احمد خوشنیت هنوز همان آدمی است که طاقت یکجانشستن ندارد. ورزش میکند، شعر مینویسد، کتاب چاپ میکند و برای آینده برنامه دارد؛ فقط اینبار آرامتر از گذشته حرف میزند. انگار در این چند سال با خودش و دنیا به صلح رسیده است.
ایرج افشار اسفند ۱۳۴۸ خورشیدی در سفری سهروزه به مشهد با نامداران علم و فرهنگ مشهد دیدار می کند و گزارش این سفر را با عنوان «هفت بند سفر مشهد» به چاپ می رساند؛ سفری که سرشار از دیدارهای علمی، فرهنگی و تاریخی است.
قالب بیشتر اشعاری که روی کتیبههای سنگی حک شده، قصیده است؛ قالبی که امکان توصیف، مدح و روایت را همزمان فراهم میکرده است. مضمون اصلی نیز مدح امام رضا (ع) و ستایش جایگاه معنوی حرم مطهر امامرضا(ع) است.
شاید خیلی از اهالی میدان پانزده خرداد (فلکه ضد) ندانند که سعید تقینیا، غزلسرای خوب مشهد، که دستی در خوشنویسی و نقاشی هم دارد و یک مجموعه داستان کوتاه و یک رمان هم برای چاپ آماده کرده مغازهداری در همسایگی آنهاست.
قاسم رفیعا میگوید: آن چیزی که شعر «بچه محله امام رضا (ع)» را زیبا کرد نه قوت و زیبایی شعر که بده بستانهای آن بین بود. حالی که آقا به شعر داد شعر را جان بخشید.این روزها حتی دلم نمیخواهد این شعر را بخوانم.
هاشم شکوهی شاعر سرشناس اهلبیت (ع) و انقلاب ۱۴دی ۱۳۹۴، درگذشت. پیشینه خانوادگی او با اهل بیت گره خورده است و آبا و اجداد آقای شاعر نسل در نسل در نقارهخانه حضرت مشغول خدمت بودهاند.
بیشاز دوماه است که نرگس اکبرپور -سراینده شعر- و فرزندش سیدمحمدطاها اعتمادی، مداح دههنودی به عشق رهبر شهید و ایران عزیز، شبها در خیابان حضور مییابند و حالا با آغاز ماه محرم کار مضاعفی را آغاز کردهاند.
سیدمحمد مهدوی الحسینی از ۳۵ سالگی شعر گفته و بیشتر سرودههایش در قالب غزل است و حالا مجموعه اشعارش به حدود ۷ هزار بیت رسیده است. با این حال، هر بار که او را شاعر میخوانند، پاسخ یکسانی میدهد: «من شاعر نیستم؛ دلی ابیاتی میسرایم.»
زمانیکه محمود ذاکری در دهسالگی اولین شعرش را برای پدر خواند، تشویقهای پدر، او را بهسمت شاعری سوق داد. او با وجود نداشتن سواد دانشگاهی، تنها با اتکا به ذوق، قریحه و عشقی که به شاعری داشته، دیوانی چندهزاربیتی سروده و چاپ کرده است.
کتابهای زهرا سلحشور شاعر، نویسنده و سفیر کتاب محله خینعرب برگرفته از زندگیهای واقعی است. برای شناخت عمق قلم او، باید به سالها پیش بازگشت؛ به خانهای که در آن، زنی درسناخوانده، بزرگترین معلم ادبیات دخترش شد.
سر کوچه بازارچه سراب مغازهای است که عطر گیاهان دارویی آن با خانواده شاعر مطرح مشهدی، مهدی اخوان ثالث درهم آمیخته است. عطاری «آقْ علی عطّار» را هنوز نسل چهارم این خانواده اداره میکند.
محمد معتمدی که سال 89 در مسابقههای تکواندو کشوری اول شد، در شعر و ادبیات نیز دستی دارد و حتی در این رشته نیز توانسته مقام سوم استانی را کسب کند.
دوشنبهها برای اهالی محله بهاران، روزی است که در آن، واژهها از دل کتابها بیرون میآیند و در فضای صمیمی زیرزمین کتابخانه حضرت خدیجه (س) جان میگیرند. اینجا، هرهفته محفل ادبی «نسیم سحر» برپاست و علاقهمندان دورهم جمع میشوند.
هاشم طوسی، از شاعران جوان منطقه ثامن است که زندگی هنری خود را وقف ذکر اهل بیت (ع) کرده است. او از سال ۷۵ و همزمان با ورود به جلسه مذهبی «شیفتگان اهل بیت» کار سرودن شعر را آغاز کرده است.
علی نیکخواه، نوجوان ۱۵ ساله ساکن محله شهید فرامرزعباسی، در ادبیات و شاعری هم دستی توانا دارد. آثارش ابتدا نثری ساده داشت و به تدریج به صورت شعرهایی درآمد که وزن و قافیه در آنها رعایت میشد.
شب شعر «سپندوار»؛ محفلی که از اواخر دهه ۸۰ و در پی نشستهای شعری همزمان با سفرهای نوروزی رهبر معظم انقلاب به مشهد شکل گرفت و بهتدریج هویتی مستقل پیدا کرد؛ هویتی که آن را از یک مراسم مناسبتی فراتر برد.
جواد بهاری، ساکن محله احمدآباد در دوران نوجوانی بر اثر بیماری دو چشم خود را از دست داد، اما این موضوع او را نه تنها ناامید نکرد بلکه او را به روشندلی شاعر تبدیل کرد.
«شفیق» تخلص علیاکبر خویشاوندی است و اینطور که خودش میگوید، این عنوان را به این دلیل انتخاب کرده تا شفیق شعرهایش باشد.
محمدرضا میرنژاد شاعری نابینا و متولد زابل است و به عشق امام رضا(ع) ساکن مشهد شده است. شاعر شدنش نیز ماجرای شنیدنی دارد. میرنژاد میگوید: شهادت داییام توسط قاچاقچیان مواد مخدر سبب شد که اولین شعر را در سوگ دایی شهیدم بگویم.
ساکنان محله شیرودی «جلال کیانی» را به عنوان بازنشسته دانشگاه فردوسی مشهد میشناسند و نمیدانند او شاعر است و سه کتاب آماده چاپ دارد، همچنین کیانی طرحی با عنوان دابل فوتبال دارد.