهرداری باید در خصوص تابلو‌های اطراف حرم و محتوای آنها تجدید‌نظر کند. عالمان و بزرگان گفته‌اند: زائر را باید برای زیارت آماده کنیم، وقتی زائر در حال مشرف شدن به حرم است، با تصاویر مختلفی مواجه می‌شود که محتوای آنها حرفی برای گفتن ندارند و در حقیقت زائر را برای ورود به حرم آماده نمی‌کنند. شکوهی پیشنهاد می‌دهد: شهرداری تابلو‌های تبلیغاتی را به‌گونه‌ای ساماندهی کند که شهر امام رضا (ع)، شمیم رضوی خود را از دست ندهد.

حسن‌ختام این حرف‌های او هم شعریست در وصف حس و حال همسایگی امام رضا (ع):

بود به مشهد ایران، بهشت ما حرمت/ چه دلرباست رواق و چه دلگشا حرمت

ز خانه‌ام نبود تا بهشت چندان راه / مرا که فاصله‌ای نیست خانه تا حرمت...

 

*این گزارش آذر سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام